ماهنامه الکترونیکی خبری - تحلیلی بلیغ (سال ششم - شماره پنجاه و نهم - آذر 1399)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
مرتب سازی بر اساس
 

ماهنامه الکترونیکی خبری - تحلیلی بلیغ (سال ششم - شماره پنجاه و نهم - آذر 1399)

طلیعه سخن

در سالروز رحلت جانسوز حضرت فاطمه معصومه (سلام الله عليها)، شایسته است در پی شناخت دقیق از یگانه دختری باشیم که با کسب فضائل بی نظیر، خود را به بالاترین درجات معنوی رهنمون ساخت.

بی شک روایات متعدد و حیرت انگیزی که از سوی امامان معصومین(علیهم السلام) در بیان جایگاه، فضائل و کرامات کریمۀ اهل بیت (سلام الله علیها) بیان گردید، نشان دهندۀ این مسأله است که حضرت معصومه(سلام الله علیها) با تلاش بی نظیر در راه کسب معارف اسلامی و اجرای آن در زندگی توانست در نزد خداوند از جایگاهی والا برخوردار گردد: «فَإِنَّ لَکِ عِنْدَ اللَّهِ شَأْناً مِنَ الشَّأْنِ، همانا برای شما نزد خداوند مقام بسیار والائی است».

حال در این عصر و زمانه که موج هجوم فرهنگی غرب، نفی کرامت زن و نابودی شخصیتی و هویتی دختران به ویژه هویت دختران ایرانی را نشانه رفته، می توان با الگوپذیری از آن حضرت به مقامات بالای دینی و معنوی دست یافت، بر این اساس ترسیم ابعاد مختلف شاخصه های معرفتی و تبیین سبک و سیره زندگانی بانوی قم ضروری است.

گفتنی است اعتقاد به شفاعت انبیا و اولیا از مسلمات دین اسلام است و به استناد ده ها آیه و حدیث از رسول اکرم(ص)در منابع روایی شیعه و اهل سنت، شفاعت پیامبران ،امامان و مقربان الهی از وقایع قیامت است.

از این رهگذر باید به مقام شفاعت حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) اشاره کرد، حقیقتی كه امام صادق(علیه السلام) پیش از تولد حضرت فاطمه(سلام الله علیها) به آن اشاره کرده و فرمود: «تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِیعَتِی الْجَنَّهَ بِأَجْمَعِهِمْ ؛ با شفاعت او، همه شیعیان ما وارد بهشت خواهند شد».

این روایت، افزون بر اصل مقام شفاعت، بر فراگیری آن دلالت دارد، اینگونه است که همۀ عاشقان اهل بیت(علیهم السلام) در كنار بارگاه ملكوتي کریمۀ اهل بیت(علیهم السلام) با خواندن زیارتنامه ای که وجود مبارك امام رضا (علیه السلام) مقرر كرده است، عرض ميكنند از ما شفاعت نما،«يا فاطمة إشفَعي ليّ فى الجنة» که این ندای زائران، از اوج مقام و منزلت والای حضرت فاطمه معصومه (سلام الله عليها) حکایت دارد.

در تشریح مقام شفاعت امت به واسطه زیارت حضرت معصومه(سلام الله علیها)، همین بس که از وجود مبارك امام عليبنموسيالرضا (سلام الله عليهما) نقل شده است كه، خواهر ما فاطمه معصومه در قم مدفون است و هر كس اين بانو را زيارت كند بهشت براي او است ، و هم چنین از امام جواد(علیه السلام) روایت شده است كه فرمود؛ عمّه من فاطمه معصومه(سلام الله علیها) در قم مدفون است و هر كس آن حضرت را زيارت كند بهشت براي او است.

البته از وجود مبارك امام رضا(سلام الله عليه) روایتی به ما رسيده است كه فرمود؛ اگر كسي خواهرم كريمه اهلبيت فاطمه معصومه را «عارفاً بحقّها» زيارت كند بهشت براي او ثابت است.

برخی از زائران آن حضرت را تنها به عنوان خواهر امام و دختر امام و عمه امام ميشناسند و زيارت ميكنند که اين زائران، بخشی از فضيلت و ثواب را دریافت می دارند، لیکن برخی دیگر، مقام و منزلت و حقّ حضرت معصومه (سلام الله علیها) را به نحو کامل و مطلوب می شناسند و آن حضرت را با معرفت زيارت می کنند که بهشت به عنوان ثواب کامل و با معرفت زیارت حضرت فاطمۀ معصومه(سلام الله علیها) برای آن هاست.

کسب فضیلت و دانش برای دختران مسلمان، امری حیاتی در رشد و تعالی در زندگی فردی و اجتماعی است، در این میان جایگاه علمی حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها)، الگویی بی بدیل برای زنان و دختران جامعۀ اسلامی به شمار می آید.

سیرۀ عملی،علمی و رفتاری آن حضرت موید این مدعاست؛ به عنوان نمونه احادیث نقل شده از کریمۀ اهل بیت(علیهم السلام)، از مقام برجسته آن حضرت در دانش وفضیلت حکایت دارد.

هم چنین از كتاب «كشف اللئالي‏» نقل‏شده، زمانی که عده ای از شیعیان امام موسی کاظم (علیه السلام) برای مطرح کردن شبهات دینی خود خدمت آن حضرت رسیدند، حضرت معصومه (سلام الله علیها) به دلیل حضور نداشتن پدرشان، به نحو مکتوب پاسخ پرسش ها را بیان فرمودند،آن افراد در هنگام بازگشت، با حضرت موسی بن جعفر(علیه السلام) مواجه شدند، امام کاظم (علیه السلام) چون پرسش ها و پاسخ ها را مطالعه نمود، سه بار فرمود:«فداها ابوها»پدرش به قربان چنین دختری باد.

از سوی دیگر کلام نورانی امام رضا(علیه السلام) که فرمود: «مَنْ زَارَ الْمَعصُومَةَ بِقُمْ كَمَنْ زَارَنى؛ هركس معصومه را در قم زيارت كند،مانند كسى است كه مرا زيارت كرده است.» و نیز واجب بودن بهشت برای زائر قبر آن حضرت و شفاعت گستردۀ ایشان در روز قیامت، صدور زیارت نامه از معصوم، به نوبۀ خود مویّد عصمت آن حضرت است.

هم چنین ماجرای تدفین حضرت معصومه (سلام الله علیها) که امام رضا(علیه السلام)و امام جواد(علیه السلام) در مراسم خاک سپاری آن حضرت تشریف فرما شدند و جنازۀ آن حضرت به دست مبارک دو امام معصوم غسل داده و به خاک سپرده شد. مقوّم این مدعاست.

البته بین عصمت امامان(علیهم السلام)و عصمت اولیای الهی از جمله پیامبران و فرشتگان،تفاوت هائی وجود دارد اما با توجه به دلائل اندکی که از دلائل بسیار نقل گردید، باید گفت حضرت معصومه(سلام الله علیها)، درجات متعالی عصمت را دارا بوده است.

بی تردید در زمانه ای که محبان اهل بیت(علیهم السلام)در حسرت مرقد شریف زهرای مرضیه(سلام الله علیها) بی تابی می کنند، ضریح و بارگاه حضرت معصومه(سلام الله علیها) تجلی مزار پنهان حضرت زهرا(سلام الله علیها)است و پاداش زیارتش بهشت،میزبان خوبی در تسلی حسرت و حیرانی است تا دست های امیدوار دوستدارانش را عنایتی ماندگار ارزانی کند.باشد که توفیق تکرار زیارت به زائران حرم مطهر کریمه اهلبیت(سلام الله علیها) عنایت شود.

----------------------------------------

پیام ها و بیانات

بیانیۀ حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدّظلّه)

در پی اهانت رئیس جمهور فرانسه به پیامبر عظیم الشأن اسلام (صلی الله علیه وآله)

خبری که در این چند روز جهان اسلام را تکان داد، اهانت بی شرمانه به ساحت مظهر رحمت الهی پیامبر عظیم الشأن اسلام توسط رئیس جمهور نادان فرانسه است. مسلمانان از این اهانت سخت خشمگین اند و موج نفرت و انزجار از این عمل سخیف همه جا را فرا گرفته است. کدام عاقل قبول می کند که صدها میلیون مسلمان جهان را با توهین بسیار زشت و زننده به پیامبرشان ناراحت کنند و بذر دشمنی را در دل آنها بپاشند؟! آیا مفهوم آزادی بیان غربی توهین به مقدسات مسلمانان است؟! آیا هیچ عاقلی چنین کار نابخردانه ای را انجام می دهد؟! اگر سیاستمداران غربی عقل سیاسی داشتند خود را با جهان اسلام درگیر نمی کردند و به جای رفتار عاقلانه به ماجراجویی نمی پرداختند.

دشمنان اسلام هنگامی که نفوذ و رشد اسلام را در غرب به چشم دیدند در توطئه ای شیطانی صاحبان یک فکر تندرو و باطل یعنی وهابیت تکفیری را تقویت کردند تا جلوۀ رحمانی اسلام در اذهان مخدوش گردد و در پس آن اسلام هراسی و توهین را در بین مردم نشر دادند به امید آنکه نور پرفروغ آیین پیامبر رحمت را خاموش کنند.

باید ثابت کنیم که پیامبر از روح و جان و عزیزترین عزیزانمان برایمان عزیزتر است و بر دولت های اسلامی لازم است با استفاده از ابزارهای سیاسی و اقتصادی با فشار بر دولت فرانسه جلوی تکرار این گونه جسارت ها را بگیرند.

----------

پیام حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدّظلّه)

به نخستین همایش هوش مصنوعی و علوم اسلامـی

بسم الله الرحمن الرحیم

قبل از هر چیز تشکیل این همایش را به همه شرکت کنندگان تبریک می گویم. در دنیای امروز، فناوری های نگهداری و استفاده از اطلاعات، رشد همه جانبه و قابل توجهی یافته به گونه ای که در تولید و نشو سایر علوم، تأثیر بسزایی گذاشته است. از طرف دیگر گسترش افسار گسیختة فضای مجازی و تسهیل دسترسی کاربران به انواع اطلاعات، سبب شده است تا از این بستر در راستای انتقال تفکر نظام سلطه جهانی بیشترین بهره برداری صورت گیرد.

در مقابل این تهدید، وظیفه ما در این دوران ـ با توجه به غنای فرهنگی و محتوایی نشأت گرفته از معارف اصیل اهل بیت(علیهم السلام) ـ ایجاب می کند که از این فناوری ها از جمله هوش مصنوعی به نحو شایسته، بهرهبرداری شود. سالهاست که به صورت جدی و عملی در برخی از مراکز زیر نظر ما از این سامانه ها بهره برداری شده که با عنایت اهل بیت (علیهم السلام) توفیقات چشمگیری در این راه حاصل شده است.

گرچه حرکتی که تحت عنوان همایش هوش مصنوعی و علوم اسلامی آغاز شده، حرکتی علمی و درخور توجه و بهروز است اما جا دارد که در این باره نکاتی یادآوری شود:

نخست: ماهیت هوش مصنوعی در علوم اسلامی با آنچه در سایر علوم صورت می گیرد، تفاوت دارد. زیرا شارع مقدس، معارف را از طریق نورانی اهل بیت(علیهم السلام) به ما رسانده است که اقتضا دارد توسط مراکز تخصصی اسلامی و با نظارت علما و اندیشمندان معارف دینی، جمع آوری و پالایش گردد.

دوم: مدیریت هوشمند و یکپارچه و استفاده از ظرفیت تمامی مراکز علوم اسلامی، در تکمیل محتوای منابع اطلاعاتی مورد نیاز این فناوری می تواند از انجام کارهای موازی و هدر رفت منابع مادی و معنوی ـ که یکی از مخاطرات این گونه کارهاست ـ پیشگیری کند.

سوم: لازم است در هدف گذاری جهت بهره مندی از هوش مصنوعی علاوه بر تمرکز در حل مسائل دینی، در حوزههای اجتماعی و نیازهای جامعه نیز بهره برداری های ضروری صورت گیرد.

اینجانب بار دیگر با تشکر از حاضرانِ در این همایش ارزنده برگزاری آن را به همه اندیشمندان و دستاندرکاران آن تبریک می گویم و امیدوارم این برنامه راه جدیدی را در گسترش علوم اسلامی و ترویج و تبلیغ آن برای طالبان حقیقت بگشاید. موفق و سربلند باشید.

----------

پیام حضرت آيت الله العظمى مكارم شيرازى (دام ظله)

به سی و چهارمین کنفرانس وحدت اسلامی

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، در پیام تصویری به سی و چهارمین کنفرانس وحدت اسلامی، برگزاری این کنفرانس را از افتخارات و ابتکارات بسیار مهم دانستند.

ایشان تأکید کردند: کنفرانس بینالمللی وحدت اسلامی حرکتی مهم در برابر افراد ضد وحدت است که قیام کرده و پیامهای وحدت آفرین را به جهان اسلام منعکس میکند.

مرجع تقلید شیعیان، مخالفان وحدت را به سه گروه تقسیم کردند و با تأکید بر اینکه فعالیت این گروهها باید خنثی شود، بیان داشتند: گروه نخست، تندروهایی هستند که همیشه بر آتش اختلافات دامن میزنند. این تندروها در مذاهب مختلف وجود دارند. باید جلوی آنها ایستاد.

ایشان دومین گروه مخالف وحدت را وهابیون دانستند و تصریح کردند: اینها تنها خودشان را مسلمان دانسته و بقیه اعم از شیعه و سنی را کافر میدانند، بنابراین مخالف وحدت اسلامی هستند.

آیتالله العظمی مکارم شیرازی گروه سوم مخالف وحدت اسلامی را اجنبیها، غربیها، آمریکا و اسرائیل غاصب برشمردند و تأکید کردند: اینها کارشان ایجاد اختلاف و جلوگیری از وحدت اسلامی است.

ایشان ادامه دادند: هر سه گروه دائما مشغول فعالیتهای ضد وحدت هستند، بنابراین کنفرانس بینالمللی وحدت اسلامی که هر ساله فعال است، ابتکار عمل را در دست گرفته و مقابلشان ایستاده است. انصافا هم مؤثر بوده است.

مرجع تقلید شیعیان، پیام وحدت را پیام عقلانی و اختلاف را پیام شیطانی عنوان کردند و گفتند: مردم پیام اخلاقی را بهتر از پیام شیطانی میپذیرند. بنابراین کنفرانس مزبور وظیفه بسیار سنگینی بر عهده دارد.

ایشان افزودند: بهترین راه رسیدن به وحدت در نظر گرفتن آموزههای اسلامی به ویژه آموزههای قرآنی است. واقعا جای تعجب دارد کسانی که آموزههای قرآنی را میبینند ولی در عین حال به آتش اختلاف دامن میزنند.

آیت الله العظمی مکارم شیرازی در ادامه سخنان خود به بررسی وحدت از دیدگاه قرآن کریم پرداختند و بیان کردند: معمولاً وقتی از وحدت سخن به میان میآید آیه «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» قرائت میشود. این درست است. حبل الله در اینجا به معنای قرآن است. یعنی همه به قرآن مجید چنگ بزنید و ایجاد تفرقه نکنید.

ایشان نمونه دیگر از آموزههای بسیار مهم قرآن به وحدت را آیه ۱۰۵ سوره آل عمران بیان کردند و یادآور شدند: این آیه میگوید «وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا» مسلمانان همانند کسانی که اختلاف کرده و تفرقه ایجاد کردند، نباشند. قرآن به صراحت ایجاد اختلاف را نهی میکند. ما تعجب میکنیم عدهای این آیات را دیده ولی به اختلافات دامن میزنند.

مرجع تقلید شیعیان، تعابیر قرآن درباره وحدت اسلامی را بسیار اساسی و مهم عنوان کرد و گفتند: آیه ۴۶ سوره انفال میگوید «وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ؛ اطاعت خدا و پیامبر کنید، با یک دیگر نزاع نکنید، این نزاع سبب سستی شما میشود و این موضوع روح مذهب شما از بین میبرد.»

ایشان ادامه دادند: روح مذهب، وحدت است، وقتی نزاع و اختلاف میکنید، سست میشوید، وقتی سست شدید، روح وحدت از بین میرود و این اول بدبختی شماست. این آیه با چنین صراحتی تفرقه را نفی میکند، ولی گروهی همانند تندروها و وهابیها به این مسأله بی اعتنا هستند. البته از بیگانگان که توقعی نیست، چون به این مسائل اعتنا نداشته و کارشان ایجاد اختلاف است.

مفسر برجسته قرآن کریم درباره آیه ۶۵ سوره انعام نیز تصریح کردند: قرآن میفرماید «قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَنْ یَبْعَثَ عَلَیْکُمْ عَذَابًا مِنْ فَوْقِکُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِکُمْ أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعًا: بگو «او قادر است که از بالا یا از زیر پای شما، عذابی بر شما بفرستد؛ یا بصورت دستههای پراکنده شما را با هم بیامیزد؛ و طعم جنگ (و اختلاف) را به هر یک از شما بوسیله دیگری بچشاند.»

