روز حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی؛ (14 مرداد)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

روز حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی؛ (14 مرداد)

تهیه و تحقیق: معاونت پژوهش پایگاه اینترنتی حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی makarem news

چکیده: زمینه های تاریخی صدور مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر / رويكرد اعلاميه جهانى حقوق بشر / چالش های اعلامیه جهانی و صدور اعلامیه حقوق بشر اسلامی / انگیزه های تدوین کنندگان اعلاميه حقوق بشر اسلامى / حقوق بشر و کرامت انسانی / حقوق ذاتی، پیامد کرامت ذاتی / کرامت اکتسابی / مبانی کرامت ذاتی انسان از ديدگاه اسلام
کلمات کلیدی: اسلام,غرب,مساوات,عدالت,عقل,تقوا,معاد,حق,حقوق بشر,انسان,شريعت,تعقل,کرامت,جان لاک,بشر,تفکر,دمكراسى,ایمان,اختیار,آزادی,لیبرالیسم,آفریدگار,سکولاریسم,اومانیسم,حقوق بشر اسلامی,حق حیات,کرامت انسانی,برابری,حقوق اجتماعی,قرن بیستم,حکومت نازی,سازمان ملل متحد,کمیسیون حقوق بشر,حقوق مدنى,حقوق سیاسی,نفى خدا,لائیسیته,لائیسم,سازمان كنفرانس اسلامى,نفخه الهی,فطرت الهی,خلیفة الله,حق امنیت

روز حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی؛ (14 مرداد)

تهیه و تحقیق: معاونت پژوهش پایگاه اینترنتی حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی


حق از ديدگاه هر گروه به گونه اى تعبير مى شود، به عنوان مثال ما در مورد حقوق بشر يك ديدگاه داريم و جهان غرب ديدگاه ديگر؛ آنها بشر را براى زندگى چند روزه مى دانند و به دنبال اين ديدگاه قوانين حقوق بشر را وضع مى كنند و به همين جهت حتّى ارتباط نامشروع، هم جنس بازى و ازدواج با محارم را قانونى مى دانند.(1) آنها اصرار دارند که آن تعریف خود از حقوق بشر را برما تحمیل کنند، اگر آزادی بیان است پس ما هم آزادیم که حرف خود را بزنیم و چیزی نباید بر ما تحمیل شود، اصلا سئوال این است که چرا آنها باید تعریف خود را برما تحمیل کنند و ما نتوانیم این کار را انجام دهیم؟ حال آنکه بدیهی است نمی‌توانیم در زمینه مفهوم حقوق بشر با غربی‌ها به توافق برسیم.(2)

از طرفی با يك نگاه اجمالى به وضع دنياى امروز مى‏ بينيم طوفان ‏هاى سهمگينى وزيدن گرفته، پرده‏ ها كنار رفته، سخنان دل‏ فريبى مانند اعلاميّه حقوق بشر، دمكراسى و سازمان‏هاى بين المللى به كلّى رنگ باخته و زورمندان جهان نقشه‏ هاى خطرناكى براى سلطه بر كشورهاى ديگر كشيده ‏اند، و با صراحت مكنون درون خود را بيان مى‏ كنند! و چه خوب شد كه همه چيز را گفتند و به اصطلاح آب پاك بر دست همه خوش باورها ريختند.(3)

زمینه های تاریخی صدور مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر
در آغازین دهه های قرن بیستم میلادی، قساوت ها و جنایاتی که در غرب به طور عام و توسط‍‌ ديكتاتور جنايتكار نازى به طور خاص در اروپا صورت گرفت، زمينه را براى درك جديدى از رابطه بين فرد و دولت و جامعه بين المللى فراهم ساخت. اين ادعاى مطلق كه بر اساس قانون، افراد تحت صلاحيت انحصارى دولت متبوع شان قرار دارند، هرگز پذيرفته نيست. در طول سال‌هاى وحشتناك جنگ جهانى دوم(از سال 1939تا سال 1945م) این تجربه به اثبات رسید که دستگاه دولت بدون توجه به كاركرد اساسى و اصلى خود در مقام حفظ‍‌ و دفاع از كرامت انسانى همه اعضاى جامعه تحت اختيار خود، ممكن است ابزارهاى كشتار جمعى به کار ببرد و مسبب خطرات جبران ناپذیری گردد.(4)

همین زمینه سبب شد که در زمان کوتاهی بعداز اتمام جنگ یعنی در سال 1948م دولت‌هاى عضو سازمان ملل متحد – که در آن زمان، سازمانی جدیدالتأسیس و نوپا بود – كميسيونی را به نام «کمیسیون حقوق بشر» موظف سازند پيش نويسی در زمينه حقوق بشر تدوين كند. كميسيون در سومين جلسه خود اعلاميه را تصويب كرد. مصوبه كميسيون از طريق شوراى اقتصادى-‎اجتماعى سازمان، به مجمع عمومى ارجاع و در دهم دسامبر ۱۹۴۸، با ۴۸ رأى مثبت، بدون رأى منفى و ۸ رأى ممتنع، به تصويب مجمع عمومى سازمان ملل متحد رسيد. براى نخستين بار در تاريخ بشر، سندى پديد آمد كه حقوقى را براى انسان از آن جهت كه انسان است، فارغ از نژاد، رنگ، جنس، زبان و... اعلام و به رسميت شناخت. بدين ترتيب، فصل جديدى در تاريخ حقوق بشر رقم خورد.(5)

