نگاهی کوتاه به حیات علمی و اخلاقی علّامه امینی

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
مرتب سازی بر اساس
 

نگاهی کوتاه به حیات علمی و اخلاقی علّامه امینی

تهیه و تحقیق: معاونت پژوهش پایگاه اینترنتی حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی makarem news

چکیده: حیات علمی علامه امینی در یک نگاه / تألیفات علامه امینی / الغدیر و علامه امینی / نگاهی اجمالی به فهرست کتاب الغدیر / امتزاج الغدیر با آیات قرآن کریم / امانت داری علامه امینی / علامه امینی و رعایت ادب علمی / اعتنای علامه به وحدت اسلامی / علامه امینی و تأسیس کتابخانه امیرالمؤمنین(ع) / نظر علامه امینی درباره کیفیت و کمیت چاپ کتب دینی / نگاه اصلاح گرانه علامه امینی به منابر، آیین ها و مناسک مذهبی / علامه امینی و تلاش برای غنی سازی مفهوم زیارت / عبادت و اخلاق در سیره علامه امینی / وفات علامه امینی
کلمات کلیدی: اهل سنت,حديث غدير,خلافت,منهاج السنة,امام علی,غدیر خم,شیعه,امامیه,حضرت علی,زیارت,علامه امینی,الغدیر,عزاداری,ابن تیمیه,تبریز,فاتحة الكتاب,امیرالمؤمنین,وحدت اسلامی,شیخ عبدالکریم حائری,شهداءالفضیلة,عبدالحسین امینی,ادب الزائر,سیرتنا و سنتنا,ثمرات الاسفار,العترة الطاهرة فی الکتاب العزیز,مدرسه طالبیه,شيخ محمّد خيابانى,ستارخان,سیدمحمد مولانا,سید مرتضی خسروشاهی,هدایة الانام,سید ابوالحسن اصفهانی,میرزا محمدحسین نایینی,محمدحسین غروی اصفهانی

نگاهی کوتاه به حیات علمی و اخلاقی علّامه امینی

تهیه و تحقیق: معاونت پژوهش پایگاه اینترنتی حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی


روز جمعه، 12 تیرماه 1349هـ ش، علامه عبدالحسین امینی، عالم، متفکر و نویسنده بسیار بزرگ و برجسته شیعی، بعداز یک عمر مجاهدت علمی و به تألیف ده ها کتاب ارزشمند که فقط یک نمونه از آنها، اثر بی نظیری همچون الغدیر است، در هفتاد سالگی دار فانی را وداع گفت.

حیات علمی علامه امینی در یک نگاه
«عبدالحسین امینی»، به سال ۱۳۲۰هـ ق در شهر تبریز به دنیا آمد. او فرزند «میرزا احمد امینی»، امام جماعت یکی از مساجد تبریز و عالمی شناخته شده در این شهر بود.(1)

عبدالحسین که در تبریز مبارزات انقلابيون و مشروطه خواهانى همچون شيخ محمّد خيابانى، باقرخان و ستارخان را از نزديك ديده بود(2) در همان شهر و در «مدرسه طالبیه»، علوم مقدمات را فرا گرفت و پس از یادگیری قرآن و دیگر دانش های مقدماتی، برای فراگیری فقه و اصول، نزد اساتیدی همچون سیدمحمد مولانا، مؤلف مصباح السالکین، و سید مرتضی خسروشاهی و شیخ حسین مؤلف هدایة الانام تلمذ کرد.(3) پس از آن و هنگامی که به 22 سالگی رسید برای تکمیل تحصیلات خود راهی نجف شد و نزد اساتیدی چون سید محمد فیروزآبادی و سید ابوتراب خوانساری، به فراگیری دانش پرداخت.(4)

ایشان پس از سال ها کسب علم نزد اساتید متعدد، توانست از بزرگانی چون سید ابوالحسن اصفهانی، میرزا محمدحسین نایینی، محمدحسین غروی اصفهانی(5) و شیخ عبدالکریم حائری یزدی اجازه اجتهاد دریافت کند.(6) توجه به تاریخ درگذشت این بزرگان - که بین سال های 1355هـ ق تا 1364هـ ق، بوده - و مقایسه آن با سال تولد علامه امینی - که سال 1320هـ ق بوده - نشان از نبوغ ایشان دارد که توانسته قبل از رسیدن به 35 سالگی، اجازه اجتهاد و روایت حدیث از آن بزرگان کسب کند.