ایشان اضافه کردند: صاعقه از عذابهای آسمانی و زلزله از عذابهای «من تحت ارجلکم» به شمار میآید. عذاب سوم در این آیه ایجاد اختلاف بیان شده است. یعنی در این آیه ایجاد اختلاف صراحتا هم ردیف صاعقه و زلزله بیان شده است. ما نمیدانیم تندروها و وهابیون این آیات را میخوانند! با قرآن کار دارند! به آموزههای قرآن اهمیت قائلند! قرآن ایجاد اختلاف را هم ردیف صاعقه و زلزله بیان میکند، شما چگونه به سراغ تفرقه میروید؟!

آیت الله العظمی مکارم شیرازی بیان کردند: در آیات ۳۱ و ۳۲ سوره روم تعابیر تندتر دیگری وجود دارد. میفرماید «لَا تَکُونُوا مِنَ الْمُشْرِکِینَ، مِنَ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَکَانُوا شِیَعًا: از مشرکان نباشید، کسانی که در دینشان تفرقه ایجاد کرده و به گروههای مختلفی تبدیل شدند.» یعنی قرآن تفرقه را هم ردیف شرک میداند. مسأله اختلاف هم ردیف شرک بیان شده است. تندروها و وهابیها این آیات را خوانده اند که تفرقه افکنی می کنند؟! یا آیات را نخوانده اند و با آموزههای قرآن آشنا نیستند!؟

ایشان ادامه دادند: آیه ۱۴ سوره حشر نیز درباره قوم یهود میفرماید «تَحْسَبُهُمْ جَمِیعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّى ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا یَعْقِلُونَ؛ ای پیامبر خیال میکنید اینها متعدد هستند، اینها اختلاف دارند، چون قومی هستند که عقل ندارند.» یعنی اختلاف هم ردیف بی عقلی است. عقل میگوید متحد باشید. مخصوصا در عصر و زمانی که ما هستیم مسأله وحدت اسلامی حرف نخست را میزند.

مرجع تقلید شیعیان تأکید کردند: مسلمانان قدرت بزرگی در عالم هستند، به شرط اینکه اتحاد خود را حفظ کنند. دشمن برای اینکه نیروی عظیم اسلامی را در برابر خود نبیند و مزاحمتی برای منافع آنها به شمار نیاید، سعی میکند با ایجاد اختلاف، مسلمان را در برابر مسلمان قرار دهد.

ایشان ادامه دادند: دشمنان بسیاری از کشورهای اسلامی را گرفتار کرده و در میان مسلمانان ایجاد اختلاف کردهاند. اینها گروهی همانند داعش را ایجاد کرده و به جان مسلمانان انداختهاند. تلاش دشمن این است که نیروی عظیم اسلام را به وسیله خود مسلمانان از بین ببرد، چرا که هزینه کمتر و تأثیر بیشتری دارد. دشمن به جای اینکه رسما وارد میدان جنگ شده و با مسلمانان بجنگند، مسلمانان را به جان یک دیگر میاندازد.

آیت الله العظمی مکارم شیرازی گفتند: بنده امیدوارم همه به قرآن بازگردند، همه آموزههای قرآنی را در نظر بگیرند. قرآن تنها در این شش آیه به وحدت دعوت نمیکند، بلکه آیات متعددی وجود دارد که اگر جمع آوری شوند، درباره وحدت اسلامی یک کتاب میشود.

ایشان افزودند: متأسفانه گروهی هستند که یا نمی فهمند، یا نمی خواهند که بفهمند. اتفاقا ما نسبت به این گروهها خوشبین نیستیم، اینها ممکن است وسیله اجانب برای تحریک تندروها و وهابیون باشند. وهابیون و تندروها بازیچه دست اجانب و بیگانگان بوده و با وحدت اسلامی میجنگند.

مرجع تقلید شیعیان تصریح کردند: آن چه مسلم است کنفرانس بینالمللی وحدت خدمات مهمی را انجام میدهد. همه خواهران و برادران باید به این کنفرانس اهمیت داده و تصمیمات آن را اجرا کنند. سعی کنند هر سال قوی تر از سالهای قبل برگزار شود. چرا که دشمن هر ساله به فکر ایجاد برنامه های جدیدی برای تفرقه است ما نیز باید در فکر اجرای برنامه های جدیدی برای ایجاد وحدت باشیم تا کار آنها خنثی شود.

آیت الله العظمی مکارم شیرازی، هرگونه تلاش و کوشش برای وحدت اسلامی را عبادتی بسیار مهم و پر ارزش دانست و گفتند: تلاش برای وحدت موافق آموزههای اسلامی و قرآنی است. امیدواریم کسانی که در خواب غفلت هستند، بیدار شده و راهشان را تغییر دهند و همگان با وحدت اسلامی حرکت کنند.

آیت الله مکارم شیرازی در پایان خاطرنشان کردند: بنده به سهم خودم از برگزار کنندگان کنفرانس بینالمللی وحدت اسلامی کمال تشکر را دارم. این عزیزان واقعا زحمت میکشند و ما متشکریم. خدا به آنها توفیق دهد. این افراد کار اساسی و مهمی را در جهان اسلام انجام می دهند. همه باید از این افراد ممنون بوده و با آنها همکاری داشته باشند.

----------

پيام تسلیت آيت الله العظمى مكارم شيرازى (دام ظله) به مناسبت رحلت

حجت الاسلام والمسلمين آقاى حاج سيد رضا فاضليان (رحمت الله عليه)

خبر رحلت عالم فرزانه حجت الاسلام والمسلمين آقاى حاج سيد رضا فاضليان (رحمة الله عليه) موجب تأسف و تأثر گرديد. ايشان كه ساليان متمادى در سمت امامت جمعه مشغول هدايت مردم و تعظيم شعائر اسلامى بود، علاقه وافرى به خاندان ولايت داشت و خدمات شايانى در اين زمينه انجام داد.

اين ضايعه اسفناك را به مردم محترم شهرستان ملاير و حوزه علميه و بيت محترم ايشان تسليت مىگويم. خداوند روح او را غريق رحمت گرداند و به بازماندگان صبر و اجر فراوان عنايت فرمايد.

----------

پيام حضرت آيت الله العظمى مكارم شيرازى(دامت بركاته) به مناسبت رحلت

حجت الاسلام والمسلمين آقاى حاج سيد نياز نقوى(رحمت الله عليه)

خبر رحلت عالم بزرگوار حجت الاسلام والمسلمين آقاى حاج سيد نياز نقوى رحمة الله عليه موجب تأسف و تأثر گرديد. ايشان در كشور پاكستان خدمات گستردهاى جهت اعتلاى دين اسلام و ترويج فرهنگ اهل بيت علیهم السلام نمود و آثار برجستهاى از خود به يادگار گذاشت.

اين ضايعه مولمه را به حوزههاى علميه و علماى پاكستان، اقوام و بيت مكرمشان و بهويژه اخوى گرامىاش حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد رياض نقوى تسليت مىگويم. خداوند روح او را غريق رحمت گرداند و به بازماندگان صبر و اجر فراوان عنايت فرمايد.

----------

پيام حضرت آيت الله العظمى مكارم شيرازى(دامت بركاته) به مناسبت رحلت

حجت الاسلام والمسلمين آقاى حاج محمد حسین علیشاهی (رحمت الله عليه)

رحلت جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد حسین علیشاهی رحمه الله مایه تاسف گردید. شخصیتی امین که سالیان متمادی سرپرستی دفتر ما در شیراز را بر عهده داشت؛ عضو جامعه روحانیت محترم شیراز که کارهای نیک و خدمات شایسته ای به عالم اسلام و مکتب اهل بیت(علیهم السلام) داشت.

اینجانب این ضایعه مولمه را به جامعه روحانیت شیعه و فضلای دفترمان و بیت شریف آن مرحوم، به خصوص فرزند گرامی ایشان، جناب حجت الاسلام آقای حاج شیخ مرتضی علیشاهی صمیمانه تسلیت عرض می کنم، خداوند خدمات او را به احسن وجه قبول کند و به بازماندگان صبر و اجر فراوان عنایت فرماید.

----------------------------------------

یادداشت

١

خصوصیات شیعه واقعی در آموزه های امام صادق (علیه السلام)

از منظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظله )

شيعه بودن مفهومى است پرمحتوا و مسئوليت هايى دارد و تنها به ادعا و يا اين كه پدر و مادرم شيعه بوده، نمى توان شيعه بود.

متأسفانه ما اين مسأله (ادعاى تشيع) را خيلى ساده حساب كرده ايم به طورى كه با توسل، و زيارت و دعا مى خواهيم خود را شيعه بدانيم. البته كسى نمى خواهد توسل و زيارت را كم ارزش كند ولى شيعه بودن، غير از اينها امور متعددى مانند: فداكارى، ايثار، معرفت، تقوا و ... مى خواهد.

اینگونه است که ائمۀ معصومین (علیهم السلام) در روایاتی تحت عنوان «صفات الشيعه»، شرايط و اوصاف شیعیان را بيان کرده و وظايفى براى شيعه تعيين کرده اند.

از آنجا که بيشترين احاديث شيعه كه بالغ بر ده ها هزار حديث مى شود از ششمين امام، يعنى جعفر بن محمد الصادق( عليهما السلام) نقل شده، و آن حضرت نقش مهمى در توسعه فرهنگى اسلام، مخصوصاً فرهنگ اهل بيت (علیهم السلام) ایفا کرده، لذا ما از باب نمونه به شرح بعضى از روايات آن امام بزرگوار، در بیان مى پردازيم.

وجوب اطاعت از ائمه اطهار علیهم السلام

لزوم اطاعت از ائمه و اتصاف آنان به مقام عصمت، از جمله مباحثى هستند كه در علم كلام مطرح شده و در علم كلام شيعه نگارش يافته است. به عقيده پيروان مكتب اهل بيت (عليهم السلام) امامان معصوم(عليهم السلام) از قبيل مجتهدانى نيستند كه به حدس و گمان اجتهاد كنند و گاهى با هم اختلاف داشته باشند تا در نتيجه فتواى آنان براى مقلدينى كه احراز شرايط اجتهاد آنها را كرده اند حجت باشد و براى مجتهد ديگر حجت نباشد. بلكه امامت عهدى است الهى و منصبى است كه از سوى خدا به آنان تفويض شده و آنان مبلغ احكام واقعى الهى هستند كه هر معصومى آن را از معصوم قبل، دريافت كرده است.

لذا امام صادق عليه السلام به هشام بن سالم و حماد بن عثمان و ديگران مى فرمود: «حَدیثی حَدیثُ أبی، وَ حَدیثُ أبی حَدیثُ جَدی، وَ حَدیثُ جَدّی حَدیثُ الْحُسَیْنِ، وَ حَدیثُ الْحُسَیْنِ حَدیثُ الْحَسَنِ، وَ حَدیثُ الْحَسَنِ حَدیثُ أمیرِالْمُؤْمِنینَ، وَ حَدیثُ أمیرَالْمُؤْمِنینَ حَدیثُ رَسُولِ اللهِ(صلی الله علیه وآله)، وَ حَدیثُ رَسُولِ اللهِ قَوْلُ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ؛ سخن و حدیث من همانند سخن پدرم می باشد، و سخن پدرم همچون سخن جدّم، و سخن جدّم نیز مانند سخن حسین و نیز سخن او با سخن حسن یکی است و سخن حسن همانند سخن امیرالمؤمنین علی و کلام او از کلام رسول خدا می باشد، که سخن رسول الله به نقل از سخن خداوند متعال خواهد بود».

بسيار هستند كه گمان مى برند تنها ادعاى تشيع و علاقه به خاندان پيامبر(صلى الله عليه و آله) براى نجات و سعادت آنها كافى است، گويا با اين ادعا جزء خويشاوندان امامان خواهند شد، آنها هم خويشاوندى خاصى با خدا دارند و با توصيه و پارتى كارها دست مى شود، در حالى كه تنها پيوندى كه بر روابط مخلوق و خالق حكومت مى كند رابطه اطاعت و انجام وظيفه است، هركس مطيع فرمان او باشد از همه نزديك تر و هركس عصيان كند از همه دورتر است، هركس كه باشد.

از آنجا که اهل بيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) جز به سوى خدا دعوت نمى كنند، و جز به اطاعت او نمى خوانند، و هاديان راه و كشتي هاى نجات در اين درياى متلاطم زندگى دنيا هستند، بنابراين يكى از مصداق هاى جلال و اكرام الهى محسوب مى شوند، چه اينكه خداوند به وسيله اوليائش مردم را مشمول نعمت هدايت مى سازد.

لذا در بحث پيرامون فضايل اهل البيت(عليهم السلام)، نبايد به صرف گفتن و شنيدن آن قناعت كرد، بلكه بايد پس از شناخت آن فضايل، آن را همچون چراغى تابناك فراسوى مسير زندگى قرار داد و با عمل به آن در گفتار و كردار، شيعه راستين آن حضرات شد.

امام جعفر صادق(عليه السلام) در این زمینه فرمود: «إنَّ اللّه َ تَبارَكَ وَ تَعـالى أَوجَبَ عَلَيْكُمْ حُبَّـنا وَ مُوالاتَنا وَ فَرَضَ عَلَيكُمْ طاعَتَنا. ألا فَمَنْ كانَ مِنّا فَلْيَقتَدِ بِنا. فَإنَّ مِن شَأنِنا: ألوَرَعُ وَالإجتِهادُ وَأداءُ الأمانَةِ إلَى البِرِّ وَالفاجِرِ وَصِلَةُ الرَّحِمِ وَ إقْراءُ الضَّيْفِ وَالعَفوُ عَنْ المُسىءِ. وَ مَنْ لَمْ يَقْتَدِ بِنا فَلَيسَ مِنّا؛ خداوند محبت و ولايت و اطاعت ما را بر شما واجب كرده است؛ پس هر كس از ماست، به ما اقتداء كند. روش و منش ما اينهاست: تقوى، تلاش و كوشش، اداى امانتِ نيكوكار و گنهكار، صله رحم، گرامى داشتن ميهمان و گذشت از خطاكار. و كسى كه از ما پيروى نكند از ما نيست».

به علاوه روايات فراوانى از ائمه اهل بيت (عليهم السلام) نقل شده است كه همگى نشان مى دهد اعمال بندگان هر صبحگاهان (يا بدون ذكر صبحگاهان) بر پيغمبر اكرم(صلى الله عليه و آله) و امامان معصوم(عليهم السلام) عرضه مى شود، و آنها اين اعمال را مى بينند، اگر معصيت باشد ناراحت مى شوند (و اگر اطاعت باشد خوشحال مى گردند).

در روايات متعددى از امام صادق(عليه السلام) اين مضمون نقل شده است كه درباره امام معصوم مى فرمايد: «إِذَا صَارَ اَلْأَمْرُ إِلَيْهِ جَعَلَ اَللَّهُ لَهُ عَمُوداً مِنْ نُورٍ يُبْصِرُ بِهِ مَا يَعْمَلُ أَهْلُ كُلِّ بَلْدَةٍ، هنگامى كه امامت به او مى رسد خداوند ستونى از نور براى او قرار مى دهد كه به كمك آن می تواند اعمال اهل هر شهرى را ببيند».

آری اگر ما مدعى دوستى اهل بيت(عليهم السلام) هستيم بايد از آنان اطاعت و پيروى نمائيم، وگرنه در دوستى خود صادق نخواهيم بود. البته حرکت پیروان اهل بیت در این مسیر، بر مدار عشق و محبت استوار است، تا آدمى زودتر به سر منزل مقصود برسد. اگر عاشق شدى خود به خود به سوى اطاعت الهى گام برمى دارى، و مشكلات آن را به جان مى خرى. اگر عاشق امام زمان شدى اطاعت اوامرش و مبارزه با فساد و منكرات، كارى بس آسان خواهد بود. آرى، عشق و محبت كار ها را سهل مى كند.

خوش رویی و خوش اخلاقی با دیگران

امام صادق(عليه السلام) به يكى از دوستان خود سفارش كرد كه پيام او را به همه شيعيان و علاقه مندانش برساند و فرمود: من شما را به تقواى الهى و ورع و تلاش براى خدا و راستگويى و اداى امانت... و خوشرفتارى با ساير مسلمانان دعوت مى كنم و هرگاه كسى از شما در دينش ورع داشته باشد، راست بگويد، اداى امانت كند و با مردم خوش اخلاق باشد مى گويند: « هذا جَعْفَریٌ، فَیَسُرُّنی...؛ اين جعفرى است و اين سبب خوشحالى من مى شود» و نيز مى گويند: «هذا أدَبُ جعفَرٍ؛ كار اينها ادب جعفر بن محمد است».

رعایت حقوق همسایگی

كمترين حقى كه هر فرد نسبت به انسان دارد، اين است كه انسان ضرر به او نرساند و از جمله، همسايه است كه بايد از ضرر و زيان همسايه ديگر مصون باشد.

حق همسايه همچون حق ارحام و بستگان نزديك انسان است، زيرا هر همسايه حقى بيشتر از حق برادرى اسلامى كه همه مسلمان ها دارند، دارد، كسى كه در حق او تقصير كند و به او ضرر و زيانى رساند گناهكار و تجاوز پيشه است. لذا امام صادق (عليه السلام) فرمودند: «همسايه مانند خود شخص است، نبايد به او ضرر وارد شود و يا در مورد او كار نا شايستى انجام شود».

هم چنین آن حضرت در فرازی دیگر فرمودند: «صِلَةُ الرَّحِمِ، وَحُسْنُ الْجِوَارِ، يُعَمِّرَانِ الدِّيَارَ، وَيَزِيدَانِ فِي الْأَعْمَارِ؛ رسيدگى به خويشاوندان و رفع احتياجات آنها و رفتار نيكو با همسايگان شهرها را آباد و عمرها را زياد مى كند».

