کتاب امر به معروف و نهی از منکر - جلسه 098 - 99/12/18

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
مرتب سازی بر اساس
 

کتاب امر به معروف و نهی از منکر - جلسه 098 - 99/12/18

رسول خدا (ص) در روایتی می فرماید: أربع‌ لا يدخل‌ بيتا واحدة منها إلا خرب و لم يعمر بالبركة: الخيانة و السّرقة و شرب الخمر و الزّنا.

بحث اخلاقی:

رسول خدا (ص) در روایتی می فرماید: أربع‌ لا يدخل‌ بيتا واحدة منها إلا خرب و لم يعمر بالبركة: الخيانة و السّرقة و شرب الخمر و الزّنا.[1]

چهار رذیله ی اخلاقی است که اگر در هر خانه ای وارد شود موجب خراب شدن آن می شود و برکت را از آنجا خارج می کند که عبارتند از: خیانت، سرقت، شرب خمر و اعمال منافی عفت.

اما خیانت به چند رقم ممکن است: اهل خانه به یکدیگر خیانت کنند و یا به دیگران خیانت کنند. همچنین است اگر دیگران به اهل خانه خیانت کنند. خیانت به هر صورت که باشد اگر پایش به خانه باز شود مشکلاتی را ایجاد می کند. معنای خیانت این است که انسان امانت ها را رعایت نکند و افراد، امانت های یکدیگر را از بین ببرند.

جالب اینکه رسول خدا (ص) می فرماید: حتی اگر یکی از این چهار مورد وارد خانه شود موجب تخریب می شود.

دومین مورد هم سرقت است چه اهل خانه از هم سرقت کنند و یا از بیرون سرقت نمایند و آن را وارد خانه نمایند. اینها موجب می شود که خانه عمران و آبادی پیدا نکند.

سومین مورد شرب خمر است که اگر رواج یابد عقل و هوش افراد را ضایع می کند و ممکن است افراد، دست به کارهایی بزنند که خلاف باشد زیرا در حال مستی هر نوع عمل خلافی می تواند از انسان سر زند. همان گونه که شاعر می گوید:
مست بودم من اگر کار خلافی کردم*این کار خلاف فراوان کنند مستانا

مستی موجب می شود پایه های اعتماد در خانه متزلزل و ویران شود.

چهارمین مورد زناست که چه در داخل باشد چه از خارج به خانه بیاید و یا از خانه به خارج باشد همه موجب خرابی آن خانه و رفع برکت از آن می شود.

بحث فقهی:

موضوع عام: منظومه ی فکری آیت الله مکارم

موضوع خاص: روش استنباط احکام

موضوع اخص: بررسی ظنون ظنیه نزد اهل سنت

در اینجا لازم است ادله ای که اهل سنت دارند به عنوان قیاس، استحسان، سد ذرایع، مصالح مرسله و اجتهاد بررسی شود.

اهل سنت چون اهل بیت را رها کردند دستشان از اخبار و نصوص خالی شد و ناچار شدند به سراغ حجیّت ظن روند و قیاس و مانند آن را معتبر بدانند.

از ابو حنیفه نقل می کنند که می گفت من در تمامی احکام به 25 روایت از رسول خدا (ص) دسترسی دارم.

واضح است کل فقه را نمی توان با این تعداد اندک از روایات بررسی کرد. در نتیجه آنها که مشاهده کردند باب رسیدن به علم مسدود است و در واقع، انسدادی شدند به این موارد روی آوردند.

قیاس عبارت است از اینکه حکمی را در جایی مشاهده می کنند و در نتیجه شبیه آن را در جای دیگر حجت می دانند. قیاس جنبه ی ظنی دارد و ظن اگر حجت باشد قیاس هم حجت است.

استحسان عبارت است از اینکه چیزی را خوب بشمارند. مثلا می بینند اگر نبیذ را حرام بدانند کار خوبی است در نتیجه اگر خمر حرام است، نبیذ به سبب اینکه مصالحی دارد باید حرام باشد.

سد ذرایع در جایی است که اگر حکمی مطلق باشد مورد سوء استفاده قرار می گیرد. مثلا اگر کسی موقوفه را نود سال اجاره کند مورد سوء استفاده قرار می گیرد. در نتیجه اهل سنت در موقوفات به حد معینی قائل شدند و اجاره را به مدت اندکی مانند سه سال اجازه دادند و قائل شدند که بعد از آن باید اجاره را به قیمت روز تمدید کرد. ذرایع یعنی وسائل سوء استفاده که می گویند باید جلوی آنها گرفته شود.