علامه امینی پس از کسب اجتهاد، به تبریز بازگشت. مجالس سخنرانى او در تبریز با پند و اندرز و ارشاد و تهذيب نفس همراه بود. مردم را به وسيله معارف دينى و در پرتو قرآن كريم و سنت شريف نبوى و احاديث اهل بيت ارشاد و راهنمايى مى كرد. در عين حال براى مردم قدم هايى اصلاحى برمى داشت و هم زمان با اين اقدامات اصلاحى، عزم وى بر مطالعه و تحقيق و تأليف بود و قسمتى از وقت خود را براى آنها اختصاص مى داد كه از ثمرات ارزشمند آن، تأليف نفيس «تفسير فاتحة الكتاب» بود و اين اولين گام در ميدان مقدس تالیفات دينی بود. در مجالسى كه سخنرانى مى‌ كرد به تدريس اين كتاب هم مى پرداخت.(7) با این حال علامه مدّت زیادی در تبریز نماند و پس از مدتی دوباره به نجف مراجعت نمود.(8)

تألیفات علامه امینی
علامه امینی، در کنار همه ابعاد علمی خود، نویسنده ای پر کار و محققی دقیق بود که در موضوعات مختلف علوم اسلامی، تألیفات بسیار گرانسنگی از خود بر جای گذاشت. آثار قلمی این پژوهشگر توانمند را تا بیش از 40 اثر نیز شمرده اند که عنوان برخی از شناخته ترین شان عبارت اند از:

1. الغدیر فی الکتاب والسنة: در اثبات جریان غدیر و خلافت بلافصل امیرالمؤمنین علیه السلام.

2. تفسیر فاتحة الکتاب: تفسیر سوره فاتحة الکتاب و اوّلین اثر علّامه.

3. شهداء الفضیلة: در این کتاب نام و شرح حال علمای شهید شیعه از قرن چهارم هجری تا عصر حاضر، جمع آوری شده است.

4. کامل الزیارة: علامه در این کتاب به تصحیح و تطبیق اسناد کتاب «کامل الزیارة» ابن قولویه پرداخته است.

5. أدب الزائر لمن يَمَّمَ الحائر: کتابی است مختصر درباره آداب و فضائل و مسائل مربوط به زیارت امام حسین(علیه السلام).

6. سیرتنا و سنتنا: کتابی است که علامه آن را در پاسخ به شبهات و اتهاماتی که به شیعیان و مذهب تشیع وارد می شد، نگاشته است.

7. المقاصد العلیّه فی المطالب السنیّة: کتابی که بحث های و تحلیل های تفسیری علامه از برخی آیات قرآن در آن آمده است.

8. ریاض الانس: کتابی است مشتمل بر موضوعات ادبی و تفسیری و تاریخی.

9. ثمرات الاسفار الی الاقطار: این کتاب گزیده های استنساخی و گزارشاتی از کتاب های کتابخانه های هند و سوریه است که می توان آن را تکمله کتاب الغدیر برشمرد.

10. العترة الطاهرة فی الکتاب العزیز او الآیات النازلة فی العترة الطاهرة: همچنان که از عنوان نیز برمی آید، علامه این کتاب را درباره شأن نزول و تفسیر آیاتی که درباره اهل بیت پیامبر نازل شده اند، تالیف نموده اند.

11. نظرة فی كتاب منهاج السنة النبویة: علامه امینی این کتاب را در پاسخ به شبهات ابن تیمیه در كتاب «منهاج السنة» به رشته تحریر درآورده است.

الغدیر و علامه امینی
نام علامه امینی، با کتاب «الغدیر» گره خورده است. کتابی که ثمره ی عمر شریف آن عالم بزرگوار بود و بخش بزرگی از حیات خود را برای تألیف آن صرف کرد. این کتاب را علامه برای زدودن غبار مهجوریت و شبهات از حادثه عظیم «غدیر» تألیف کرد و به قدری در تبیین بخش ها و موضوعات مختلف آن کوشید که تبدیل به دایرة المعارفی وسیع در عقاید امامیه و اثبات امامت و خلافت بلافصل حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) بعداز پیامبر(صلی الله علیه وآله) شد.