«حسن جوار» تنها به اين نيست كه انسان توليد مزاحمتى براى همسايگان نكند بلكه در مشكلات به يارى آنها بشتابد و اگر احيانا مزاحمتى از سوى آنها شد با رفق و مدارا برخورد كند و به يقين اگر اين دستور اسلامى را همه رعايت كنند موجى از محبت و دوستى در سرتاسر شهرها و آبادي ها پيدا مى شود.

لذا آبادى و خرمى شهر در روابط حسنه بين مردم و همسايگان است نه به خرمى فضاهاى سبز و پارك هاى آن، چنانكه خرمى و احياء مسجد به عبادت است نه به پرداختن به ظواهر و در و ديوار و محراب آن، و همچنين هر وقت انسان از دست همسايه راحت بود و در آسايش به سر برد طبعا از فشارهاى روحى او كاسته شده و موجب طول عمر مى شود و چه بسا در اين روابط حسنه رزق و روزى او نيز افزوده شود.

متأسفانه امروزه، همسايگان كوچكترين خبرى از هم ندارند و گاه مى شود دو همسايه حتى پس از گذشتن بيست سال نام يكديگر را نمى دانند.

به راستی آيا مى دانيم همسايگان ما در چه وضعى به سر مى برند؟ آيا خبر داريم همسايگان ما چگونه افطار و سحر خود را مى گذرانند؟ آيا از وضع اقوام و بستگان و آشنايان اطلاعى داريم؟ اگر پاسخ اين سؤالات خداى ناكرده منفى باشد، آيا مى توانيم ادعا كنيم كه شيعه هستيم؟

ارزشمندی عمل در ترازوی ایمان

اسلام دين عمل است، معمولاً در تعريف آن مى گوئيم عبارت است از اقرار به زبان و اعتقاد قلبى و عمل به اركان دين مبين، يعنى يك سوم آن را عمل قرار مى دهيم در حالى كه در حديثى از امام صادق(عليه السلام) سؤال مى شود: افضل اعمال نزد خداوند چيست؟ حضرت مى فرمايند كه خداوند چيزى را قبول نمى كند مگر با آن، راوى مى گويد سؤال كردم آن چيست؟ فرمود: «ايمان به خدائى كه شريك ندارد و غير از او خدائى نيست، سپس سؤال از ايمان مى كند كه آيا قول و عمل است يا قول بدون عمل (يعنى ايمان زبانى و عملى است يا اينكه فقط زبانى است)؟ حضرت چنين فرمودند: «اَلْإِيمَانُ عَمَلٌ كُلُّهُ وَ اَلْقَوْلُ بَعْضُ ذَلِكَ اَلْعَمَلِ...، ايمان تمامش عمل است و قول نيز بعضى از آن عمل است ...». يعنى ايمان شخص در عمل مشخص مى شود و عمل محك بسيار خوبى براى ايمان است، و اگر هم قولى باشد، جزئى از عمل محسوب مى شود.

لذا تنها سخن گفتن افتخار محسوب نمى شود و انسان را به درجات عاليه نمى رساند؛ بلكه سخنى كه به دنبال آن عمل باشد و گفتارى كه منشأ كردار نيك و پسنديده گردد ارزشمند است؛ اين مطلب يك قانون كلى است كه در همه موارد جارى است؛ به ویژه در ادعاى شيعه بودن و دم از محبت و سخن از عشق سوزان به اهل بيت(علیهم السلام) گفتن، در صورتى كه منشأ ترك گناهان و انجام عبادت و اطاعت نشود بى شك ارزش ندارد و ما را در زمره شيعيان واقعى معصومين(عليهم السلام) قرار نمى دهد.

سخن آخر: (ما شیعه هستیم یا مُحب اهل بیت(علیهم السلام)؟)

بی شک مملكتى كه ادعا مى كند ما مملكتى هستيم كه مذهبمان شيعه جعفرى است، با توجه به اين روايات، باید بیش از پیش اميدوار شده و دریابد كه بايد براى شيعه بودن خيلى زحمت كشيد.

خداى ناكرده همانند آن جمعيتى نباشيم كه ادعاى شيعه بودن داشتند، اما هنگامى كه حضرت على(عليه السلام) به دقت به چهره هاى آنها نگريست فرمود: «مالي لاَأَرَي علیكُمْ سيماءَ الشِّيعَةِ؟؛ چطور است كه در چهره هاى شما اثرى از نشانه هاى شيعه بودن را نمى بينم؟». چرا كه محب بودن آسان و شيعه بودن مشكل است و ما در ابتداى راه هستيم و بايد از ائمۀ معصومین(علیه السلام) كمك بخواهيم تا شيعه شويم. بايد سعى كنيم آن ارتباط حفظ شود و آن نشانه ها و خصوصیات در ما وجود داشته باشد.

منابع:

١. مشكات هدايت

٢. اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقين)

----------------------------------------

یادداشت

٢

ولادت پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله وسلّم)

به روایت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظله )

ميلاد مبارك حضرت ختمى مرتبت رسول گرامى اسلام(صلى الله عليه و آله) مطابق روايت معروف، در روز هفدهم ربيع الأول و طبق روايت غيرمعروف، در دوازدهم آن واقع شده وماه شادى و جشن و سرور است.

لذا تكريم، تعظيم و بزرگداشت اين روز بسيار بجاست، به نحوی که در تكريم و تعظيم اين روز به خاطر ولادت شخص اوّل عالم امكان و سرور همه ممكنات حضرت نبىّ اكرم(صلى الله عليه و آله) سفارش بسيار شده است.

از این رو سزاوار است مسلمين با تشكيل جلسات، هرچه بيشتر با شخصيّت نبىّ مكرّم اسلام(صلى الله عليه و آله)، سيره و تاريخ زندگى او آشنا شوند.

ولادت پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) در یک نگاه

حضرت محمد(صلی الله علیه و آله)، از پدرى به نام «عبدالله بن عبدالمطلب» و مادرى به نام «آمنه بنت وهب» در مکه دیده به جهان گشود، و زمان ولادتش هنگام طلوع فجر، روز جمعه، سنه عام الفيل بوده است.

نامگذاری پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله وسلّم)

در تاريخ زندگى مادر گرامى پيغمبر اكرم(صلی الله علیه و آله) آمنه عليها السلام چنين آمده است كه در آن هنگام كه پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) را در رحم داشت فرشته اى به او گفت: و تو آقاى اين امت را در رحم دارى، هنگامى كه متولد شد بگو: من او را به خداوند يگانه از شر هر حسودى پناه مى دهم، سپس نام او را «محمد» بگذار، اين بانو در هنگام حمل مشاهده كرد نورى از او خارج شد و به وسيله آن نور قصرهاى «بصرى» را در سرزمين شام مشاهده كرد!

حوادث شب ولادت پيامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم)

در شب ولادت حضرت خاتم الانبيا، رسول معظم اسلام(صلی الله علیه و آله)، معجزات مختلفى روى داد؛ مطابق نقل تواريخ، همزمان با تولّد آن حضرت بتها در خانه كعبه فرو ريختند، آتشكده فارس خاموش شد، درياچه ساوه كه مورد پرستش گروهى بود خشكيد و قسمتى از قصر شاهان جبّار در هم شكست و فرو ريخت.

ولادت نبی مکرم اسلام، آغازی بر پایان بت پرستی

در برهه اى از زمان، بت پرستان براى پرستش، بت هايى از موجودات بى جان و بى شعور عالم طبيعت، انتخاب مى كردند. به همين جهت، عده اى خورشيدپرست شدند، و برخى به عبادت ستاره ها پرداختند، و گروهى ديگر ماه را عبادت نمودند و حتى برخى، بعضى از رودخانه ها و درياچه هاى مهم مانند رودخانه نيل و درياچه ساوه را مى پرستيدند و شايد خشك شدن درياچه ساوه و خاموش گشتن آتشكده فارس در هنگام ولادت حضرت رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) ، از اين جهت بوده است كه اين دو، مورد پرستش انسان ها قرار داشتند.

لذا بركاتى كه هنگام تولّد او براى جهانيان فراهم گشت، همه و همه، بيانگر آغاز عصر جديدى در مسير توحيد و مبارزه با شرك و بت پرستی بود.

رابطه ولادت پیامبر اسلام (صلّی الله علیه وآله وسلّم) و هلاکت لشکر ابرهه

مقارن تولّد پيامبر(صلی الله علیه و آله) داستان اصحاب الفيل رخ داد. «اصحاب فیل»كسانى بودند كه از سرزمين يمن برخواسته، و بنا به دلايلى به قصد ويران كردن كعبه به سمت مكه لشكركشى كرده، و به فرمان خداوند همه آنها نابود شدند. خلاصه داستان اصحاب الفيل به شرح زير است:

مسيحيّت در سرزمين يمن در جنوب عربستان در حال گسترش بود. فرمانده اى از طرف مسيحيان آن سوى دنيا در آنجا حكومت مى كرد، كه نام وى ابرهة بن الصباح الاشرم جدّ نجاشى معاصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) بود. او كليساى بى نظيرى در يمن ساخت كه شايد مانند آن در دنياى آن روز وجود نداشت. ابرهه كه به اين كليسا دلبستگى شديدى داشت ناگهان متوجّه شد كه عدّه اى شبانه آن را آتش زده و خاكستر كردند.

وى از اين حادثه بسيار ناراحت و پريشان، ومشغول تحقيق از عوامل آن شد. به اين نتيجه رسيد كه شايد مشركان عرب مكّه دست به اين كار زده باشند. لذا لشكر بزرگى فراهم و به سمت مكّه حركت كرد. تا با تخريب خانه كعبه از مشركان مكّه انتقام گيرد. هنگامى كه لشكر ابرهه به نزديك مكّه رسيد، و مردم مكّه آن لشكر بزرگ را ديدند، سخت وحشت كردند. زيرا اوّلًا: سپاه فيل سوار نديده بودند، و ثانياً: تا آن زمان شاهد سپاهى به آن عظمت و بزرگى نبودند.

ابرهه نزديك يكى كوه هاى مكّه توقّف كرد، و مأمورى فرستاد تا بزرگ و رئيس مكّه را نزد وى آورند. عبدالمطلب جدّ بزرگوار پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله)، كه در آن زمان بزرگ مكّه بود، نزد ابرهه آمد. عظمت و ابهّت عبدالمطلب سبب شد كه ابرهه از تخت پايين آمده، و دست عبدالمطلب را گرفته، و كنار وى روى زمين بنشيند. سپس هدفش را از لشكركشى به مكّه به وى اعلان كرد و گفت: از من چه تقاضايى دارى؟ عبدالمطلب گفت: من دويست شتر داشتم كه مأموران تو آن ها را مصادره كرده اند، دستور بده آن ها را آزاد كنند! ابرهه كه انتظار داشت عبدالمطلب در مورد حمله به كعبه با وى گفتگو كند از اين تقاضا متعجّب شد، و گفت: شما فقط در مورد شترانت سخن مى گويى؟

عبدالمطلب گفت: «اَنَا رَبُّ الاْبِلِ، وَ اِنَّ لِلْبَیْتِ رَبّاً سَیَمْنَعُهُ: من صاحب شترانم، و این خانه صاحبی (خدائی) دارد که از آن دفاع می کند».

عبدالمطلب به شهر بازگشت، و به مردم دستور داد كه در كوه هاى اطراف مكّه متفرق شده، و پناه گيرند. سپاه ابرهه به سمت خانه خدا و به قصد تخريب آن حركت كرد. فيل سواران ناگهان ابرى را مشاهده كردند كه از سمت درياى احمر به سوى آنها حركت مى كرد. وقتى كه نزديك تر شد شاهد پرندگان كوچكى بودند كه هر يك سه عدد سنگ كوچك به اندازه نخود يكى در منقار و دوتاى ديگر را در ميان پاهايشان گرفته بودند. خداوند در مقابل سپاه عظيم فيل سواران، سپاه عظيم ترى تهيّه نكرد. بلكه با اين پرندگان كوچك به مبارزه و مقابله با پيل سواران آمد. هر پرنده اى مأمور كشتن سه نفر از سپاهيان ابرهه بود. پرندگان كوچك مأموريّت خود را به طور كامل انجام داده، و تمام سپاهيان ابرهه را به قتل رساندند. تنها يك نفر از آنان جان سالم به در برد، تا خبر شكست مفتضحانه پيل سواران را به يمن ببرد.

جمعى معتقدند كه ميان ولادت پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) و هلاکت لشکر ابرهه رابطه اى وجود داشته، گويا خداوند مى خواهد هشدار دهد كه در آينده نزديك شخصى از سرزمين مكّه ظهور خواهد كرد و اين خانه مقدّس را احيا نموده، و جهان را مملوّ از ايمان و محبّت و دوستى مى كند.

در حقیقت، اين ماجرا كه مقارن ميلاد مسعود پيغمبر اكرم ص واقع شد زمينه ساز آن ظهور بزرگ بود، و پيام آور عظمت اين قيام، و اين همان چيزى است كه مفسران از آن تعبير به «اِرهاص» كرده اند.

به هر حال اهميت اين حادثه بزرگ بقدرى بود كه آن سال را «عام الفيل » (سال فيل) ناميدند و مبدأ تاريخ عرب شناخته شد.

احمد، پیامبر موعود تورات و انجیل

در كتاب هاى موجود يهود و نصارى امروز نشانه هاى اين پيامبر بزرگ را مى يابيم.در سه مورد از انجيل يوحنا روى واژه فارقليط يا فارقليطا تكيه شده است كه در ترجمه هاى فارسى به تسلّى دهنده ترجمه شده است، از جمله: در يك جا مى خوانيم: «و من از پدر خواهم خواست و او تسلى دهنده ديگر (فار قليطا) به شما خواهد داد كه تا به ابد با شما باشد».

در جاى ديگر آمده است: «و چون آن تسلى دهنده (فارقليطا) بيايد كه من از جانب پدر به شما خواهم فرستاد، يعنى روح راستى كه از طرف پدر مى آيد، او درباره من شهادت خواهد داد».

در باب بعد نيز آمده است: «ليكن به شما راست مى گويم كه شما را مفيد است كه من بروم كه اگر من نروم، آن تسلى دهنده (فارقليطا) به نزد شما نخواهد آمد، اما اگر بروم او را به نزد شما خواهم فرستاد».

فارقليط كه در زبان يونانى پريكلتوس يا پراقليقوس گفته مى شود، مطابق با نام احمد است و با آيه شش سوره صف كه مى فرمايد: « وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ؛ من بشارت به رسولى مى دهم كه بعد از من مى آيد و نامش احمد است» كاملًا تطبيق مى كند.

بشارت ديگر در سفر تكوين و پيدايش تورات در فصل هفتم به چشم مى خورد، كه نشانه هاى آن جز بر پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) تطبيق نمى كند. در جمله هاى ١٧ تا ٢٠ چنين مى خوانيم: «و ابراهيم به خدا گفت: «كه اى كاش اسماعيل در حضور تو زندگى نمايد ...» و در حق اسماعيل (دعاى) ترا شنيدم، اينك او را بركت دادم و او را بارور گردانيده به غايت زياد خواهم نمود، و دوازده سرور توليد خواهد نمود، و او را امت عظيمى خواهم نمود».

در كتاب انيس الاعلام متن اين جمله هاى تورات را كه با زبان عبرى در اختيار داشته است نقل كرده و در ترجمه آن چنين مى نويسد: «... و او را بارور و بزرگ گردانيد به ماد ماد و دوازده امام كه از نسل او خواهد بود و او را امت عظيمى خواهم نمود».

سپس مى افزايد: «ماد ماد همان عبرانى محمد(صلی الله علیه و آله) است».

با توجه به اين كه پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) مسلماً از دودمان اسماعيل است و در بشارت فوق آمده كه او را امت عظيمى خواهد بود، و دوازده سرور و امام به وجود خواهد آورد، روشن مى شود كه مصداقى جز شخص پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) ندارد، و اگر واژه ماد ماد نيز به آن ضميمه شود كه در متن عبرى آمده هر چند در ترجمه عربى به فارسى، آن را نياورده اند مسأله بسيار روشن تر خواهد بود.

البته بشارات متعدد ديگرى نيز از كتب عهدين ذكر كرده اند كه شرح تمام آنها به طول مى انجامد.

بشارت بزرگمهر حکیم به آمدن پیامبر اسلام (صلّی الله علیه وآله وسلّم)

بوزرجمهر(بزرگمهر) حكيم وزير انوشيروان از دين پدران خود كه گبرى مسلك و زردشتى بودند، به دين عيسى (عليه السلام) روى آورد، و افراد را نصيحت كرد و گفت شنيده ام كه: در آخر الزمان پيامبرى به نام محمد مصطفى (صلى الله عليه وآله) خواهد آمد، اگر روزگار او را درك كنم نخستين ايمان آورنده به او هستم، و اگر نيابم اميد حشر با امت او را دارم.

