کتاب امر به معروف و نهی از منکر - جلسه 046 - 99/08/05

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
مرتب سازی بر اساس
 

کتاب امر به معروف و نهی از منکر - جلسه 046 - 99/08/05

در حدیثی از امام زمان (عج) می خوانیم: ان الدنیا قد دنا فناؤها و زوالها (فرق «فناء» و «زوال» در این است که «فناء» به معنای نابودی کلی است ولی «زوال» به معنای تخریب است نه نابودی) و آذنت بالوداع (یعنی می گوید که دارد می رود و تمام می شود) و انا ادعوکم (و من شما را به چهار چیز دعوت می کنم:) الی الله و رسوله و العمل بکتابه و اماتة الباطل و احیاء السنة (باطل را از بین ببرید که همان نهی از منکر است و سنت را زنده کنید.)

بحث اخلاقی:

در حدیثی از امام زمان (عج) می خوانیم: ان الدنیا قد دنا فناؤها و زوالها (فرق «فناء» و «زوال» در این است که «فناء» به معنای نابودی کلی است ولی «زوال» به معنای تخریب است نه نابودی) و آذنت بالوداع (یعنی می گوید که دارد می رود و تمام می شود) و انا ادعوکم (و من شما را به چهار چیز دعوت می کنم:) الی الله و رسوله و العمل بکتابه و اماتة الباطل و احیاء السنة (باطل را از بین ببرید که همان نهی از منکر است و سنت را زنده کنید.)[1]

در این شرایط حساس که این بلای عالم گیر (ویروس کرونا) دامن همه را گرفته، علاوه بر رعایت کردن موازین بهداشتی باید توسلات را نیز فراموش نکرد. توسل فقط به خواندن دعای توسل نیست بلکه باید آن چهار مورد هم در عمل انسان وجود داشته باشد.

موضوع: مصادیقی از باب تزاحم/ شرطیت تأثیر در امر و نهی/ امر به معروف و نهی از منکر

موضوع عام: امر به معروف و نهی از منکر

موضوع خاص: شرطیت تأثیر در امر و نهی

موضوع اخص: مصادیقی از باب تزاحم

امام قدس سره در مسأله ی هفتم از مسائل شرطیت تأثیر در امر به معروف و نهی از منکر به حکمی از احکام دَوَران امر بین المحذورین اشاره می کند می فرماید:

(مسألة 7): لو علم (از باب دوران امر بین المحذورین) أنّ أمره أو نهيه مؤثّر لو أجازه في ترك واجب آخر (مثلا اگر به او اجازه دهیم روزه نگیرد او نماز را می خواند) أو ارتكاب حرام آخر، (امام قدس سره در اینجا سه صورت برای آن تصور می کند:)

(اما صورت اول:) فمع أهمّية مورد الإجازة لا إشكال في عدم الجواز و سقوط الوجوب، (مثلا بین روزه و نماز، نماز اهمیت بیشتری دارد و اگر اجازه دهیم نماز را ترک کند او روزه که مهم است را به جا می آورد در اینجا نمی توانیم اجازه دهیم تا نماز که اهم است ترک شود).

(صورت دوم:) بل الظاهر عدم الجواز مع تساويهما في الملاك و سقوط الوجوب. (مانند نماز ظهر و عصر که اگر اجازه دهیم نماز ظهر را ترک کند او نماز عصر را به جا می آورد یا مثلا می گوید نماز مغرب را در صورتی می خوانم که دیگر برای نماز صبح اجازه دهی نخوانم. البته گاه کثرت موجب ترجیح می شود مثلا طرف بگوید اگر اجازه دهی نماز مغرب و عشاء را نخوانم نماز صبح را می خوانم در اینجا می توان گفت که دیگر تساوی وجود ندارد و چنین اجازه ای نمی توان به فرد داد.)