علامه امینی براى نوشتن الغدير، سختى هاى بي شمارى كشيد. ده‌ها هزار جلد كتاب خواند و به مطالعه كتب خطى و چاپى كتابخانه هاى آستان قدس رضوى، کتابخانه مجلس شورای ملی ایران و همچنين کتابخانه هایی در هند، ترکیه و سوریه پرداخت و در مسير پژوهش و مطالعه از نسخه هاى خطى نفيس و منحصر به فرد اين كتابخانه ها نسخه بردارى كرد.(9) او در اثنای تألیف «الغدیر» به این جمع بندی رسید که تکمیل این اثر، نیازمند وقت فراغت بیشتری است. به همین سبب تدريس را تعطيل كرد و درب رفت و آمد، به جمع هاى دوستانه و اجتماعات رسمى را بست. در كتابخانه اش گوشه نشينى اختيار كرد و يك سره تمام تلاش خود را در ميدان مقدّس دين نهاد و با اعتماد به نفس كامل حدود ۱۶ ساعت در شب و روز به كتابت و مطالعه مشغول شد.

كسى علاّمه را در حالي كه مشغول به تأليف كتابش بود شاداب و خوشحال نمى ديد مگر وقتی كه منبعى از منابع را مى يافت كه براى او اهميت زياد داشت و بايد بيشتر بر آن واقف مى شد يا هنگامی كه تصحيح سندى از اسانيد احاديث نبوى را به پايان مى رساند. زمانی كه متوجه شرح حال صحابى يا محدّث مجهولى مى شد يا وقتی كه به حديث مرسلی برمی خورد چه بسا براى شرح حال فردى در سند حديث يا تصحيح كلمه يا سندى، بيشتر از ده شبانه روز تمام وقت صرف مى كرد.(10)

نگاهی اجمالی به فهرست کتاب الغدیر
کتاب الغدیر داراى ۱۱ جلد است كه هركدام از آنها، مطالب مختلفی در بر دارد. در اینجا فهرستی بسیار اجمالی از بخش های آن ارائه می دهیم.

فصل اول کتاب مشتمل است بر: ۱- ‎اهميت غدير در تاريخ؛۲-‎ واقعۀ غدير؛ ۳-‎ عنايت به حديث غدير؛ ۴- ‎روات حديث غدير كه حدود ۱۱۰ صحابى هستند؛ ۵- ‎روات حديث غدير از تابعين پيامبر شامل ۸۴ تن؛ ۶- ‎طبقات راويان حديث غدير كه ۳۶۰ تن از علماء، حفاظ، ائمۀ حديث و اساتيد هستند و در صحاح و مسانيد، سيره ها و تاريخ ها از قرن ۲ تا قرن ۱۴ وارد شده است؛ ۷- ‎آنان كه با موضوع حديث غدير كتاب تأليف نموده اند اعم از اهل سنت و شيعه شامل ۲۶ نفر؛ ۸- ‎احتجاج اميرالمؤمنين(علیه السلام) به حديث غدير در روز شوراى عمر، روزهاى حكومت عثمان، روزهاى حكومت حضرت سال ۳۵ هجرى، روز جمل سال ۳۶ هجرى، روز ركبان و روز صفين؛ ۹- ‎احتجاجات حضرت زهرا(سلام الله علیها) با شيخين (ابوبكر و عمر) در مورد حديث غدير، احتجاج امام حسن و امام حسين(عليهماالسّلام) و عبد اللّه بن جعفر طيار با معاويه به وسيله حديث غدير در مناسبات مختلف، احتجاج عمروعاص با معاويه و همچنين عمار ياسر و اصبغ بن نباته در مجلس معاويه راجع به حديث غدير و هم‌چنين مناظرۀ دارميّه حجونيّه پيرامون حديث غدير با معاويه، احتجاج عمر بن عبد العزيز و مأمون عباسى با اين حديث در وقايع مختلف و قصه ها و داستان هايى در زمان هاى مختلف راجع به این حدیث شریف؛ ۱۰-‎ غدير در قرآن؛ ۱۱- ‎تحريفات طبرى، ابن كثير دمشقى، فريه قطبى، عسقلانى، سيوطى، آلوسي، ابن حزم آندلسى و... و اكاذيب شان در مورد شيعه اهل بيت؛ ۱۲- ‎حديث تهنيت به امام على(ع) به خاطر امارت بر مؤمنين در روز غدير؛ ۱۳- ‎حكم صادركردن در مورد سند حديث غدير و سخنانى چند در مورد آن؛ ۱۴- ‎قرائن مربوط به حديث غدير و... .