 خبر به انوشيروان رسيد و حكم دستگيرى او را صادر كرد، و به او گفت: تو با اين كار قصد شورانيدن مردم را بر ضد من داشتى، و يا توبه مى كنى يا تو را مى كشم، گفت مردم مرا حكيم و خردمند مى انگارند، و فرد حكيم و فرزانه چون از تاريكى به روشنائى آمد، ديگر به تاريكى نرود، وگرنه بى خرد باشد، انوشيروان حكم به زندانى كردن او داد، و در نهایت دستور داد او را كشته و مثله كردند.

سخن آخر: (روز ولادت پيامبر اكرم (صلّی الله علیه وآله وسلّم) مبدأ جديد تاريخ بشريت است)

شکی نیست که روز هفدهم ربیع الاول از اعیاد بزرگ اسلامی و از روزهای بسیار مهم و تاریخی است، همانطور که ارباب تواریخ نوشته اند، حوادث مقارن ولات پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)، نشان داد برگ تازه ای در تاریخ بشریت زده شده است، در واقع این تغییرات تکوینی، مقدمه ای بود برای تحولی که پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در جهان ایجاد کرده است، و واقعاً تاریخ قیام آن حضرت، تاریخ بسیار زرینی است که فصل جدیدی را در زندگی انسان ها رقم زده است.

منابع:

١. پیام قرآن

٢. داستان ياران: مجموعه بحث هاى تفسيرى حضرت آيت الله العظمى مكارم شيرازى (مدظله)

----------------------------------------

پرونده ویژه

١

ضرورت و اهمیت کتاب و کتابخوانی

از منظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظله )

امروزه حرف نخست را رسانه های مجازی می زنند؛ در نتیجه توجه به کتاب کم شده، و کتاب خوان کم شده است. و به اذعان رهبر معظم انقلاب، سطح کتابخوانی در کشور بسیار پایین تر از حد انتظار است. حال آنکه هر اندازه کتابخوان در جامعه کاهش یابد، به همان میزان جامعه به عقب باز می گردد.

اهمیت کتاب و کتابخوانی در اسلام

کتاب در اسلام از اهمیت بسیاری برخوردار است، کتاب، بزرگ ترین معجزه پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) است و برخلاف تمام معجزات انبیا که جنبه جسمانی داشته است، معجزه پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) از جنبه روحانی، معنوی، علمی و تربیتی برخوردار بود.

اگر حضرت مسیح مرده ها را زنده می کرد، پیامبر اسلام نیز با کتاب الهی، جامعه مرده را زنده و آنها را در مسیر هدایت قرار می داد.

امروز اگر کسی از کتاب و کتابخوانی سخن بگوید کار مهمی نیست چرا که امروز عصر کتاب است اما در آن دوران ظلمانی که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) برانگیخته شد ؛ سخن از نور علم و کتاب و قلم به میان می آورند که یک امر خارق العاده است.

 در زمانی که نه کتاب و نه کتابخوانی وجود داشت، و بیش از ۱۷ نفر در مکه خواندن و نوشتن بلد نبودند، در چنین محیطی اسلام ظاهر و معجزه آسمانی آن هم که قرآن بود به قلم و کتاب قسم یاد کرده است.

 اگر چه قلم و کاغذ ظاهری بسیار کم ارزش دارد اما همین قلم و کتاب می تواند دنیا را متحول کند و به واسطه همین اهمیت در قرآن، به آن قسم یاد شده است.

و یا اینکه آغاز و پایان زندگی پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) نیز با کتاب بوده است، لذا آن حضرت در واپسین لحظات حیات خود نیز از قلم و کاغذ و نگارش سخن می گویند.

پس از رحلت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) نیز چیزی نگذشت که با پیشرفت اسلام، فرهنگ کتاب و کتابخوانی هم گسترش یافت، در بغداد کتابخانه های مهمی با ده ها هزار جلد کتاب تأسیس شد.

در روایتی از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که آن حضرت، خطاب به یاران خود فرمودند: آنچه می گویم بنویسید و منتشر کنید چرا که زمانی خواهد آمد که هیچ منبعی جز کتاب های ما وجود نخواهد داشت، گویا ایشان عصر غیبت را پیش بینی کرده بودند که مرجع همه دانشمندان کتاب است.

این در حالی است که اروپا در قرون وسطی یعنی عصر حاکمیت جهل و نادانی، به سر می برد، دستگاه کلیسا در زمانی که اسلام علما را تکریم می کرد، با دانشمندان و علما مبارزه می کرد.

در این میان، عده ای از دانشمندان غربی که قدری منصف بودند در آثار خود به این دوران اشاره کرده اند، از جمله نویسنده کتاب میراث اسلام در این باره می گوید در قرون وسطی این چراغ علم مسلمانان بود که اروپا را روشن می کرد.

اینگونه است که برخی کتب دانشمندان اسلام تا ٣٠٠ سال در دانشگاه های اروپا به عنوان کتاب درسی تدریس می شد. ما وارث چنین میراثی هستیم و باید آن را قدر بدانیم.

نقش کتاب در زندگی ما

عشق به يكى از مسائل بنيادى جوامع بشرى است . از نظر علم و دانش، يك زمان بود كه تمام معلومات انسان در يك صفحه كاغذ مى گنجيد گرچه هنوز خط اختراع نشده بود، ولى امروز حتّى ميليون ها كتاب در رشته هاى مختلف بيانگر علوم و دانش هاى او نيست.

از عشق به تكامل ، و نیز تلاش مستمر انسان براى گشودن رازهاى هستى كه عشق و علاقه به آن از نخستين روز زندگى ، در درون قلبش جاى داشته، نشأت می گیرد که در قالب گنجينه هايى از علوم و دانش ها به منصۀ ظهور رسیده و ما از مشاهده ميليون ها كتاب كه در قفسه هاى كتابخانه هاى بزرگ جهان وجود دارد به ابعاد آن پى مى بريم.

درست است كه قسمتى از آنها تكرار و ترجمه از يكديگر است ولى بى شك حقايق زياد نامكررى در آنها نهفته است كه محصول تلاش هاى فكرى و تجربى كل جامعه انسانى در طول تاريخ بشريت است.

کتاب باید جزو برنامه زندگی ما باشد. به خصوص جوانان که باید تلاش کنند با مطالعه کتب مفید سطح علمی خود را بالا ببرند.

معجزۀ الفبا

نخستين ابداع الهى، مسئله «حروف الفبا» است كه كلمات همگى از آن تشكيل مى گردند و اين حروف به طور جداگانه مفهومى ندارند.

الفاظ قرآن، كه از همين حروف الفبا و كلمات معمولى تركيب يافته نمونه کامل آن به شمار می آید؛ چرا که در اعمال دل و جان انسان نفوذ مى كند، افكار و عقول را در برابر خود وادار به تعظيم مى نمايد معجزه اى كه تنها با مغز ها و انديشه ها و ارواح انسان ها سر و كار دارد، برترى چنين معجزه اى بر معجزات جسمانى احتياج به توضيح ندارد.

کتاب، مهم ترین رسانه برای انتقال پیام

امروز رسانه ها در دنیا حرف اول را می زنند، یکی از بزرگ ترین رسانه ها همین کتاب هایی است که تألیف و در اختیار علاقه مندان گذاشته می شود.

كتاب ، هميشه درطول تاريخ آثار فوق العاده اى، در انتقال علوم از نسلى به نسل ديگر و تكامل فرهنگ هاى بشرى داشته، به نحوی که باید از کتاب به عنوان حلقه اتصال نسل های گذشته، حال و آینده یاد کرد.

اهمیت دو چندان کتاب در جمهوری اسلامی ایران

در جمهوری اسلامی اهمیت کتاب دوچندان است؛زیرا غرب ماهرانه فرهنگ غلط خود را در کتاب ها جاسازی می کند و ما نیز باید زیرکانه این علوم را از فیلتر دقیق اسلامی عبور دهیم.

غربی ها سعی کردند فرهنگ خود را در دروس دانشگاهی جاسازی و آن را به ما منتقل کنند؛ مخصوصاً در کتاب هایی که جنبه ترجمه دارد این به وضوح دیده می شود، لذا باید کتاب هایی ک جنبه ترجمه دارند را با دقت بررسی کرد و فرهنگ غربی و سکولار که در آن ها گنجانده شده است را حذف نمود.

هم چنین غربی ها در زمینه اعتقادات شبهه افکنی می کنند. در زمینه اخلاق، دارند مفاسد اخلاقی را ترویج می دهند. در زمینه اعمال دارند اعمال را سست می کنند.

امروزه در لباس های زیبا مسایل زشتی همچون عرفان های کاذب مطرح می شود. امروز عرفان های کاذب در قله های مسایل اجتماعی و سیاسی جامعه نیز در حال نفوذ است که بسیار خطرناک است.

در حقیقت، میدان؛ میدان جنگی است در مقابل دشمن، در این میدان باید خیلی حساب شده عمل کرد. به نحوی که تألیف کتاب ها در نظام اسلامی، پادزهری برای سمومی باشند که دشمنان ایجاد می کنند.

کتاب، غذای روح

کتاب همچون غذا است از این جهت باید بسیار مراقب بود، عجب اينكه بعضى از مردم در مورد غذاى جسم بسيار سختگير و موشكافند، ولى در غذاى روحشان بى اعتنا، هر كتاب فاسد و مفسدى را مى خوانند، به هر گونه تعليمات گمراه كننده گوش فرامى دهند، و براى غذاى روحشان هيچ قيد و شرطى قائل نيستند.

کتاب و کتابخوانی، رمز پیشرفت

پیشرفت تمام علوم و دانش ها در سایه کتاب محقق شده است، تمام اين همه كتاب و كتابخانه و ذخائر علمى همه مولود تراكم افكار و است و زمينه هاى ترقى و پيشرفت ، اكتشافات و اختراعات را فراهم کرده است.

اگر کتاب نبود، معلوم نبود جامعه بشریت در کجا قرار داشت و بسیار عقب تر از وضع امروز بود؛ از این رو باید به کتاب اهمیت داد.

موبایل جای خالی کتاب را پر می کند؟

در خاتمه باید گوشزد کرد مسئله کتاب به مشکل مهمی برخورد کرده و کتاب خوان کم شده است؛ این موضوع عوامل مختلفی دارد. یکی از آن ها افزایش رجوع جوانان به فضای مجازی است؛ متأسفانه برخی روزانه هشت ساعت با موبایل کار می کنند.

از سوی دیگر برخی گمان می کنند که موبایل و فضای مجازی می توانند جای کتاب را بگیرد در حالی که هیچ چیز چه امروز و چه در آینده نمی تواند جای کتاب را بگیرد. کتاب یک چیز نقد است.

 انسان برای مرور اجمالی شاید بتواند از لب تاپ یا موبایل استفاده کند، لیکن اگر فردی بخواهد یک مطالعه عمیق داشته باشد، باید با کتاب کار خود را دنبال کند؛ زیرا مطالعه با ابزار دیگر خسته کننده است.

سخن آخر: (سرانه مطالعه کشور در شان ایران اسلامی نیست)

در خاتمه باید تأکید کرد هر ملتي كه داراي شاخص مطالعه بالا باشد از تمدن غني تر و پيشرفت بيشتري برخوردار خواهد بود.  لذا سرمايه گذاري بيشتر و فرهنگ سازي رسانه ها در زمينه مطالعه کتاب اجتناب ناپذیر است؛ لذا بايد با ايجاد جاذبه های مناسب و فراهم كردن فضا و امكانات در كتابخانه ها، مردم را به مطالعه تشويق کرد، و نباید شاهد پایین بودن سرانه مطالعه در کشور باشیم.

از این جهت کتابخوانی باید از چند قشر خاص به عموم جامعه گسترده شده و تا حدی پیشرفت کند و در شأن ملت انقلابی ما باشد.

منابع:

١. بیانات معظم له

٢. پیام قرآن

----------------------------------------

پرونده ویژه

٢

حقیقت دموکراسی آمریکایی

از منظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظله )

یکی از مسائل جاری در دنیای سیاست امروز غرب، ادعای دموکراسی است؛ مسئله دموكراسى، حقوق بشر و آزادى انسانها، امروزه شعارى رياكارانه در تمام دنياى غرب است؛ غربيها مصداق واضح ريا كارى هستند و از همه آنها رياكارتر آمريكا است.

سخن‏ در اين زمينه بسيار است، لذا واکاوی حقیقت دموکراسی در آمریکا و دیگر جوامع غربى يا آن ها كه راه غرب را در دموكراسى‏ می پيمايند ضروری است.

دموکراسی چیست؟

دموكراسى كه به اصطلاح عالى ‏ترين و كامل‏ ترين حكومت در دنياى امروز است، يك نوع قرار داد اجتماعى ناشى از ضرورت است؛ چرا كه جامعه، حكومت می خواهد، و از آنجا که اتفاق نظر مردم در اين مسأله امكان‏پذير نيست؛ پس بايد به سراغ رأى اكثريت رفت و بايد اقليت در برابر اكثريت تسليم باشند.

در حقیقت در نظام دموکراسی، اصل بر اين است كه تمام مردم از هر گروه و هر قشر با آزادى كامل به پاى صندوق هاى رأى بروند و نمايندگان واقعى خود را انتخاب كنند و سرنوشت ملت خويش را براى سال هاى معين تحت ضوابط خاصى به دست آن ها بسپارند و آن ها نيز با تبادل نظر و مشورتى كه ظاهرا آزادانه صورت می گيرد، قوانين و مقرراتى كه به عقيده آن ها حافظ منافع مردم است و وضع و مقرر كنند و هيئتى براى اجراى آن تعيين نمايند كه رئيس اين هيئت، گاه به وسيله اين نمانيدگان انتخاب می شود و گاه مستقيماً به وسيله مردم، تحت عنوان نخست وزير يا رئيس جمهورى، و آن را حكومت دموكراسى يعنى حكومت مردمى يا حكومت مردم بر مردم می نامند.

البته زمانی که اکثریت قاطع مردم در انتخابات شرکت کنند و اکثریت قاطع به شخص خاصی رای دهند، این نوع دموکراسی که حاکمیت اکثریت مطلق است ایده آل است. ولی بسیار شده که اینچنین نیست، مثلاً نصف مردم در انتخابات شرکت می کنند و نصف شرکت کنندگان به شخصی رای می دهند و در نتیجه آرای یک چهارم مردم بر کل جامعه حاکم است، این دموکراسی ایده آل نیست هر چند در شرایط فعلی راهی برای حاکمیت جز این وجود ندارد.

آفت های پنهان نظام دموکراسی

با تمام امتيازاتى كه در اين طرز حكومت به چشم می خورد، هنگامى كه به عمق و محصول نهايى ‏اش می انديشيم مى ‏بينيم، دموكراسى از جهات زيادى توأم با نارسائى ها بلكه ظلم و ستم و بيدادگرى است، و آفت های متعدد بر نظام دموكراسى سايه افكنده است.

به عنوان نمونه در غالب كشورهايى كه ظاهراً يا واقعاً چنين حكومتى را دارند، بسيارى از مردم عملاً در انتخابات شركت نمی کنند؛ مثلاً تنها شصت يا هفتاد درصد و يا حتى كمتر از آن در انتخابات شركت می کنند، با اين حال گاه جمعى از مردم اكثريت آراء مى ‏برند كه هرگز اكثريت در جامعه را ندارند. مثلا سى و يك درصد در مقابل بيست و نه درصد (از مجموع شصت درصد مردمى كه در انتخابات شركت كرده ‏اند).

در نتیجه در اين نوع حكومت، غالباً «اقليّت ها» در چهره «اكثريّت» ظاهر می شوند، و عقائد خود را بر آن ها تحميل می کنند؛ به اين ترتيب كه صاحبان «زر» و «زور» با در دست داشتن وسائل ارتباط جمعى، و با تغذيه اهداف و مقاصد و برنامه‏ ها و اشخاص مورد نظر خويش، به طور مستقيم و غير مستقيم، از طریق رسانه ها، چنان اكثريّت را شستشوى مغزى می دهند و افكار محيط را در مسير خواسته‏ هاى خود منحرف می سازند و عملاً حكومتى روى كار می آيد كه تنها در مسير منافع اين اقلّيّت متكاثر (افزون طلبان قدرت و پول) گام بر می دارد.

به همين دليل، جاى تعجّب نيست كه در كشورهايى كه با اين سيستم اداره می شود، حكومت ‏ها «معمولاً» نماينده و حافظ منافع بورژواها و سرمايه داران بزرگ هستند؛ هر چند ظاهراً انتخابات آزاد با مشاركت عموم مردم و مداخله كتبى در صندوق ‏هاى رأى صورت می گيرد.

و اين ضربه ‏اى است بزرگ بر عدالت و آزادى در جهان انسانيّت كه تحت عنوان مترقى ‏ترين نوع حكومت انجام می گيرد.

هم چنین در نظام دموکراسی، مسأله رهبرى، عملاً جاى خود را به دنباله‏ روى می سپرد و مفاسد و مظالم و انحرافات و آلودگي هاى اجتماعى از هر نوع و هر قبيل كه مورد علاقه اكثريّت باشد، نه تنها دنبال، بلكه تشديد می شود.

مثلاً هم جنس بازى در انگلستان و آمريكا قانونى می شود! و سقط جنين و مفاسد ديگرى در بسيارى از كشورهاى غربى به حكم قانون مجاز می گردد؛ چرا كه همجنس‏گرايان در آنجا نماينده بلكه نمايندگان دارند! و نمايندگان مردم در اين گونه نظام فارغ از مصالح مردم، خود را ملزم به رعايت خواسته‏ هاى اكثريت (بى ‏هيچ قيد و شرط) می دانند.