(صورت سوم:) و أمّا لو كان مورد الأمر و النهي أهمّ، (این خود دو حالت دارد. اما حالت اول:) فإن كانت الأهمّية بوجه لا يرضى المولى بالتخلّف مطلقاً (مطلقا یعنی مولی در هر حال آن را از ما بخواهد و اجازه ی تخلف ندهد) - كقتل النفس المحترمة- وجبت الإجازة، (می توان به غیر اهم اجازه داد و گفت که نماز را می توانی ترک کنی ولی در عوض اهم را که قتل نفس محترمه است را باید ترک کنی) (اما حالت دوم) و إلّا (مانند جایی که اهم در جایی نیست که مولی در هر حال حفظش را بخواهد) ففيه تأمّل و إن لا يخلو من وجه.[2]

نقول: این مسأله از مسائل باب تزاحم است و روایت خاصی در آن وجود ندارد و علما هم متعرض آن نشده اند.

بعضی در اینجا تمسک به عمومات و اطلاقات کرده اند و حال آنکه اینجا جای تمسک به قاعده ی اهم و مهم است. بله بعد از حلّ و بررسی مسأله ی تزاحم می توان به سراغ اطلاقات و عمومات رفت.

تزاحم یک امر عقلی است هرچند شارع هم به آن پرداخته است و در بسیاری موارد بر اساس آن حکم کرده است و البته حکم شارع در این موارد مولوی است نه ارشادی. این گونه نیست که در هر جا که عقل حکم کرده باشد حکم شارع در آن مورد ارشادی باشد.

ارشادی در جایی است که مولی حکمی ندارد و فقط ارشاد می کند مانند اینکه بهتر است در مسائل مهم با دیگران مشورت کرد. ارشادی تقریبا شبیه توصیه هاست که الزامی نمی باشد. همانند نسخه ی طبیب که اگر به آن عمل نشود عقابی در کار نیست.

مرحوم سبزواری در اینجا بحثی را مطرح می کند که جامع تر از کلام امام قدس سره است و می نویسد: لو احتمل تأثیر النهی فی تبدیل المعصیة الأهمّ بالمهم و الکبیرة بالصغیرة (اگر احتمال دهیم از اهم نهی کنیم و در مقابل مهم را اجازه دهد و یا اگر از کبیره نهی کنیم صغیره را اجازه می دهد) و ترک المخالفة القطعیة فی أطراف العلم الإجمالی (یعنی به او بگوییم شما مخالفت قطعیه را در اطراف علم اجمالی نکن ولی مخالفت اجمالی اشکال ندارد یعنی هر دو مایع را ننوش ولی یکی را می توانی) و إن لم یحصل الموافقة القطعیة یلزم الأمر بالمعروف و النهی عن المنکر فی جمیع ذلک، و کذا لو عَلم ان نهیه یؤثر فی ترک المحرم المعلوم تفصیلا و لکنه یرتکب بدله بعض أطراف المحرم المعلوم بالإجمال (در محرمات هم همین گونه است یعنی معلوم تفصیلا را اگر ترک کند مثلا یک جام شراب قطعیه را ترک کند و در علم اجمالی یکی از اطراف را اجازه دهیم).[3]

نقول: اینها هم از باب مصادیق اهم و مهم است که باید به اهم اخذ کرد چه اهم مطلق باشد و چه اهم فی الجملة.

البته در مورد تساوی، همانند امام قدس سره قائل به تخییر نمی شویم. همچنین است در موردی که احتمال می دهیم این اهم و دیگری مهم باشد و یا این مهم و دیگری اهم باشد. این هم از مصادیق تخییر است.

همچنین اگر کسی روزه را نمی گیرد او را امر کنیم که تظاهر به روزه خواری نکند که امر در اینجا لازم است ولی اگر او روزه خوار نیست نمی توانیم به او بگوییم که روزه را اجازه دارد بخورد ولی لا اقل حفظ ظاهر کند.

 


پی نوشت:
                       
    
تاریخ انتشار: « 1399/08/06 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 873