فصل دوم کتاب مشتمل است بر: ۱- ‎شعراى غدير در قرن های اول و دوم و سوم هـ ق؛ ۲- ‎آيات نازل شده در مورد روز غدير؛ ۳-‎ احاديث وارده در مورد روز غدير.

فصل سوم کتاب مشتمل است بر: ۱- ‎بقيه تراجم شعراء غدير در قرن سوم و قسمتى از قرن چهارم؛ ۲- ‎پاسخ علاّمه به اكاذيب، افتراءات و اتهامات طرح شده علیه شیعه از سوی ابن عبدربه آندلسى، ابوحسين خياط معتزلى، ابو منصور بغدادی، ابن حزم آندلسى، أشعرى ابو الفتح محمّد بن عبد الكريم شهرستانى، ابن تيميّه حنبلى، ابن كثير دمشقى، محمّد رشيد رضا، و...؛ 3- شعرای غدير در قرن چهارم.

فصل چهارم کتاب مشتمل است بر: تراجم بقيه شعراء غدير در قرن های چهارم و پنجم و قسمتی از قرن ششم.

فصل پنجم کتاب مشتمل است بر: ۱- ‎احاديث، داستان‌ها، نوادر و شواهد متعدد، ردّيه‌هاى دندان شكن و انكارناپذير بر دروغ ها و اتهامات بى‌اساس بعضى منابع و مؤلّفان؛ ۲- ‎بقيه تراجم شعرای غدير قرن ششم و هفتم؛ ۳- ‎ليست احاديث موضوع و مقلوب.

فصل ششم کتاب مشتمل است بر: ۱- ‎شعراء حديث غدير در قرن هشتم همراه با قصائد مطوّل علاء الدّين حلّى؛ ۲- تعداد ‎۱۳۴ مصدر و منبع براى حديث «انا مدينة العلم و علىّ بابها».

فصل هفتم کتاب مشتمل است بر: ۱- ‎تراجم شعراء حديث غدير در قرن هفتم؛ ۲- لیستی از نمونه های ‎غلو در فضائل ابوبكر، آراء، تدابير و سلوكش؛ ۳- ‎ابو طالب و اشعارى در رابطه با ايمان و مواضع مشهود وى.

فصل هشتم کتاب مشتمل است بر: ۱-‎ بقيه فضائل ابو طالب و بحث‌هايى ارزشمند و دروس دينى و تاريخى؛ ۲- ‎بقيه نمونه های غلو در فضائل ابو بكر؛ ۳-‎ لیستی از نمونه هایغلو در فضائل عمر و احاديثى كه هيچ برهانى بر صحّت آنها نيست؛ ۴- لیستی از نمونه های‎غلو در فضائل عثمان، اعمال و احكام و بدعت‌هاى او و نیز نزديكی اش به بنى اميّه و اذيت و آزار عثمان بر صحابى جليل القدر ابوذر غفّارى و عبد اللّه بن مسعود و همچنین توزيع نامناسب بيت المال و مناصب به نزديكان خويش.

فصل نهم کتاب مشتمل است بر: ۱- ‎تراجم جمعى از اعاظم و بزرگان صحابه و جعليات تاريخ دربارۀ آنها؛ ۲- ‎بقيه اعمال و تدابير و اقدامات عثمان؛ ۳- ‎اقدامات مروان بن حكم تا قتل عثمان.

فصل دهم کتاب مشتمل است بر: ۱- ‎مناقب خلفاء و سيرى در متن و سند آنها وغلوهايى كه در مورد فضائل معاويه در تاريخ نقل شده؛ ۲- شرح ‎بقيه بحث مناقب خلفاء؛ ۳- ‎اقدامات و تدابير معاويه و گرفتن بيعت براى يزيد؛ ۴- ‎جنگ ابن هند و عمالش با على(عليه السّلام) و دفاع ابن حجر از معاويه؛ ۵- احادیثی درباره على(عليه السّلام).