با این تفاسیر می توان دریافت در محيطى كه تمام ارزش ها طبق مقياس هاى «اومانیستی» تعيين می گردد، موضوع «عدالت» به شدت بی معناست و توجّه به معنویات و ارزش هاى انسانى و اخلاقى در راستای صلح و امنیت به قهقرا سوق داده می شود، در نتیجه عدم کنترل حس افزون‏طلبى انسان و «تضاد خواسته‏ ها و امكانات» در نظام های مدعی دموکراسی، جنگ را به يكى از لوازم هميشگى زندگى مادى مبدل می سازد.

استبداد در لباس دموکراسی

در جوامع غربی به ويژه آمريكا، حكومت در واقع نوعى استبداد و ظالمانه است كه در لباس دموكراسى و حكومت مردمى عرضه می شود.

يعنى همان حكومت خودكامه، فردى خونخوار و جبارى كه لباس دموكراسى را در بر می کند، و عنوان آن را يدك می کشد، و با راه انداختن «حزب و مجلس ساختگى» اداى دموكراسى را در می آورد. همان حزب و مجلسى كه ليست مقامات و نمايندگان و رهبرانش قبل از تشكيل نوشته و آماده شده و بازيگرانش به ترتيب در پشت صحنه لباس در تن كرده و آماده كار می شوند و به نوبت نقش خود را با ظاهر شدن در صحنه ايفا می کنند.

در پشت صحنه با هم بر سر يك سفره مى ‏خورند و مى‏ نوشند و مى ‏خندند و مسخره می کنند اما روى صحنه كه آمدند يكى موافق و ديگرى مخالف، يكى در جناح پيشرو و ديگرى در جناح سازنده، يكى‏ هماهنگ کننده اين جناح و ديگرى هماهنگ کننده آن جناح، جنگ هاى زرگرى مضحكى براى فريب عوام، ... راه می اندازند؛ حتى گاه براى تكميل اين صحنه با مشت هاى گره شده و قيافه درهم كشيده به يكديگر حمله می کنند!

اين نوع حكومت در تاريخ گذشته وجود نداشت؛ چرا كه مردمش و حتى ديكتاتورهايش رك و راست بودند، و يا شايد عقلشان نمی رسيد كه می توان استبداد را در قالب دموكراسى ارائه داد.

اين نوع حكومت، پديده عصر ما است، عصر نفاق ها، دوروئي ها و عصر تغيير چهره ‏ها! و ميوه تلخى است كه مغزش به گذشته تعلق دارد و پوشش اش به امروز، و تنها هدفش آن است كه تاريخ رهايى ملت ها و آزاديشان را چند روزى به عقب بيندازد و غير از آن كارى از آن ساخته نيست.

دموکراسی دوگانۀ آمریکا

غرب زمانی دموکراسی را می پذیرد که با منافع او هم خوانی داشته باشد، اما هر جا با آن ها موافق نیست، دموکراسی را تعطیل کرده اند.

به عنوان نمونه در آمریکا كه همه چيز با معيار منافع شخصى سنجيده می شود، مسائل اخلاقى بسيار كمرنگ است، و غالباً در مواردى رسميت دارد كه در طريق همان منافع شخصى است.

در نتیجه برخورد دو گانه و چند گانه با مسائل مربوط به‏ «دموکراسی» از سوى آمریکا، بسيار وحشت انگيز است، آنجا كه حقوق انسان ها گوشه ‏اى از منافع این کشور را به خطر می اندازد، بكلى فراموش می گردد و اين ارزش والا در پاى منافع دولتمردان کاخ سفید قربانى مى ‏شود.

به همين دليل، آمریکا در زمان واحد، در يك گوشه ‏اى از دنيا، مدافع سرسخت دموكراسى‏ و حاكميت ملت ها است، و درست در همان زمان، در گوشه ‏اى ديگر مدافع سرسخت بدترين ديكتاتوري ها! همه اينها به خاطر آن است كه اصل اساسى براى دموکراسی آمریکایی چيزى جز منافع مادى و سود شخصى نيست، و اخلاق نزد سران این کشور تكيه گه روشنى ندارد.

نکته تأمل برانگیز این است که دولت هاى استعمارى به ویژه آمریکا در پناه عنوان دموكراسى، گاه با صراحت می گويند بهترين گزينه براى ما حكومت هايى است كه حافظ منافع ما باشد. لذا اگر حكومتى در خدمتشان باشد از ليست سياه خارج است و اگر حكومتى در مقابل آن ها و مخالف برنامه ‏هاى آن ها باشد، در ليست سياه جاى دارد. و با تمام قوا سعى می کنند آن را ساقط كنند.

در فلسطين اشغالى انتخابات آزاد برگزار گرديد، اما نتيجه آن بر خلاف خواسته آمريكا و اسرائيل شد. آيا آن‏ ها حكومت مردمى فلسطين را پذيرفتند؟

در عراق اشغال شده عليرغم تلاش هاى وسيع آمريكايي ها و اسرائيلي ها حكومت مردمى روى كار آمد، اما چون مطابق ميل غربي ها نبود با آن به مخالفت پرداختند.

غربيان، حتّى «دموكراسى‏» را كه بنيان ادعايشان در حقوق بشر بر آن استوار است، با «دلار» معامله می کنند. مثلًا آراى مردم ستمديده الجزاير را در انتخابات آن كشور ناديده می گيرند و با يك كودتاى نظامى همه چيز را در هم می ريزند، چرا که آراء مردم بر خلاف منافع نامشروعشان بود.

اين امر تنها به الجزاير منحصر نيست. در سراسر جهان، هر روند و رويدادى كه در مسير تأمين منافع آنان باشد و جريان به دست آوردن و افزايش دلارهايشان را به خطر نيندازد، بدترين نوع حكومت در يك كشور، حتّى حكومت های بدوى قبيله ‏اى و استبدادى همچون حکومت برخی کشورهای عربی، «خوب» شناخته می شود و نقش نداشتن مردم آن سرزمين در حكومت خود، «بد» تلقّى نمی گردد. ولى اگر در كشورى و حكومتى، منافع و دلارهاى آنان مورد تهديد قرار گيرد، بهترين نوع نظام حكومتى و مردمى ‏ترين اداره سياسى آن كشور، بد و مخالف ارزش‏هاى والاى انسانى معرّفى و شناسانده می شود!

آن ها به عراق حمله می کنند تا حكومت ديكتاتورى صدام جنايتكار را ساقط نموده و دموكراسى ايجاد كنند. اما اين ظاهر قضيه است، و هدف واقعى آن ها چاه هاى نفت عراق است.

اينها در واقع از آثار ارزشمند دلار است؛ زيرا اين حوادث و رويدادها تأمين كننده منافع آنان است و حتّى خود با واسطه يا بى واسطه، عاملان آن ها هستند!

در دموکراسی جدید آمریکا نیز شاهد این هستیم که از بیرون کشور عده ای را با پول آموزش می دهند تا در کشورهای دیگر، مردم و دولت ها را از بین ببرند، امروز اوضاع سوریه و عراق و یمن اینگونه است. در عراق گروه های تروریستی تکفیری داعش، مزدورانی را که بی اطلاع هستند تحریک می کنند تا به عراق بیایند و عراق را تجزیه کنند.

همه این بحران ها از آن جهت است که شعار دموکراسی با منافع آمریکا در سوریه و دیگر کشورهای آزادی خواه سازگار نیست، بنابراین اصل دموکراسی در برابر خط قرمز منافع نامشروع، رنگ می بازد.

سخن آخر: (انتخابات آمریکا رسوایی دموکراسی غربی است)

روزگاری بود که برخی در کشور ما آرزو می کردند همچون غربی ها و آمریکایی ها باشند و دموکراسی از نوع آمریکایی داشته باشیم، اما حالا پرده ها کنار رفته و واقعیات برای همگان روشن شده است.

رسوایی های اخیر دو نامزد انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در تبلیغات و فرآیند رأی گیری انتخاباتی را باید رسوایی دموکراسی غربی نام نهاد؛ چرا که بسیاری از دروغ ها، خلاف اخلاق ها، تهمت ها، فحش های رکیک و را شاهد بوده ایم که مایه تأسف بود.

خوشبختانه با افتضاح و رسوايى اخير، كه در جريان انتخابات آمريكا پيش آمد، ماهيّت حقيقى اين نوع دموكراسى براى همگان روشن و هويدا شد. آنها كه تمام صنعت و ادارات و كشور خود را با سيستم‏ هاى الکترونیکی اداره می کنند بر سر شمارش ده الى پانزده هزار برگه رأى‏ دعوى دارند، كه آيا آن را به صورت دستی شمارش کنند یا به صورت الکترونیکی! اين دعوى چه معنى دارد! كارى كه به هر شكلى انجام دهند نهايتاً در يك روز به اتمام می رسد، چقدر دعوى و گفتگو و اختلاف بر سر آن به وجود آمده، به گونه ‏اى كه گوش جهانيان را كر كرده است!

اينگونه امور نشانگر بی اعتمادى مدّعيان دموكراسى و مردم سالارى به خويشتن و صنايع خويشتن است! دنيا بايد بر اين دموكراسى و انتخابات بخندد! و محقّقان بايد اين حادثه را موشكافانه بررسى كنند تا ماهيّت مدّعيان دموكراسى براى همه، مخصوصاً براى كسانى كه آنجا را كعبه آمال خود می دانند، روشن تر شود.

منابع:

پيام قرآن٢. حكومت جهانى مهدى (عج)

----------------------------------------

مقاله

مقام و منزلت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها

تهیه و تحقیق: معاونت پژوهش پایگاه اینترنتی حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی دام ظله

حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) ٢٥ سال بعد از تولد امام رضا(علیه السلام) دیده به جهان گشود. در مورد روز تولدشان اختلاف وجود دارد؛ بنا بر نقلى، اوّل ذى القعده سال ١٧٣ هجرى، روز ميلاد حضرت فاطمه معصومه‏(عليها السلام) است.(١) پدرش امام موسى بن جعفر(علیهما السلام) و مادرش بانویى پاكیزه به نام «نجمه» بود كه وقتی حضرت رضا(عليه السّلام) را به دنيا آورد امام كاظم(عليه السّلام) او را «طاهره» ناميد، و اسامى ديگرى نيز داشت؛ از جمله: نجمه، اروى، سَكَن، سمانه و تكتم كه آخرين نام او بود.(٢) مهمترین لقب فاطمه دختر امام کاظم(علیه السلام) «معصومه» می باشد و از روایتی منتسب به امام رضا(علیه السلام) اخذ شده است که فرمود: «مَنْ زارَ الْمَعْصُومَةَ بِقُمْ كَمَنْ‏ زارَنى‏» (٣)؛ (هركس حضرت معصومه(عليها السلام) را در قم زيارت كند گويا مرا زيارت كرده است).(٤)

مقامات حضرت معصومه(سلام الله علیها)

حضرت معصومه(سلام الله علیها) بعد از پدر، در سال ۱۷۹ تحت کفالت برادرش حضرت امام رضا(علیه السلام) قرار گرفت و تا سال ۲۰۰(هـ ق) یعنی ۲۱ سال تمام، در کنار برادر بزرگوارشان به مقامات عالی و کمالات علمی و معنوی و اخلاقی دست یافت؛ برخی از مقامات ایشان عبارت است از:

مقام شفاعت: در مقام و منزلت و جایگاه این بانوى بزرگوار نزد اهل بیت(علیهم السلام) همین بس كه امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «...أَلَا إِنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمَانِيَةَ أَبْوَابٍ ثَلَاثَةٌ مِنْهَا إِلَى قُمَّ تُقْبَضُ فِيهَا امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِي اسْمُهَا فَاطِمَةُ بِنْتُ‏ مُوسَى‏ وَ تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِيعَتِي الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِمْ»(٥)؛ (آگاه باشید بهشت هشت در دارد كه سه در آن به سوى قم است. بانویى از فرزندان من در آنجا وفات مى كند كه نامش فاطمه دختر موسى است. همه شیعیان ما به شفاعت او وارد بهشت مى شوند).

همچنین مقام معنوی او در مرحله اي است كه در فرازي از زيارتنامه معروفش که توسط امام رضا(علیه السلام) بیان شده است می خوانیم: «يا فاطِمَةُ اشْفَعى‏ لى‏ فىِ الْجَنَّةِ، فَانَّ لَكِ عِنْدَ اللَّهِ‏ شَاْناً مِنَ‏ الشَّاْنِ»(٦)؛ (اى فاطمه مرا در بهشت شفاعت كن چرا كه در پيشگاه خدا داراى‏ جايگاه با عظمت هستى).

مقام علمی و حدیثی: حضرت معصومه(سلام الله علیها) از لحاظ علمی و حدیثی مثل مادرش حضرت زهرا(سلام الله علیها) «عالمه» و «محدثه» بود و همان گونه كه حضرت زهرا(سلام الله عليها) با استدلالهاي متين و استوار، حقانيت ولايت حضرت علي(عليه السلام) را تبيين مي كرد، حضرت معصومه(عليها سلام) نيز چنين بود. رواياتي كه از آن حضرت نقل شده غالباً درباره امامت و ولايت علي(عليه السلام) است كه با اثبات ولايت او ولايت سایر امـامـان معصوم نيز ثابت مي شود. براي نمونه حضرت معصومه(سلام الله علیها) با چند واسطه از حضرت زهرا نقل مي كنند كه فرمود: پيامبر در شب معراج به بهشت رفت و بر روي پرده اي در قصر بهشت ديد كه چنين نوشته شده: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ‏ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِيٌ‏ وَلِيُ‏ الْقَوْمِ»؛ (معبودي جز خداي يكتا و بي همتا نيست محمد رسول خدا و علي ولي و رهبر مردم است) ... و بر روي پرده درگاه قصر ديگري نوشته شده است: «شِيعَةُ عَلِيٍّ هُمُ الْفَائِزُون» ؛ (شيعيان علي رستگارند).‏(٧)

همچنین در باب مکانت علمی حضرت معصومه نقل شده است که روزی عده ای از شیعیان وارد مدینه شدند و پرسش هایی داشتند که می خواستند از محضر امام کاظم(علیه السلام) بپرسند و ایشان در سفر بود. از این رو فاطمه معصومه(سلام الله علیها) پاسخ آن پرسش ها را نوشت و به آنان تسلیم نمود. آنان از مدینه خارج شده و در بیرون شهر با امام کاظم(علیه السلام) مصادف شدند. هنگامی که امام پرسشهای آنان و پاسخهای معصومه(سلام الله علیها) را مشاهده کرد، سه بار فرمود: «فِدَاهَا أَبُوهَا»؛ (پدرش به فدایش باد).(٨)

مساله ازدواج نکردن حضرت معصومه(سلام الله علیها)

درباره علّت ازدواج نکردن ایشان نظرات مختلفی وجود دارد که اجمالا آنها را بررسی می کنیم:

١. بعضی می گویند که ایشان بنا به دستور پدر بزگوارشان ازدواج نکردند. بنابر آنچه «یعقوبی» نقل می کند، امام موسی بن جعفر(سلام الله علیها) وصیت فرمود که[دخترانشان] ازدواج نکنند.(٩) اما برخی این خبر را مجعول دانسته و آن را رد می کنند.(١٠) ضمن اینکه امام معصوم دستوری برخلاف دستور مؤکد شرع نمی دهد. آنچه در وصیت امام کاظم(علیه السلام) در کتاب شریف اصول کافی آمده، توصیه به تبعیت همه فرزندان از امام رضا(علیه السلام) و سپردن اختیار ازدواج دختران به ایشان است، نه چیز دیگر: «لَا يُزَوِّجُ بَنَاتِي أَحَدٌ مِنْ إِخْوَتِهِنَّ مِنْ أُمَّهَاتِهِنَّ وَ لَا سُلْطَانٌ وَ لَا عَمٌّ إِلَّا بِرَأْيِهِ وَ مَشُورَتِهِ فَإِنْ فَعَلُوا غَيْرَ ذَلِكَ فَقَدْ خَالَفُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ جَاهَدُوهُ فِي مُلْكِهِ وَ هُوَ أَعْرَفُ بِمَنَاكِحِ قَوْمِهِ فَإِنْ أَرَادَ أَنْ يُزَوِّجَ زَوَّجَ وَ إِنْ أَرَادَ أَنْ يَتْرُكَ تَرَك‏...» (١١)؛ (هیچ یک از دخترانم را نباید برادران مادری، سلاطین و یا عموهایشان شوهر دهند، مگر با نظر و مشورت رضا(علیه السلام)، اگر بدون اجازه او به چنین کاری اقدام کنند، با خدا و رسول خدا(صلی الله علیه وآله) مخالفت ورزیده اند و در سلطنت خدا منازعه نموده اند؛ زیرا او به مصالح قومش در امر ازدواج آگاه تر است، پس هر کسی را او بخواهد تزویج می کند و هر کسی را او نخواهد تزویج نمی کند).

٢. قول دیگری نیز وجود دارد که می گوید: «دلیل عدم ازدواج حضرت معصومه(سلام الله علیها) عدم وجود هم شأنی برای ایشان می باشد»؛ چنانکه در مورد حضرت زهرا(سلام الله علیها) نیز نقل شده است که اگر امام علی(علیه السلام) نبود هم کفوی برای ایشان پیدا نمی شد.