البته فقهاء شیعه هم گاه در مواردی از باب حکم حکومتی و مانند آن چنین حکمی را صادر می کنند همان گونه که ما هم در اجاره ی وقف همین حکم را صادر می کنیم.

مصالح مرسله یعنی فقیه حساب می کند و می بیند مصلحت این است که فلان حکم جاری شود و یا فلان چیز حرام باشد و یا فلان چیز حلال باشد.

و اما اجتهاد. باید توجه داشت که اجتهاد در میان شیعه با اجتهادی که اهل سنت به آن قائل هستند بسیار متفاوت است. به نظر ما اجتهاد یعنی تلاش برای اینکه از روی ادله ی معتبر، حکمی را استخراج کنند ولی اهل سنت بر اساس یک سری مصالح و مفاسد که مورد بررسی قرار می دهند حکمی را جعل می کنند.

باید توجه داشت علمای شیعه قانونی را جعل نمی کنند بلکه قانون خدا را استخراج می کنند ولی مجتهدان اهل سنت در واقع جاعل و شارع حکم می باشند و قائل هستند که خداوند هم حکم آنها را امضا می کند.

اجتهاد ما استنباط حکم از ادله ی شرعیه است ولی اجتهاد اهل سنت جعل حکم از ظنون خودشان است. البته اهل سنت اجتهاد به معنای استخراج حکم از ادله ی شرعیه هم دارند.

امیر مؤمنان ع در مذمت اجتهاد اهل سنت می فرماید: گویا آنها خدا را تابع احکام خود می دانند و احکامی را صادر می کنند تا خداوند آن را تصویب کند.

اما ادامه ی بحث امام قدس سره در تحریر:

المرتبة الثانية الأمر والنهي لسانا.[2]

مسألة 1 - لو علم أن المقصود لا يحصل بالمرتبة الأولى (که قلبی باشد) يجب الانتقالإلى الثانية (تذکر لسانی) مع احتمال التأثير.[3]

نقول: ما ابتدا باید اصل وجوب مرتبه ی دوم را ثابت کنیم و بعد به سراغ شرایط آن رویم این در حالی است که همه از همان ابتدا به سراغ شرایط این مرحله رفتند ولی اصل وجوب آن را بحث نکرده اند. تنها کسی که دیدیم در این رابطه سخن گفته است صاحب جواهر است که در مورد وجوب آن ادعای لا خلاف می کند و می فرماید: ومن هنا كان المتجه للمصنف والفاضل تفسيره بذلك مع ترك إطلاق وجوبه ، وذلك لكونه حينئذ كالمرتبة الثانية والثالثة وهي الإنكار باللسان وباليد اللتين لا خلاف في اشتراطهما بما سمعت كما لا خلاف في وجوبهما أيضا لما سمعته من النصوص السابقة.[4]

دلیل وجوب مرحله ی ثانیه:

دلیل اول: اطلاقات امر به معروف و نهی از منکر

این اطلاقات می گوید که این مرحله، نوعی امر به معروف و نهی از منکر است بنا بر این چرا واجب نباشد.

دلیل دوم: روایات متعددی را در جلسات قبل بررسی کردیم که مراحل سه گانه یعنی قلب، لسان و ید را متذکر می شد. بنا بر این اصل وجوب آنها واجب است. (البته با این دو دلیل در این مقام نیستیم تا ترتیب آنها را هم از روایات استفاده کنیم.)

دلیل سوم: عقل دلالت می کند که منکر نباید وجود داشته و وقتی انسان با زبان هم می تواند جلوی منکر را بگیرد چرا این کار واجب نباشد.

علماء نیز به سبب این ادله و وجود اجماع، هر چند مدرکی است، اصل وجوب این مرحله را از باب ارسال مسلمات گرفته اند.

اما این قید که امام قدس سره به آن اشاره می کند: لو علم أن المقصود لا يحصل بالمرتبة الأولى این فرع را به ذهن می آورد که اگر علم داریم هم با مرحله ی اولی مقصود حاصل می شود و هم با مرحله ی ثانیه، آیا در اینجا هم رعایت ترتیب لازم است؟

به نظر ما نمی توان حکم به لزوم رعایت ترتیب کرد بنا بر این اگر با لسان هم اثر، محقق می شود لازم نیست ابتدا از راه قلب اقدام نمود و بعد به این مرحله رسید؛ اگر تذکر لسانی از لحاظ تأثیر در رتبه ی مساوی با مرحله ی اولی باشد چه دلیلی وجود دارد که ترتیب رعایت شود. از روایات هم استفاده نمی شود که رعایت این ترتیب لازم است.


پی نوشت:
                                
    
تاریخ انتشار: « 1399/12/17 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 1514