فصل يازدهم کتاب مشتمل است بر: ۱- ‎مواضع شرم آور معاويه در مقابل ابو محمّد حسن زكى سبط رسول اللّه ‎و قتل وى و مثالب مختلف در مورد معاويه؛ ۲- ‎كشته شدن حُجر و اصحابش بدست معاويه، داستان تعقيب شيعيان على(عليه السّلام) در هر جا و مكانى كه بودند و جريان استلحاق (كه معاويه با شهادت دروغ زياد بن ابيه را برادر پدرى خود معرّفى كرد)؛ ۳-‎ غلّو فاحش، داستان‌ها و خرافات جعلى درباره برخی از صحابه.(11)

داستانی درباره اتقان کتاب الغدیر
درباره اتقان کتاب الغدیر و ارجاعات بسیار مستند و دقیق آن به منابع اهل سنت، سخن فراوان گفته شده و تشریح ابعاد مختلف آن در این نوشته کوتاه امکان پذیر نیست. با این حال نقل یک داستان کوتاه راجع به بعد از این اثر گرانسنگ خالی از لطف نیست.

بعد از انتشار کتاب الغدیر، برخى از معممين بزرگ و شخصيت هاى بزرگى دولتى، نظامى، قضايى که از اهل سنت بودند، جلسه ای با حاکم وقت نجف، «نورالدين نعسانى»، برگزار کردند و از روی تعصبات مذهبی از او خواستند كه علاّمه امينى را جهت محاكمه به دادگاه تحويل دهد. آنها ادعا کردند كه كتاب «الغدير» باعث تفرقه بين مسلمين شده و شبهاتى را درباره خلفاى سه گانه پديد آورده است. آنها در صدد بودند با تحريك نعسانى به صورت قانونى از علاّمه انتقام بگيرند. نعسانى كتاب الغدير را طلب كرد تا پس از خواندن، درخواست شان را پاسخ گويد. پس از دريافت كتاب، مهلتى براى خواندن آن خواست تا بعضى مدخل هاى قانونى و مواد جرمى را از آن بيابد و براى محاكمه آماده سازد. روزها و هفته ها گذشت و نعسانى كوچك ترين موردى در کتاب نیافت. بعد از مدتی که آن حسودان خنّاس، پی گیر شکایت خود از علامه شدند، به آنها گفت: حكم من اين است كه او را بايد اعدام كرد، تمامى كتب او را سوزاند و اموال و املاكش را مصادره كرد و به بدترين شكل، شكنجه اش نمود، اما تمام اينها فقط منوط به يك شرط است. آیا این شرط را می پذیرید؟ آنها سرشار از هيجان و احساس پاسخ دادند: بله؛ هر چه بخواهى ما آن را عملى مى سازيم. نعسانى گفت: شرط اين است كه شما تمامى مصادر، مسانيد، كتب و صحاح تان را بسوزانيد تا ديگر براى امینی حجتى نباشد كه عليه ما كتابى بنويسد و در هنگام محاكمه نتواند بدان ها احتجاج كند. زيرا تمامى احاديث و رواياتى كه در الغدیر نقل كرده، همه از صحاح، مسانيد، سير و كتب خود شما است و در احتجاجات، مناظرات و مناقشات از آنها بهره مى برد. بدين ترتیب، آنها دست خالى بازگشتند در حالی كه نااميد و شرمگين از اين ننگ بودند.(12)

امتزاج الغدیر با آیات قرآن کریم
نكته بسیار برجسته و قابل توجه «الغدیر» آمیختگی آن با قرآن مجید است. در مطالعه كتاب همواره با آيات قرآن، به صورت هاى گوناگون افتتاح، اختتام، استدلال، تأييد، تضمين و اقتباس، روبه رو مى شويم و هر کسی حتی یک بار این کتاب را تورق کرده باشد نیز به آن گواهی می دهد. علامه وقتى مى خواهد سخنانى را به عنوان ديباچه با خواننده بگويد با آيات نورانى قرآن بيان مى‌ كند و اين آميختگى نورانيت ويژه اى به اين كتاب بخشيده است و اين چگونگى حال مؤلف را مى رساند كه مؤلف كتاب تا چه اندازه با كتاب خدا مأنوس بوده است و گويا قرآن در سينه او جایگاهی مهم یافته بود كه كتابش چنين با قرآن ممزوج شده است و از نور قرآن هدايت گرفته است و به خاطر همين است كه «عبد الفتاح عبد المقصود» مصرى استاد دانشگاه اسكندريه می گويد: «او [علامه] به حق از قرآن هدايت مى طلبد».(13)