این نظر نمی تواند درست باشد؛ چرا که بر خلاف توصیه موکّد اهل بیت به ازدواج است و در ازدواج مورد نظر آنها «مؤمن هم کفو مؤمنه است». از طرفی مقام حضرت زهراء(سلام الله علیها) با همه زنان عالم فرق می کند.

٣. اما «نظر دقیقتر» درباره عدم ازدواج حضرت معصومه(سلام الله علیها) این است که از آنجا که در دوران هارون الرشید و مأمون، شیعیان و علویان و به ویژه امام کاظم(علیه السلام) مورد سخت ترین فشارها و آزارها بودند و ارتباطات اجتماعی آنان به شدت محدود بود، کسی جرات نزدیک شدن به خاندان اهل بیت(علیهم السلام) را پیدا نمی کرد؛ چه رسد به آنکه با آنان پیوند نیز برقرار سازد. وصیت امام کاظم(علیه السلام) نیز بخاطر لحاظ همین شرایط بوده است. اینکه برخی از خواهران حضرت معصومه(سلام الله علیها) نیز موفق به ازدواج نشدند این مسأله را تایید می کند.(١٢)

نکته دیگر در این باره، عدم توجّه دقیق منابع تاریخی به ازدواج دختران اهل بیت است؛ علاوه بر حضرت معصومه(سلام الله علیها) درباره ازدواج سایر دختران اهل بیت نیز خبر قطعی وجود ندارد و درباره ازدواج بسیاری از آنها شاهد اخبار مختلف و ضد و نقیضی هستیم. در مورد حضرت معصومه(سلام الله علیها) نیز خبری مبنی بر ازدواج ایشان نقل نشده است؛ اما این بدان معنی نیست که بتوان حکم قطعی درباره عدم ازدواج ایشان و برخی خواهران ایشان داشت، بلکه ممکن است ازدواج کرده باشند اما بخاطر فشارها و سخت گیری هایی که با این خانواده صورت می پذیرفت علنی نشده باشد. اما برفرضی که ازدواج نکرده باشند، باز هم قطعا به معنی بی توجهی و عدم رغبت به ازدواج نبوده، بلکه همین جو خفقان حاکم علیه این خانواده مانع این امر شده است.

سفر حضرت معصومه(سلام الله علیها) به ایران

حضرت معصومه(عليها السلام) در سال ٢٠١ هجرى قمرى به قصد ديدار برادر از مدينه به سوى خراسان حركت كرد. درباره علت سفر ایشان به ایران برخی معتقدند امام رضا(علیه السلام) بعد از استقرار در ایران نامه ای خطاب به خواهر گرامی اش حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) مرقوم فرمود و به غلامش دستور داد که در هیچ منزلی توقف نکند تا در اندک زمان ممکن آن نوشته را به مدینه برساند. غلام خود را به مدینه منوره رسانید و نامه امام هشتم را به خدمت حضرت معصومه(سلام الله علیها) تسلیم نمود و آن حضرت به مجرد رسیدن نامه برادرش خود را آماده سفر نمود. اما این روایت در کتابهای دست اول و قدیمی ذکر نشده است.(١٣)

طبق نقل دیگر حضرت معصومه(سلام الله علیها) که از کودکی همراه امام رضا(علیه السلام) بودند و علاقه بسیاری به ایشان داشتند و علوم و معارف زیادی نیز از ایشان کسب نمودند، بعد از سفر اجباری امام رضا(علیه السلام) به ایران حضرت معصومه (سلام الله علیها) نیز طاقت دوری از برادر و امام زمان خود را نداشت و به همراه گروهی از اطرافیان خود از مدینه به سمت ایران حرکت کرد، اما هنگامى كه به ساوه رسيد بيمار و بسترى شد. آن حضرت كه از وجود قم و سكونت شيعيان در آن اطلاع داشت به خادم مخصوصش فرمود: «مرا به قم ببريد».(١٤) ایشان پس از عزیمت به قم مدتی در آنجا بودند سپس از دنیا رفتند.

علت رحلت یا شهادت حضرت معصومه(سلام الله علیها)

بعضی علت بیماری آن حضرت را چنین نوشته اند: مردم ساوه در آن عصر از دشمنان سرسخت خاندان نبوت بودند، از این رو وقتی كه موكب حضرت معصومه (سلام الله علیها) و همراهانش به ساوه رسید، به آن حمله كردند و جنگ سختی درگرفت، برادران و برادرزادگان حضرت معصومه (سلام الله علیها) دراین جنگ به شهادت رسیدند، حضرت معصومه (سلام الله علیها) همچون عمه اش زینب(سلام الله علیها) وقتی كه بدن های پاره پاره آنها را كه ٢٣ تن بودند دید، به شدت غمگین گشته و بر اثر آن بیمار شد و سپس روانه قم گردید، و در قم بیماری او ادامه یافت و پس از ١٦ یا ١٧ روز رحلت كرد.(١٥) در روایت دیگری نیز آمده است که حضرت معصومه (سلام الله علیها) را مسموم کرده اند.(١٦)

درباره عکس العمل امام رضا(علیه السلام) - در صورت صحت این اتفاقات - در منابع تاریخی اشاره دقیقی وجود ندارد. امّا بدیهی است که مأمون هرگز طوری عمل نمی کرد که حمله به این کاروان به او نسبت داده شود؛ زیرا او امام رضا(علیه السلام) را به ایران آورد و به ظاهر ولیعهد خود قرار داد تا بگوید من به ایشان علاقه دارم و بدین وسیله خشم دوستداران اهل بیت را فرو نشاند. در چنین شرایطی ماهیت حمله کنندگان هرگز مشخص نمی شود تا بخواهد عکس العملی از سوی امام رضا(علیه السلام) و یا شیعیان انجام پذیرد. برای هر نوع واکنشی حجّت ظاهری لازم بود که وجود نداشت. تنها کاری که شیعیان انجام دادند این بود که حضرت معصومه(سلام الله علیها) را به قم که محل زندگی دوست داران اهل بیت(علیهم السلام) بود منتقل کنند.

برخی نیز علت بیماری ایشان را خبر شهادت امام رضا(علیه السلام) ذکر کرده اند، ولى اين مطلب خلاف تحقيق است؛ چرا که روايت سعد بن ‏سعد از حضرت رضا(عليه‏ السّلام) بر اين مطلب دلالت دارد كه حضرت معصومه(سلام‏ اللَّه ‏عليها) پيش از حضرت رضا(عليه ‏السّلام) از دنيا رفته اند، زيرا در آن روايت، سعد مى‏ گويد: «من از امام رضا(عليه‏ السّلام) راجع به زيارت فاطمه(سلام اللَّه ‏عليها) دختر موسى بن جعفر پرسش كردم...».(١٧) اين سؤال حاكى از آن است كه در زمان پرسش، حضرت معصومه از دنيا رفته بودند و مرقد و مضجع وى معلوم بوده است.

علاوه بر اين تاريخ شهادت حضرت رضا(عليه‏السّلام) مضبوط و در دست است و آن بر حسب نقل مورّخان، آخر ماه صفر سال ٢٠٣ هجرى قمرى است و سال مسافرت آن بزرگوار به توس سال ٢٠٠ از هجرت بوده است و حضرت معصومه(سلام‏ اللَّه ‏عليها) در پى مسافرت برادرشان و به تصريح بعضى از اهل تاريخ در سال ٢٠١ هجرى به عزم ديدار وى حركت كرده اند. بنابراين وفات آن مخدّره حدود دو سال قبل از شهادت حضرت رضا(عليه السّلام) واقع شده است.(١٨)

در هر صورت حضرت معصومه(عليها السلام) پس از بیماری تصمیم گرفتند به قم که محل سکونت دوست داران اهل بیت بود بیایند، از سوى ديگر وقتى مردم قم خبر ورود آن حضرت به ساوه را شنيدند تصميم گرفتند آن حضرت را به شهر خود دعوت كنند، بدين جهت پسران و نوادگان سعد اشعرى به محضر آن حضرت رسيده و ايشان را به قم آورده و در كمال احترام از وى پذيرايى نمودند. هر چند آن حضرت متأسّفانه پس از مدّت كوتاهى بدرود حيات گفتند.(١٩)

روز رحلت‏ حضرت فاطمه معصومه(عليها السلام) مطابق روایتی روز دهم ربیع الثانی سال ٢٠١ است.(٢٠) و مطابق نقل ديگر، روز دوازدهم، روز وفات آن حضرت است، لذا مناسب است مؤمنين اين سه روز( دهم تا دوازدهم) را به ياد آن حضرت، گرامى بدارند.(٢١)

فضیلت زیارت حضرت معصومه(سلام الله علیها)

روایات زیادی درمورد اهمیت زیارت حضرت معصومه(سلام الله علیها) وجود دارد که به دو مورد از آنها اشاره می کنیم:

١. سعد بن سعد مى گويد: در مورد زيارت حرم فاطمه دختر امام موسى كاظم(عليه السلام) از امام رضا(عليه السلام) سؤال كردم. حضرت فرمود: «مَنْ زارَها فَلَهُ الْجَنَّةُ» (٢٢)؛ (كسى كه آن حضرت را زيارت كند پاداشش بهشت است).

٢. نويسنده كتاب كامل الزيارت به نقل از پدر و برادر بزرگوارش مطابق روايتى از امام جواد(عليه السلام) چنين نقل مى كند: «مَنْ زارَ عَمَّتى‏ بِقُمْ فَلَهُ الْجَنَّةُ» (٢٣)؛ (هر كس [مرقد] عمّه ام [حضرت فاطمه معصومه(عليها السلام)] را در قم زيارت كند، بهشت از آن اوست).

‏همچنین در روایتی که در ابتدای بحث نیز به آن اشاره شد، امام رضا(علیه السلام) زیارت حضرت معصومه(سلام الله علیها) را مانند زیارت خود دانسته است، و از آنجا که زیارت امام رضا(علیه السلام) از جایگاه بسیار بالایی برخوردار است این روایت نشانه اهمیت بالای زیارت حضرت معصومه(سلام الله علیها) می باشد.

تاثیر مزار حضرت معصومه در شکل گیری حوزه علمیه قم و نشر معارف اهل بیت

ورود حضرت معصومه به قم باعث برکات فراوانی گردید و به یمن وجود بارگاه ایشان در قم، امروزه قم از بزرگ ترین مراکز علمی و با شکوه ترین حوزه های علمیه جهان می باشد. اهمیت زیارت ایشان، علما و دانشمندان فراوانى را به سوى این شهر جذب و بركات فراوانى را نصيب قم كرد، كه مهم ترين آنها گسترش مراكز علمى بود و نقش بسزايى در تحكيم و گسترش حوزه علميّه و رفت‏ و آمد و ارتباط علما و راويان و شاگردان برجسته امامان عليهم السلام داشت. ورود ايشان به قم، و مرقد مطهر او، و سپس ورود امامزادگان و راويان احاديث و دانشمندان كوفه و ديگر شهرها به قم، موجب تحوّلات تازه و مؤثّرى در استحكام و گسترش تشيّع گرديد.(٢٤)

[در حال حاضر] حرم مطهر آن بانوى سرفراز كانون علم و عمل و مركز نور و هدايت به صور گوناگون است: تدريس، تدرّس، مباحثه، مناجات، دعا، اذان، نماز جماعت، اقامه عزا و سوگوارى عزيزان خدا، مراسم جشن و سرور در اعياد مذهبى، سخنرانى ‏هاى سودمند مذهبى، ارشاد، وعظ و خطابه، قرائت قرآن كريم، ذكر مصيبت امام حسين(عليه‏ السّلام)، مديحه و مرثيه سرائى خاندان عصمت، نشر معارف اهل بيت، آشنايى ملل مسمان جهان با يكديگر و ده‏ ها عناوين افتخارآميز ديگر از فيوضات اين كانون فيض لاينقطع و گسترده الهى است.(٢٥)

پی نوشت:

(١). كليات مفاتيح نوين، مکارم شیرازی، ناصر، مدرسه الامام على بن ابى طالب(ع)، قم، ١٣٩٠ هـ ش، چاپ بيست و نهم‏، ص ٨٢٩؛ فروغى از كوثر(زندگینامه حضرت فاطمه معصومه)، محمد بيگي، الياس، انتشارات زائر، قم، ١٣٧٩ هـ ش، ص ٣٢.

(٢). عيون أخبار الرضا(علیه السلام)، شيخ صدوق، ترجمه: حميد رضا مستفيد- على اكبر غفارى‏، نشر صدوق‏، تهران‏، ١٣٧٢ هـ ش‏، چاپ اول، ج ‏١، ص ٣١.

(٣). ریاحین الشریعة، محلاتی، ذبیح الله، دار الکتب الاسلامیه، تهران، بی تا، ج ٥، ص ٣٥.

(٤). همراه زائران قم و جمكران، مکارم شیرازی، ناصر، انتشارات امام على بن ابى طالب(عليه السلام)، قم، ١٣٩٠ هـ ش‏، چاپ اول‏، ص ٥٩.

(٥). بحار الأنوار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، دار إحياء التراث العربي‏، بيروت‏، ١٤٠٣ هـ ق‏، چاپ دوم، ج ‏٥٧، ص ٢٢٨.

(٦). كليات مفاتيح نوين، همان، ص ٥٧٩.

(٧). بحار الأنوار، همان، ج ‏٦٥، ص ٧٧.

(٨). همراه زائران قم و جمكران، همان، ص ٦١؛ کشف اللئالی، نقل از: کریمه اهل بیت(س)، مهدیپور، علیاکبر، نشر حاذق، قم، ۱۳۷۴هـ ش، چاپ اول، ص ٦٣ و ٦٤.

(٩). تاریخ یعقوبی، یعقوبی، ابن واضح، چاپ نجف، ۱۳۸۴هـ ق، ج ۳، ص ١٥١.

(١٠). حیاة الإمام موسی بن جعفر(علیهما السلام)، قرشی، باقر شریف، دارالبلاغة، بیروت، ۱۴۱۳هـ ق، ج ٢، ص ٤٧٩.

(١١). الکافی، كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق‏، دار الكتب الإسلامية، تهران، ١٤٠٧هـ ق، چاپ چهارم‏، ج ۱، ص ٣١٧.

(١٢). حضرت معصومه فاطمه دوم، محمدي اشتهاردي، محمد، انتشارات علامه، ١٣٧٥هـ ش، چاپ اول، ص ١١٦.

(١٣). بارگاه فاطمه معصومه، میرعظیمی، سید جعفر، انتشارات نهضت، بی جا، ص ٢٤.

(١٤). همراه زائران قم و جمكران، همان، ص ٣٩.

(١٥). قیام سادات علوی، تشید، علی اکبر، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۳۱هـ ش، ص ١٦٠.

(١٦). الحياة السياسية للإمام الرضا(عليه السلام)، السيد جعفر مرتضى العاملي، جماعة المدرّسين في الحوزة العلمية، ١٤٠٣ هـ ق، چاپ دوم، ص ٤٢٨.

(١٧). كامل الزيارات، ابن قولويه، جعفر بن محمد، محقق و مصحح: عبدالحسين امينى، دار المرتضوية، نجف اشرف‏، ١٣٥٦ هـ ش، ص ٣٢٤.

(١٨). همراه زائران قم و جمكران، همان، ص ٣٩ - ٤٠؛ فروغى از كوثر(زندگی‏نامه حضرت فاطمه معصومه)، همان، ص ٣٢.

(١٩). همراه زائران قم و جمكران، همان، ص ٤٠.

(٢٠). فروغى از كوثر(زندگى‏نامه حضرت فاطمه معصومه)، همان، ص ٣٢.

(٢١). كليات مفاتيح نوين، همان، ص ٦١٧، پاورقی.

(٢٢). كامل الزيارات، همان.

(٢٣). همان.

(٢٤). همراه زائران قم و جمكران، همان، ص٤٠ و ٢٦.

(٢٥). بانوی ملکوت، کریمی جهرمی، علی، بوستان کتاب، ١٣٩٣هـ ش، چاپ اول، ص ٣٦.

----------------------------------------

معرفی کتاب

سیری در کتاب

« شأن نزول آیات قرآن »

اثر ارزشمند حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله)

شأن نزول کلام وحی، در فهم مقصود و مراد اصلی خداوند و معانی واقعی آیات نقش اساسی ایفا می کند ، از این رو مفسران قرآن از ديرباز به اهمیت روايات شأن نزول در فهم صحیح قرآن پی برده و سعى كردند با گردآوری تمام رواياتى كه در این زمینه وجود داشته، از اين میراث علمی در راستای تفسیر بهره گیرند؛ چرا که گردآورى همه روایات شأن نزول های آیات قرآن و چينش آن در كنار هم به علماى تفسير بينش بيشتر و به توده ‏هاى مردم آگاهى خوبى براى بررسى و فهم آيات قرآن خواهد داد.

در این میان کتاب «شأن نزول آیات قرآن» اثر آیت الله العظمی مکارم شیرازی، مجموعه اى ارزشمند از روایات مرتبط با شأن نزول آيات و سوره هاى قرآن كريم است كه از تفسیر نمونه گزينش شده، و در بینش زایی مفسران قرآن کریم نسبت به کلام آسمانی و تعمیق آگاهی های عمومی مردم نسبت به درک و فهم قرآن نقش به سزایی ایفا می کند.

معظم له در مقدمۀ اثر اینگونه می نویسد: می دانیم قرآن مجید به صورت تدریجی در ٢٣ سال، به مناسبت های مختلف نازل شده است که مفسران آن ها را «شأن نزول» می نامند.

به دست آوردن این مناسبت ها تأثیر مهمی در فهم معانی و محتوای این آیات و رفع هرگونه ابهام دارد؛ حتی در بعضی از موارد اگر شأن نزول ها از ما گرفته شود، اجمال و ابهام بر معنی آیه حاکم می گردد.

به همین دلیل از قدیم الایام علمای تفسیر تلاش فراوان در به دست آوردن این شأن نزول ها کرده اند و آنها را در کتب تفسیر و گاه در کتاب مستقل جمع آوری نموده اند.

افسوس که علمای اسلام در قرن اوّل ظهور این آئین که این شأن نزول ها روشن بود تلاش کافی برای حفظ و نقل آن نکردند و مقداری از آنها از دسترس ما خارج شده است.

ولی آنچه امروز در اختیار ما قرار دارد، باز مقدار قابل ملاحظه و پر ارزشی است که باید آنها را در تفسیر قرآن مغتنم شمرد. لذا ما در «تفسير نمونه» تا آنجا كه ميسر بود به نقل اين شأن‏نزول ‏ها و استفاده از آن ها در تفسير آيات كوشيده ‏ايم.

انگیزۀ تألیف

گردآورندۀ اثر جمع آوری شأن نزول ها و چاپ این کتاب را، پاسخی به درخواست خوانندگان تفسیر نمونه عنوان کرده است، که در ادامه این پیشنهاد مورد موافقت استاد عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی) قرار گرفت و معظم له فرمودند: این کار انجام شود.

در نهایت اين اثر پس از انجام كارهاى مقدماتى، به خدمت ايشان ارائه گرديد و مورد تأييد قرار گرفت.

در مقدمۀ مولّف اینچنین آمده است: اكنون خوشوقتيم كه فاضل ارجمند و دانشمند گرامى و پرتلاش جناب حجةالاسلام و المسلمين آقاى امامى (دامت تأئيداته) دامن همت به كمر زده و اين شأن‏نزول‏ها را با سليقه خاص و به صورت جالبى گردآورى و تبيين كرده و در دسترس عموم قرار داده است.

ساختار اصلی کتاب

کتاب، با مقدّمه حضرت آية اللّه العظمى مكارم شيرازى (مدّ ظلّه العالى) و پيشگفتار در چهارده فصل تنظیم شده است که در آن به ترتیب از سوره بقره و آل عمران و سوره نساء تا سوره های کافرون و اخلاص و فلق، با استناد به متون روایی معتبر اسباب و موجبات نزول آنها ذکر شده است.

گزارش محتوایی اثر

شأن ‏نزول آیۀ «لیلة المبیت»

در فصل اول کتاب، مولّف، پس از ذکر آیات و ترجمه های سورۀ بقره، شأن نزول آن آیات را در موضوعاتی هم چون یهود شناسی، شهادت طلبی، مناسک حج، قصاص، نفاق، حرمت شرب خمر، احکام طلاق، انفاق و حرمت ربا... بیان کرده است.

مهم ترین عناوین مطروحه فصل اول عبارتند از: اجبار در دين ممنوع است‏، اين چگونه وحى آسمانى است، كه مثل به عنكبوت و مگس مى‏زند، كتمان بشارت ‏هاى تورات به ظهور پيامبر صلى الله عليه و آله‏، سوء استفاده از كلمات و هشدار، به هر سو رو كنى خدا مى‏بينى‏، ملت ‏هاى لجوج‏، نه يهود و نه نصارى، آئين ابراهيم‏، شهيدان زنده ‏اند، بگو خدا به همه نزديك است‏، انسان ‏هاى دو چهره را بشناسيد، ماجراى ليلة المبيت‏، پرسش درباره شراب و قمار و ايتام، بهشت را به بها مى‏دهند، اجبار در دين ممنوع است‏، انفاق از اموال پاك، آرى‏، معامله پر سود، ربا ممنوع.

در فصل اول کتاب دربارۀ واقعه لیله المبیت و شأن نزول آیه ٢٠٧ سوره مبارکه سوره بقره، اینچنین آمده است: مفسر معروف اهل تسنن «ثعلبى» مى‏گويد: هنگامى كه پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله تصميم گرفت به «مدينه» مهاجرت كند، دستور داد على عليه السلام در بستر او بخوابد و پارچه سبز رنگى (برد حضرمى) كه مخصوص خود پيغمبر بود روى خود بكشد، در اين هنگام خداوند به «جبرئيل» و «ميكائيل» وحى فرستاد: من بين شما برادرى ايجاد كردم و عمر يكى از شما را طولانى‏تر قرار دادم كدام يك از شما حاضر است ايثار به نفس كند و زندگى ديگرى را بر خود مقدم دارد؟هيچ كدام حاضر نشدند.

به آنها وحى شد، اكنون على عليه السلام در بستر پيغمبر خوابيده و آماده شده جان خويش را فداى او سازد، به زمين برويد و حافظ و نگهبان او باشيد.

هنگامى كه جبرئيل بالاى سر و ميكائيل پايين پاى على عليه السلام نشسته بودند، جبرئيل مى‏گفت: «به، به، آفرين بر تو اى على! خداوند به واسطه تو بر فرشتگان مباهات مى‏كند».در اين هنگام آیه ٢٠٧ سوره مبارکه سوره بقره نازل گرديد و به همين دليل آن شب تاريخى‏ «ليلة المبيت» ناميده شده است.

شأن نزول آیۀ اعتصام

فصل دوم کتاب به تبیین شأن نزول آیات شریفۀ قرآن در سورۀ آل عمران در موضوعاتی هم چون واقعۀ مباهله، تحریف عهدین، وحدت اسلامی، جهاد و شهادت، دشمن شناسی و تحریم اقتصادی دشمن، اختصاص یافته است.

ملاقات فرستادگان مسيحيان با پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله‏، نبرد حق و باطل‏، تبعيت، دليل محبت‏، آفرينش مسيح چون آفرينش آدم‏، مباهله، آخرين راه‏، از قريب يهود بر حذر باشيد، اتحاد! اتحاد!، تحريف در اداء كلمات‏، سوگند براى منافع مادى‏ و محاصره اقتصادى و مشكلات آن... از‏ مهم ترین عناوین فصل دوم کتاب به شمار می آید.

در بیان شأن نزول آیه وحدت در قرآن کریم می خوانیم: روزى دو نفر از قبيله «اوس» و «خزرج» به نام «ثعلبة بن غنم» و «اسعد بن زراره» در برابر يكديگر قرار گرفتند، و هر كدام افتخاراتى را كه بعد از اسلام نصيب قبيله او شده بود، بر مى‏شمرد. «ثعلبه» گفت: «خزيمة بن ثابت» (ذو الشهادتين) و «حنظله» (غسيل الملائكه) كه هر كدام از افتخارات مسلمانانند، از ما هستند، و همچنين «عاصم بن ثابت»، و «سعد بن معاذ» از ما مى‏باشند.

در برابر او «اسعد بن زراره» كه از طايفه «خزرج» بود گفت: چهار نفر از قبيله ما در راه نشر و تعليم قرآن خدمت بزرگى انجام دادند: ابى بن كعب، و معاذ بن جبل، و زيد بن ثابت، و ابو زيد، به علاوه «سعد بن عباده» رئيس و خطيب مردم «مدينه» از ما است.

كم كم كار به جاى باريك كشيد، و قبيله دو طرف از جريان آگاه شدند، و دست به اسلحه برده، در برابر يكديگر قرار گرفتند، بيم آن مى‏رفت كه بار ديگر آتش جنگ بين آنها شعله‏ور گردد و زمين از خون آنها رنگين شود!

خبر به پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد، حضرت فوراً به محل حادثه آمد، و با بيان و تدبير خاص خود به آن وضع خطرناك پايان داد، و صلح و صفا را در ميان آنها بر قرار نمود. در این هنگام آیۀ وحدت نازل گرديد و بصورت يك حكم عمومى همه مسلمانان را با بيان مؤثر و مؤكدى دعوت به اتحاد نمود.

ارث زن در اسلام

درفصل سوم، شأن نزول آیات سورۀ نساء، در موضوعاتی هم چون یتیم نوازی، احکام ارث، خانواده، جهاد، ویژگی های ایمان، تفاوت ماهوی زن و مرد...تحت عناوینی هم چون سرپرستى ايتام‏، حكم ارث در ميان خويشاوندان‏، ملاك ايمان حقيقى، جهاد و تشويق مؤمنان‏، رفع اختلافات خانوادگى‏، مسيح عليه السلام بنده خدا است‏... بیان شده است.

مولّف در این فصل، در راستای تبیین جایگاه زن در حقوق خانواده به مسألۀ ارث زن در اسلام اشاره کرده و شأن نزول آیه ٧ سوره نساء را اینگونه بیان کرده است:

در عصر جاهليت عرب، رسم چنين بود كه تنها مردان را وارث مى‏شناختند و زنان را از ارث محروم مى‏ساختند، تا اين كه يكى از انصار به نام «اوس بن ثابت» از دنيا رفت، همسر او به پيامبر صلى الله عليه و آله شكايت كرد، تا آن زمان حكمى در زمينه ارث بستگان در اسلام نازل نشده بود، آيه ٧ سورۀ نساء نازل شد، پيامبر صلى الله عليه و آله آن دو نفر را خواست و به آن ها دستور داد: در اموال مزبور، هيچ گونه دخالت نكنند و آن را براى بازماندگان درجه اوّل، يعنى فرزندان و همچنين همسر او بگذارند، تا طرز تقسيم آن در ميان آن ها در پرتو آيات بعد روشن گردد.

شأن نزول آیۀ ولایت

فصل چهارم کتاب به بیان شأن نزول آیات سورۀ مائده پرداخته و موضوعاتی هم چون حکم محاربه و افساد فی الارض، منع هم پیمانی و دوستی با یهود، آیۀ ولایت، آیۀ تبلیغ و حرمت قطعی شرب خمر...بیان شده است.

در بیان سبب نزول آیه ولایت در «تفسير مجمع البيان» و كتب ديگر از «عبداللَّه بن عباس» چنين نقل شده: از ابوذر غِفارى در كنار چاه زمزم شنیدم که گفت: اى مردم! روزى از روزها با رسول خدا صلى الله عليه و آله در مسجد نماز مى‏خواندم، سائلى وارد مسجد شد و از مردم تقاضاى كمك كرد، ولى كسى به او چيزى نداد... .

در همين حال على عليه السلام كه در حال ركوع بود با انگشت كوچك دست راست خود اشاره كرد. سائل نزديك آمد و انگشترى را از دست آن حضرت بيرون آورد.

پيامبر صلى الله عليه و آله كه در حال نماز بود، اين جريان را مشاهده كرد، هنگامى كه از نماز فارغ شد، سر به سوى آسمان بلند كرده، چنين عرض كرد: خداوندا! من محمّد پيامبر و برگزيده توام، سينه مرا گشاده كن، كارها را بر من آسان ساز، از خاندانم على عليه السلام را وزير من گردان، تا به وسيله او، پشتم قوى و محكم گردد».

«ابوذر» مى‏گويد: هنوز دعاى پيامبر صلى الله عليه و آله پايان نيافته بود كه جبرئيل نازل شد و به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: «بخوان».پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: چه بخوانم؟گفت: بخوان:«انَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِيْنَ آمَنُوا ...».

ماجرای مسجد ضرار

فصل پنجم کتاب به سوره های انعام، اعراف و انفال اختصاص یافته و در فصل ششم نیز به سورۀ توبه پرداخته شده و در فصل هفتم نیز به شأن نزول آیات سوره های یونس، هود، رعد، نخل، اسراء و کهف اشاره شده است.

مدعیان کاذب، پیشنهاد معجزه و حکم انفاق و غنائم، از أهم عناوین فصل پنجم می باشد، هم چنین در بیان سر فصل های مهم فصل ششم می توان به عناوینی هم چون بهانه جویی برای عدم مباشرت در جهاد، هیچ عذری پذیرفته نیست و ماجرای مسجد ضرار، اشاره کرد.

در ادامه تقیه، شأن نزول های ساختگی و اسماء حسنی الهی نیز سرفصل های مهم فصل هفتم کتاب می باشد.

مولف در بیان شأن نزول آیات ۱۰۷ ـ ۱۱۰ از سوره توبه به ماجرای مسجد ضرار در قرآن اشاره کرده و می نویسد: گروهى از منافقان نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمده عرض كردند: به ما اجازه ده مسجدى در ميان قبيله «بنى‏سالم» (نزديك «مسجد قبا») بسازيم، هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله از جنگ «تبوك» بازگشت، در اين هنگام، پيك وحى خدا نازل شد، آیات ۱۰۷ ـ ۱۱۰ از سوره توبه را آورد، و پرده از اسرار كار آنها برداشت، و به دنبال آن پيامبر دستور داد: مسجد مزبور را آتش زده، بقاياى آن را ويران كنند، و جاى آن را محل ريختن زباله‏ هاى شهر سازند!

شأن نزول آیۀ «غض بصر»

شأن نزول آیات سورۀ مریم، طه، حج، نور با عناوینی از قبیل نگاه به نامحرم ممنوع و عفت در دوران عزوبت در فصل هشتم و در فصل نهم به سوره‏ فاطر، يس، ص، زمر، شورى، زخرف، جاثيه، احقاف و فتح ‏ در عناوینی هم چون پیامبر از جنس مردم است، عشق و علاقه به وطن، احسان به والدین، غناء و موسیقی ممنوع و آیۀ تطهیر دربارۀ چه کسانی است، اشاره شده است.

در شأن نزول آیۀ«غض بصر» از امام باقر عليه السلام چنين‏ نقل شده است: جوانى از «انصار» در مسير خود با زنى روبرو شد، چهره آن زن، نظر آن جوان را به خود جلب كرد، و چشم خود را به او دوخت هنگامى كه زن گذشت، جوان همچنان با چشمان خود او را بدرقه مى‏كرد، ناگهان صورتش به ديوار خورد و تيزى استخوان يا قطعه شيشه ‏اى كه در ديوار بود صورتش را شكافت!

جوان به خود آمد و سخت ناراحت شد و با خود گفت: به خدا سوگند من خدمت پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى‏روم و اين ماجرا را بازگو مى‏كنم، هنگامى كه چشم رسول خدا صلى الله عليه و آله به او افتاد،فرمود چه شده است؟جوان ماجرا را نقل كرد، در اين هنگام «جبرئيل»، پيك وحى خدا نازل شد و آيه (قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ ...) را آورد.

شأن نزول آيه نبأ

فصل دهم کتاب به سوره ‏هاى فاطر، يس،ص، زمر، شورى، زخرف، جاثيه، احقاف و فتح اختصاص یافته است.‏

مهمترین عناوین فصل دهم عبارتند از :يأس از رحمت خدا ممنوع‏، داستان صلح «حديبيه»، آن كه نخستين بار آفريد، بار ديگر زنده مى‏كند، قرآن احسن الحدیث است، اگر خورشید را در دست راستم قرار دهند...

در ادامه شأن نزول آیات سوره ‏هاى حجرات، طور، نجم، حديد و مجادله‏، در فصل یازدهم کتاب بیان شده است؛ از اقدام بدون تحقيق بر حذر باشيد، تو نه كاهنى، نه شاعر و نه مجنون‏، كيفر نجواكنندگانِ بدجنس‏، از مهم ترین عناوین مندرج در فصل یازدهم می باشد.

در شأن نزول آيه‏ « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا ...» که به«آیه نبأ» مشهور است، می خوانیم، این آیه درباره «وليد بن عقبه» نازل شده است، پيامبر صلى الله عليه و آله او را براى جمع‏آورى زكات از قبيله «بنى‏المصطلق» اعزام داشت، از آنجا كه ميان «وليد» و آنها در جاهليت، خصومت شديدى بود، تصور كرد آن ها به قصد كشتنش آمده ‏اند.

خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله بازگشت (بى‏آنكه تحقيقى در مورد اين گمان كرده باشد) و عرض كرد: آن ها از پرداخت زكات خوددارى كردند! (و مى‏دانيم امتناع از پرداخت زكات، يك نوع قيام بر ضد حكومت اسلامى تلقى مى‏شد، بنابراين مدعى بود آنها مرتد شده ‏اند!).

پيامبر صلى الله عليه و آله سخت خشمگين شد، و تصميم گرفت با آنها پيكار كند، آيه فوق نازل شد (و به مسلمانان دستور داد: هرگاه فاسقى خبرى آورد، درباره آن تحقيق كنيد).

شأن نزول آيه «يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ»

فصل دوازدهم کتاب به بیان شأن نزول آیات سوره‏ هاى حشر، ممتحنه، صف، جمعه، منافقون تغابن، تحريم، حاقه، معارج‏ اختصاص یافته است؛ گفتار بدون عمل، دادو ستد هنگام اقامۀ نماز جمعه، نحوۀ رفتار همسر با خانواده و فرزندان و درخواست عذاب الهی از جمله عناوین فصل دوازدهم کتاب است.