امانت داری علامه امینی
امانت ‌دارى يكى از مهم ترین سجاياى اخلاقى است و در قرآن و احادیث همواره مورد تأکید قرار گرفته است. امانت دارى در تأليف و برای یک نویسنده اهميت به سزائى دارد و عدم رعايت اين صفت در نويسندگى خيانت به تاريخ و علم است. از آثار اين خيانت ها همين اختلافى است كه تاريخ نگاران شيطان صفت با خيانت و كتمان حقائق بين مسلمين به وجود آورده اند. صاحب الغدير توجه زيادى به اين مسئله داشت. چه اينكه كتبى كه پايۀ آنها بر نقل استوار است، تنها جوهرۀ اصلى و مايه وثوق شان، رعايت امانت دارى در نقل شان است. علاّمه در سراسر كتابش اين امر را مراعات نموده است و جایی پیدا نمى شود كه ايشان خيانت در نقل كرده و تحريف كلام نموده باشند. این رعایت امانت به قدری در تألیفات علامه برجسته و چشم گیر است که حتى علماى اهل سنت بر آن اقرار نموده و شخصیت شان را به این سبب ستوده اند. برای مثال استاد علاء الدين از عالمان الازهر، همواره آرزوى ديدن نويسنده الغدير را داشت و در روزنامه هاى پر انتشار قاهره به معرفى و دفاع از كتاب او مى پرداخت.

پسر علامه امینی نقل می کند که پدرم مرا همواره به رعایت امانت در تألیف توصیه می کرد و می فرمود: «هرچيزى خواستى نقل كنى، همان گونه نقل كن كه نوشته شده، مثلا اگر نوشته «على كرّم اللّه وجهه» بايد عين همان را نقل كنى و حق ندارى به جاى«كرّم اللّه وجهه» مثلا «عليه السّلام»بنويسى. بپرهيز از تصرف در كتب تاريخى».(14)

علامه امینی و رعایت ادب علمی
علامه امینی در طول عمر و تأليف خود يك بار هم ادب اسلامى را ترك نكرد. صاحب الغدير در خلال مطالعات خويش در كتب قرون گذشته و معاصران به صدها تعبير ركيك و توهين‌آميز، جعل و افترا و فحش و هتك مقدسات برخورد كرد ولى در سراسر كتاب خودش همواره وقار يك مصلح دلسوز را با خود داشته و هيچ وقت در برابر اين گفتارهاى ناروا ادب خود را از دست نداد. او مى كوشيد با روشن كردن مطالب، به هتك و توهين مؤلفان پاسخ دهد و همواره روش و منش يك محقق دوستدار را حفظ مى‌كرد و چونان دريایى عظيم بود كه هرچه در آن اندازند خيزابه نگيرد.(15)

اعتنای علامه به وحدت اسلامی
یکی از اهداف مورد اعتنای علامه از فعالیت های علمی اش، قرار دادن صفوف پراكندۀ ملل اسلامى در يك صف واحد و ايجاد وحدت بين آنها بوده است. ايشان معتقد بود كه راز تفوق و عزّت مسلمين در پرهيز از تفرّق و بنيان سعادت شان در تمسك به حبل اللّه خلاصه مى گردد. بالاترين هدف ايشان از تأليف الغدير ايجاد صلح و همدلى بين مسلمين بوده است و به همین دلیل در تمام مجلدات آن، متوجّه بود كه مطلبى ننويسد كه موجب آشفتگى صفوف مسلمين شود. روى اين جهت در كل كتابش حتى جمله اى را بدون سند به فردى يا قومى نسبت نداد و مطالب خود را با سندهاى مختلف بيان می کرد. ايشان در صفحات الغدير حدود ۱۵۰ كتاب كه موجب اختلاف بين مسلمين شده اند بررسى مى كند و مؤلفين آنها را به خاطر ایراد چنین مطالب اختلاف زایی سرزنش می نماید.

كسانى كه تصوّر مى كنند مطالب الغدير موجب تفرقه بين ملل اسلامى شده است نه تنها از مطالب و مباحث الغدير و مبناى كارى علامه در آن بى اطلاع هستند، بلکه از تأثير كتاب الغدير در ممالك اسلامى هم بى خبرند كه چگونه اين كتاب توانسته است صفوف مسلمين را به هم نزديك كند. تعداد زيادى از علمای فرق مختلف پس از خواندن الغدير به اين هدف والاى مؤلف پى برده و در تقاريظ خود به اين مطلب اعتراف نموده و او را ستوده اند. به عنوان نمونه: محمّد عبد الغنى مصرى مى‌نويسد: «از خدا مى خواهم كه به بركت آب حيات بخش و گواراى الغدير، این کتاب موجب صلح و صفا بين برادران شيعه و اهل سنت شود تا با وحدت و يگانگى بتوانند يك امّت متحد و يك بناى استوار و زوال ناپذير و يك زندگى توأم با آزادى و شرف تشكيل دهند». عادل غضبان مدير يكى از مجلات مصر مى نويسد: «اين كتاب [الغدیر] منطق شيعه را به وضوح نشان مى دهد و اهل سنت را امكان آن مى دهد كه با آراء صحيح شيعه مطلع شوند كه ان شاء اللّه اين موجب نزديكى آراء شيعه و اهل سنت شود و بتوانند يك جمعيت واحد و متحد تشكيل دهند».(16)

علامه امینی و تأسیس کتابخانه امیرالمؤمنین(ع)
گفتیم که علامه امینی هنگام تألیف کتاب الغدیر، نیاز به مراجعه به کتابخانه های مختلف جهان اسلام پیدا کرد. او از کتابخانه های متعددی بازدید به عمل آورده و در هر کدام از آنها، به توشه چینی و استنساخ کتاب های مورد نیاز خود اقدام کرده بود. فهرست بعضی از کتابخانه هایی که علامه امینی بخشی از پژوهش ها و تألیفات شان را مدیون اقامت و کار علمی در آنها هستند عبارت اند از: كتابخانه آستان قدس رضوی در مشهد، كتابخانه مدرسه سپهسالار، کتابخانه ملّى، کتابخانه مجلس شورا و کتابخانه حاج حسین ملک در تهران، کتابخانه آیت الله بروجردی در بروجرد، كتابخانه مرحوم شيخ سردار كابلى در كرمانشاه، کتابخانه شهرهای آگره، علیگر، بمبئی، لکنهو، رامپور، حیدرآباد و تینه در هندوستان، کتابخانه طاهریه و کتابخانه مجمع زبان عربی در دمشق و کتابخانه ملی و کتابخانه اوقاف حلب سوریه و کتابخانه هایی در ترکیه.(17)

هر چه بود، این مراجعه ها به کتابخانه های نقاط مختلف جهان اسلام، علامه را متوجه فقر شهر نجف از وجود یک کتابخانه بزرگ و مرکزی که منابع فراوانی در آن گرد آمده باشند، کرده بود. چرا که بزرگ ترین کتابخانه این شهر تا آن روز تنها 4هزار جلد کتاب داشت. همین کمبود، انگیزه ای برای علامه شد که کتابخانه ای بزرگ در نجف برپا کند و بدین منظور در سال 1273هـ ق و هنگامی که 53 سال داشت، شروع به این کار کرد و برای این کار از اهدای کتابخانه شخصی خودش که بیش از پنج هزار جلد کتاب داشت آغاز کرد.(18) سرانجام علامه امینی با تحمل سختی ها و مرارت های فراوان در سال 1379هـ ش، کتابخانه نجف را که مزین به نام امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) بود افتتاح کرد. کتابخانه ای که امروزه بیش از صدها هزار عنوان کتاب و تنها 70هزار عنوان کتاب خطی، در موضوعات مختلف دارد.(19)