در ادامه شأن نزول آیات سوره‏ هاى جن، مدثر، انسان، عبس، مطفقين، فجر و ليل‏ در قالب عنوان هایی هم چون واى بر كم‏فروشان، چرا با ديدن يك مرد نابينا چهره در هم مى‏كشى و اى روح آرام و مطمئن، در فصل سیزدهم بیان شده است.

در شأن نزول آیۀ ٢٧ سوره فجر می خوانیم: امام صادق (علیه السلام) فرمود: هنگامى كه فرشته مرگ براى قبض روح فرد مومن مى‏آيد، آن فرد اظهار ناراحتى مى‏كند، فرشته مرگ مى‏گويد: اى ولى خدا ناراحت نباش! درست چشم‏ هايت را بگشا و ببين، او نگاه مى‏كند، رسول خدا صلى الله عليه و آله، امير مؤمنان عليه السلام، فاطمه عليها السلام و حسن عليه السلام و حسين عليه السلام و امامان از ذريه او عليهم السلام را مى‏بيند، ناگهان گوينده‏ اى از سوى پروردگار بزرگ ندا مى‏دهد: يا أيتها النفس المطمئنة؛ اى كسى كه به محمد و خاندانش اطمينان داشتى»! به سوى پروردگارت بازگرد، در حالى كه تو، به ولايت آنها راضى هستى، و او با ثوابش از تو خشنود است، داخل در ميان بندگانم يعنى محمد و اهل بيتش عليهم السلام شو، در بهشتم وارد شو، در اين هنگام چيزى براى انسان محبوب‏تر از آن نيست كه هر چه زودتر روحش از تن جدا شود و به اين منادى بپيوندد»!

شأن نزول سوره کوثر

سوره ‏هاى ضحى، علق، قدر، عاديات، تكاثر، همزه، فيل، ماعون، كوثر، كافرون، مسد، اخلاص و فلق‏، با عناوینی هم چون نزول نخستين آيات قرآن‏، يك شب برابر هزار ماه‏، واى بر عيب‏جويان و طعنه‏زنان‏، داستان اصحاب الفيل‏ و به تو كوثر داديم...بخش پایانی کتاب را شامل می شود.

در شأن نزول سوره کوثر مى‏خوانيم: «عاص بن وائل» كه از سران مشركان بود، و مدتى با پیامبر (صلی الله علیه و آله) گفتگو نمود، گروهى از سران «قريش» که اين منظره را از دور مشاهده كردندبه او گفتند: با كه صحبت مى‏كردى؟ گفت: با اين مرد «ابتر»!

اين تعبير را به خاطر اين انتخاب كرد، كه «عبدالله» پسر پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله از دنيا رفته بود، و عرب كسى را كه پسر نداشت «ابتر» (يعنى بلا عقب) مى‏ناميد، و لذا «قريش» اين نام را بعد از فوت پسر پيغمبر براى حضرت انتخاب كرده بود (سوره فوق نازل شد و پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله را به نعمت ‏هاى بسيار و كوثر بشارت داد، و دشمنان او را ابتر خواند).

وضعيت كتاب

فهرست مطالب در ابتداى كتاب ذکر شده است، هم چنین مدارک لازم هم چون آدرس آيات و منابع شأن نزول آيات در پاورقى كتاب آمده است.

گفتنی است اين اثر نفیس قرآنی ، با تهیه و تنظیم مرحوم محمدجعفر امامى در سال ١٣٨٥ ش در یک جلد، به زبان فارسی و در ٥٢٦ صفحه در قطع وزیری، از سوی انتشارات امام علی بن ابیطالب (علیه السلام). منتشر شده، و هم اكنون مرتباً تجديد چاپ مى شود.

----------------------------------------

معارف اسلامی

عظمت پيامبر(صلی الله علیه و آله) از زبان غير مسلمانان

در حیات سیاسی و تحلیل های تاریخی

پرسش :

عظمت پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) از زبان برخی از غير مسلمانان چگونه بيان شده است؟

پاسخ اجمالی:

نه تنها دوستان و پيروان پیامبر(صلی الله علیه و آله)، بلكه مخالفان و دور افتادگان از او، صفات و سجايا و ملكات فاضله اخلاقى و برنامه هاى پرارزش زندگى شخصى و اجتماعى او ر ا ستوده اند. مثل: جان ديون پورت انگليسى در كتاب «عذر تقصير به پيشگاه محمد(صلی الله علیه و آله)»، كتاب «دايرة المعارف بريتانيا» ذیل کلمه قرآن، گوستاولوبون فرانسوی در «تاریخ تمدن»، یوحنا واکنبرت در کتاب «محمد (صلی الله علیه و آله) و اسلام»، لامارتین شاعر معروف فرانسوی و ... .

پاسخ تفصیلی:

تقريباً در تمام تواريخ ـ اعم از تاريخ هايى كه به دست مسلمانان يا غير مسلمانان نگاشته شده ـ به مسأله پاكى و امانت دارى پيامبر(صلی الله علیه وآله) اشاره شده تا آنجا كه حتى در جاهليت نيز همه مردم او را به اين صفت مى شناختند و لقب امين به او داده بودند، بلكه بعد از ظهور اسلام نيز مخالفان او امانت هاى خويش را نزد وى مى گذاشتند به همين دليل هنگام هجرت پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) به مدينه يعنى پس از گذشتن سيزده سال از ظهور اسلام، به على(عليه السلام) دستور داد در مكه بماند و امانت هاى مردم را به آنان برساند سپس به مدينه هجرت كند.

بهتر اين است اين سخن را نيز از زبان ديگران بشنويم و ببينيم آنها كه ظاهراً با او بيگانه اند چه گواهى هاى صريحى در اين زمينه داده اند.

١. در كتاب عذر تقصير به پيشگاه محمد(صلى الله عليه وآله)، از جان ديون پورت انگليسى نقل مى كند كه: «بدون شك اگر او (محمد) را يكى از نوادر جهان و پاك ترين نابغه اى كه گيتى توانسته است تاكنون پرورش دهد نياوريم؛ بايد او را يكى از بزرگترين انسان ها و يگانه شخصيتى بدانيم كه قاره آسيا مى تواند به وجود چنين فرزندى بر خود ببالد».(١)

٢. در كتاب محمّد رسول الله(صلى الله عليه وآله) از كتاب اسلام از نظر وُلتر چنين نقل شده كه ناپلئون در انتقاد از نمايشنامه وُلتر كه در آن اهانت ها به ساحت پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) روا داشته مى گويد: «وُلتر به تاريخ و وجدان بشرى خيانت كرده، زيرا سجاياى عالى محمد(صلی الله علیه و آله) را انكار نمود و مرد بزرگى را كه بر چهره جهانيان فروغ الهى تاباند، موجود ديگرى معرفى كرده است.»(٢)

٣. اتفاقاً همين وُلتر در اواخر عمر خود در آن نمايشنامه موهن تجديد نظر نموده و با صراحت اعتراف مى كند: «در محمد(صلى الله عليه وآله) چيزى وجود دارد كه احترام همگان را بر مى انگيزد، و من در حق محمد(صلی الله علیه و آله) بسيار بد كردم».(٣)

٤. در كتاب دايرة المعارف بريتانيا ذيل كلمه قرآن چنين آمده است: «محمد(صلی الله علیه و آله) در ميان رجال و شخصيت هاى بزرگ دينى و مذهبى جهان، موفق ترين و پيروزمندترين شخصيت عالم، به شمار مى آيد و رسالت او توأم با توفيق و پيروزى قابل توجهى بوده است.»(٤)

٥. گوستاولوبون فرانسوى نويسنده كتاب معروف تمدن اسلام و عرب مى گويد: «سادگى و آشكار بودن اصول عقايد اسلامى، به علاوه رفتار با مردم از روى عدل و احسان كه سكّه روشنش بر روى دين و مذهب اسلام خورده است سبب شد كه تمام روى زمين را تسخير كند.»

٦. لامارتين شاعر معروف فرانسوى درباره او پس از شرح مفصّلى در ستايش پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) چنين مى گويد: «اين است محمد(صلی الله علیه و آله) به هر ميزانى كه با آن عظمت را بتوان اندازه گيرى كرد ناچاريم بگوييم در عالم بزرگتر از محمد(صلی الله علیه و آله) مردى نيست».(٥)

٧. طبيب و نويسنده معروف مادى لبنانى در اشعار بسيار بليغى كه درباره پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) سروده او را بهترين مدبر و حكيم و دانشمند و خداوند سخاوت و سخن و مرد عقل و سياست و قهرمان ميدان نبرد معرفى مى كند؛ و اوصافى براى او در اين زمينه بيان كرده كه در نوع خود بى نظير است.(٦)

٨. اگر چه جمعى از مورخان غربى مغرض و سودجو تلاش كرده اند ترسيمى بر خلاف واقعيت از پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) كنند، ولى پاسخ آنها همان است كه يكى از محققان خودشان به نام يوحنا واكنبرت در كتاب محمد و اسلام از نويسندگان متعصب و مغرض كه بر خلاف حقيقت درباره پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) مطالبى نوشته اند انتقاد كرده؛ چنين مى نويسد: «به هر قدر شخص به حقايق معتبر تاريخى و مصادر موثق و صحيحى كه راجع به گفتار و رفتار و حالات محمد(صلی الله علیه و آله) مطالبى از روى حقيقت نوشته اند مراجعه نمايد، بدگويان اين پيامبر مانند: ماركس و بريدر و ساير اين افراد، در نظرش حقير و بسيار ضعيف جلوه مى كنند».(٧)

كوتاه سخن اين كه: نه تنها دوستان و پيروان او، بلكه مخالفان و دور افتادگان از او آن قدر درباره صفات و سجايا و ملكات فاضله اخلاقى و برنامه هاى پرارزش زندگى شخصى و اجتماعى او سخن گفته اند كه هر گاه جمع آورى شود چندين كتاب بزرگ را تشكيل مى دهد.(٨)

پی نوشت:

(١). عذر تقصير به پيشگاه محمد و قرآن، صفحه ١٤.

(٢). محمّد رسول الله(صلى الله عليه وآله)، صفحه ١٤٢.

(٣). همان، صفحه ١٤٣.

(٤). دايرة المعارف بريتانيا، چاپ يازدهم، ماده قرآن.

(٥). نقل از كتاب تاريخ تركيه، طبق نوشته فرهنگ اسلام شناسان خارجى، صفحه ٦١.

(٦). فرهنگ اسلام شناسان خارجى، صفحه ٥٣٤.

(٧). محمد در نظر ديگران، به نقل از فرهنگ اسلام شناسان خارجى، جلد ١، صفحه ١٦٤.

(٨). گردآوري از کتاب: پيام قرآن‏، آيت الله العظمى ناصر مكارم شيرازى، دار الكتب الاسلاميه‏، تهران‏، ١٣٨٦ هـ. ش‏ ، ج ٨، ص ٣٧٣.

----------------------------------------

احکام شرعی

تطهیر اشیاء نجس با آب کر یا جاری

اشیاء نجس را چگونه با آب کر یا جاری تطهیر می کنند؟

اگر چيز نجسى را با آب كر يا جارى يا آب لوله كشى بشويند تا عين نجاست برطرف شود، يا بعد از برطرف كردن عين نجس در آب كر يا جارى فرو برند پاك مى‏شود، ولى فرش و لباس و مانند آن را بايد فشار يا حركت داد تا آب آن خارج شود و اگر در حین شستشو، آب از آن، خارج و آب جدید جایگزین شده باشد، فشار لازم ندارد.

تطهیر آب در تصفیه خانه

تصفیه آب هاى زاید و فاضلاب و غیره به آب زلال در بعضى از کارخانه ها و مراکز انجام مى گیرد، آیا این آبها پاک هستند؟

آب مزبور نجس است مگر این که با آب جارى یا کر یا آب باران به اندازه کافى مخلوط شود؛ ولى مى توان براى زراعت وشرب حیوانات از آن استفاده کرد.

تطهیر موادی که با شستن از بین می رود

چیزهایی مانند قند و شکر که اگر شسته شود حل شده و از بین می رود چگونه تطهیر می شوند؟

هرگاه قند يا شكر نجس شود با آب كشيدن پاك نمى‏شود.

تطهیر شیء نجس به وسیله استریل و ضد عفونی

وسایل آزمایشگاهى، بدن، لباس و مانند آنکه در اثر تماس با نجاساتى مانند خون نجس مى شود، آیا با انجام عمل استریل و یا ضدّ عفونى کردن پاک مى شود؟

باید آنها را نخست بشویند و بعد استریل کنند.

تفاوت تطهیر با آب لوله کشی و آب قلیل

تفاوت تطهیر با آب لوله کشی و آب قلیل در چیست؟

تطهیر با آب لوله کشی بسیار آسان است و غُساله آن پاک است به شرط این که عین نجاست در آن نباشد و می توانند غساله را با حوله ای جمع کنند و نیاز به شستن حوله هم نیست ولی خوب است بشویند. ولی غُساله آب قلیل نجس است و با حوله ای به طور معمول و به دور از وسواس آن را جمع می کنند. در این صورت زمین و رطوبت اندکی که باقیمانده است پاک ولی حوله و دستها نجس است که باید آنها را آب بکشند. البته تا آنجا که ممکن است از آب لوله کشی استفاده کنند تا دچار وسواس نشوند.

تطهیر فرشی که نجاست آن به زمین سرایت کرده

فرشی را که نجاست از آن به زمین سرایت کرده است بدون جابجا کردن و بدون شستن زمین با آب کر می شوییم و غساله آنرا جمع می کنیم آیا به این ترتیب فرش پاک می شود در حالیکه زمین نجس است و فرش خیس با آن در تماس است؟ آیا جمع کردن غساله موجب بالا آمدن نجاست نمی شود؟

اگر زمین شسته نشده باشد با برخورد فرش با زمین، فرش مجددا نجس می شود و اگر شسته شده اشکال ندارد.

تطهیر با ماشین لباسشویی

حکم تطهیر با انواع ماشین لباسشویی چگونه است؟

ماشين هاى اتوماتیک كه يكى دو بار با موادّ شوينده لباس را مى شويد و آخرين بار پس از پاک کردن عین نجاست با آب خالص شستشو مى دهد و بعد آب را تخليه مى كند، لباسهایی که شسته پاک است و ماشین نیز پاک است خواه در حال شستن لباسها اتّصال با آب لوله کشى داشته باشد یا بعد از قطع شدن، شروع به شستشو کند.البته در لباس شویی های سطلی و دوقلو که ماشین بطور خودکار، لباس را تطهیر نمی کند چنانچه لباس نجسی در بین لباسها باشد فضای داخل ماشین، آب درون آن و تمامی لباس ها نجس هستند و باید آب کشیده شوند.

تطهیر موبایل نجس شده

اگر موبایل و وسایل الکتریکی نجس شود با توجه به اینکه آب به آن ضربه می زند چه باید کرد؟

می توانید قاب آن را باز کرده و تطهير کنيد و يا براي آن، جلد تهيه نماييد.

گوسفندی که شیر سگ یا خوک خورده

اگر گوسفندى از شیر سگ بخورد آیا گوشت آن نجس و حرام است؟

در مورد شیر سگ دلیلى بر حرام بودن نداریم هرچند گوسفند از آن زیاد بخورد آن چنان که استخوانش محکم گردد، ولى در مورد خوردن شیرخوک هرگاه به این مقدار بنوشد هم گوشت خودش حرام است و هم نسل هاى بعد از آن، اما اگر کمتر از آن باشد گوشتش مکروه است و بهتر آن است که هفت روز آن را ببندند و غذاى پاک بدهند.

چیزهایی که با اسلام آوردن پاک می شوند

اسلام آوردن چه چیزی را تطهیر می کند؟

در بحث نجاسات گفتيم احتياط واجب آن است كه از كافر اجتناب‏ شود حال اگر كافر شهادتين بگويد يعنى بگويد: «اشْهَدُ انْ لا إِلهَ إِلَّا اللَّه وَ اشْهَدُ انَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ» مسلمان مى‏شود و بدن او پاك مى‏گردد، ولى اگر عين نجاست در بدن او باشد بايد آن را برطرف كرده و جاى آن را آب بكشد، ولى اگر قبل از اسلام آوردن عين نجاست برطرف شده باشد لازم نيست جاى آن را آب بكشد.

روش استبراء حیوان نجاستخوار

اگر حیوانی عادت به خوردن نجاست انسان کرده باشد چگونه باید استبراء گردد تا بول و مدفوع آن نجس نباشد و گوشت آن حلال شود؟

بايد حيوان را غذاى پاك بدهند تا نام حيوان نجاستخوار از آن برداشته شود و بايد در شتر چهل روز، و در گاو سى روز، و در گوسفند ده روز، و در مرغابى پنج روز و در مرغ خانگى سه روز بگذرد و در حيوانات ديگر همين اندازه كه نام نجاستخوار از آن برداشته شود، كافى است.

استفاده از پودر خون در مرغداری ها

اگر به خوراک مرغ، پودر خون اضافه شود گوشت و تخم آن مرغ نجس می شود؟

گاهى در مرغداري ها پودر خون با غذاى آنها مخلوط مى‏كنند بطورى كه گوشت مرغ به واسطه آن مى‏رويد، گوشت و تخم آن مرغ حرام نيست و رطوبت هاى مرغ نجس نمى‏شود، ولى بهتر آن است كه از چنين مرغ و تخم آن پرهيز شود.

پی نوشت:
  
    
تاریخ انتشار: « 1399/09/06 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 530