نظر علامه امینی درباره کیفیت و کمیت چاپ کتب دینی
علامه امینی یکی از منتقدین تالیف کتاب های کم مایه، سطحی و غیرعلمی درباره موضوعات دینی و مذهبی بود. اشکال اساسی او به این گونه کتاب ها، عدم استناد مطالب شان به منابع موثق یا مبتنی نبودن بر استنباط های صحیح و استنتاج های عالمانه و مجتهدانه بود. این نظر انتقادی او به حدی بود که صریحا اعلام می کرد برخی کتاب های شرح حال ائمه را که در دورانش نگاشته شده بود، باید به دریا ریخته شوند.(20)

نگاه اصلاح گرانه علامه امینی به منابر، آیین ها و مناسک مذهبی
گاهی پیش می آمد که علامه نقدها و ناخشنودی هایش را از برخی محافل و مجالس مذهبی صریحا اعلام کند. نقد اصلی او به این مجالس و محافل ناظر به کم دانشی و بی اطلاعی و ناآگاهی سخنرانان آنها از احادیث و معارف دینی و بیان مطالب و سخنان نامستند و نامناسب از سوی آنها بود. نقد او هم واعظان و هم مرثیه خوانان را در بر می گرفت و جدیت او در این وظیفه شناسی به قدری بود که حتی یک بار در اثنای شرکت در یکی از مجالس عزاداری، به نشانه اعتراض به سخنان آن سخنران، برخاست و از آن مجلس بیرون آمد.(21)

علامه امینی و تلاش برای غنی سازی مفهوم زیارت
یکی از دغدغه های علامه امینی، اندیشیدن به ثمرات معارفی و معنوی زیارت امام زادگان بود. بدین منظور کتاب «کامل الزیارات» را برای حفظ و نشر متون زیارتی شیعه و کتاب «ادب الزائر» را برای شرح آداب امام حسین، منتشر ساخت.(22)

عبادت و اخلاق در سیره علامه امینی
علامه امینی به راز و نیاز و عبادت، خواندن نمازهای مستحبی و قرائت قرآن، علاقه و اشتغال فراوانی داشت و همواره بعد از نماز شب و نماز صبح، یک جزء قرآن تلاوت می نمود.(23) درباره زهد و تقوای او نیز همین بس که با 40 سال سکونت در شهر نجف، هیچ گاه در آنجا صاحب خانه ای شخصی نشد و خانه ای را هم که در اواخر عمرش خریده بود، مشترک بین محل سکونت ایشان و کتابخانه بود.(24) او علاوه بر اين كه يك شخصيت علمى بى نظير در تاريخ تشيع است، يك شخصيت معنوى و اخلاقى ممتاز و کم نظير نیز هست. استاد «محمّد عبد الغنى مصرى» به حسن خلق علاّمه پى برده و در قصيده ای چنين او را ستود: «هنگام بحث او تند مى شود و لكن خلق و خوى او بسى نرم است». محمّد سعيد دحدوح، از دانشمندان و امام جمعه و جماعت اهل سنت حلب، در نامه ای خطاب به علاّمه نوشت: «به راستى شما از آل محمّد روش و اخلاقى را به ارث برده ايد كه نظير آن را در غير شما نخواهم يافت. از قديم شنيده بودم كه مرد مؤمن كسى است كه حال او، تو را به خدا دلالت كند نه گفته او؛ معناى اين حديث را نمى فهميدم تا آن كه شما را زيارت كردم».(25)

وفات علامه امینی
علامه امینی پس از ده ها سال مجاهدت علمی در سال 1349هـ ش - مطابق با 28 ربیع الثانی 1390 هـ ق – درگذشت. او هنگام ارتحال 70 سال و تنی سالم داشت. فعالیت های زیاد نظیر مطالعه فراوان و تحریرها و استنساخ ها و قلم زدن های پایان ناپذیر و اقامت های طولانی مدت در کتابخانه های مختلف، به عنوان یکی از دلایل مرگ ایشان در این سن، ارزیابی شده است.(26) بعداز ارتحال، پیکر او در شهرهای تهران و بغداد و کاظمین و کربلا و نجف تشییع شد و پس از طواف در حرم حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)، بنا به وصیتش در یکی از حجره های کتابخانه امیرالمؤمنین، برای همیشه آرام گرفت.(27)


پیسنهاد برای مطالعه:  غدير خم

منبع:
.
پی نوشت:
تاریخ انتشار: « 1399/04/14 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 2563