در واقع این بدين منظور تدوين شد كه از تكرار فجايع وحشتناكى كه در غرب روى داد، جلوگيرى كند. تدوين كنندگان اعلاميه در فرازهايى از مقدمه آن، مهم ترين انگيزه ها و دلايل رعايت حقوق بشر را بيان كرده اند: «از آن جا كه بى توجهى و بى احترامى به حقوق بشر، منجر به اعمال وحشيانه اى شد كه باعث هتك حرمت وجدان بشرى گرديد و ظهور دنيايى كه در آن، افراد بشر در بيان و عقيده، آزاد و از ترس و فقر، فارغ باشند، به عنوان بالاترين آمال بشر اعلام شده است. از آنجا كه اساساً حقوق انسانى را بايد با اجراى قانون حمايت كرد تا بشر به عنوان آخرين علاج به قيام بر ضد ظلم و فشار مجبور نگردد و از آنجا كه دول عضو، متعهد شده اند كه احترام جهانى و رعايت واقعى حقوق بشر و آزادى هاى اساسى را با همكارى سازمان ملل متحد تأمين كند مجمع عمومى اين اعلاميه جهانى را آرمان مشتركى براى تمام مردم و كليه ملل، اعلام مى كند».(6)

رويكرد اعلاميه جهانى حقوق بشر
اعلاميه جهانى حقوق بشر مشتمل بر ۳۰ ماده، نخستين فهرست حقوق بشر و آزادى هاى اساسى است. مفاد آن را به اين صورت مى توان دسته بندى كرد: مواد ۱و ۲ نشانگر اصول موضوعه اعلاميه و توسعه دادن آن به تمامى كشورها، بدون توجه به نظام حقوقى آنهاست. مواد 3 تا 21 بيانگر حقوق مدنى و سياسى است كه بعدها تفصيل آن در ميثاق بين المللى حقوق مدنى و سياسى مطرح شد. مواد 22 تا 27 ناظر به حقوقى است كه در ميثاق ‌بين المللى حقوق اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى تبيين گرديد و ماده های 28 و 29 و 30 نیز بيانگر نظامى است كه به نظر بانيان اعلاميه، در آن تحقق حقوق بشر امكان پذيرمى باشد.(7)

اعلاميه جهانى حقوق بشر، رويكرد مادى و اومانيستى دارد. در اين رويكرد، انسان اصالت دارد و كانون اصلى همه حقوق و آزادى ها به شمار مى رود. مهم ترين پيامدهاى رويكرد مادى و اومانيستى عبارتند از:

الف) غفلت از مبدء جهان هستى:  از نظر اعلاميه، انسان آزاد «آفريده نمى شود» بلكه آزاد «به دنيا مى آيد». بانيان اعلاميه اين دقت را به كار برده اند تا هيچ اشاره اى به آفرينش و آفريدگار انسان نداشته باشند. مشروح مذاكرات بيانگر اين حقيقت است كه با اصرار برخى از كشورهاى اروپايى، از آوردن نام خدا و استناد حقوق بشر به خالق انسان خوددارى شده است. با توجه به مواد ۲۹،۲۱،۱۸ و رويكرد كلى حاكم بر اعلاميه روشن مى شود كه اعتقاد به مبدأ، هيچ جايگاهى در تبيين و تدوين حقوق و آزادى هاى مندرج در اعلاميه ندارد. اين نگرش، بازتاب مستقيم انديشه «خويشتن‌مالكى» فیلسوف تجربه گرای انگلسی و پدر لیبرالیسم یعنی «جان لاك» است كه مى گفت: «آزادى طبيعى بشر عبارت است از اينكه از هر گونه قدرت مافوق زمينى رها باشد و تابع اراده يا اقتدار قانونى بشر ديگرى نباشد؛ بلكه فقط‍‌ از قانون طبيعت پيروى كند». طبق این نگاه زندگى هركس دارايى خود اوست و به خداوند، جامعه يا دولت تعلق ندارد و مى تواند با آن هر طور مايل باشد، رفتار كند. به تأثير از افكار جان لاك، سازمان ملل متحد در ارائه اعلاميه جهانى حقوق بشر، به خداوند و اينكه همه حقوق ناشى از پروردگار متعال و خالق و مالك هستى است، هيچ اشاره‌اى نكرد. اين رهيافت ضد بنيادگرايانه به سوى فرضيه «نفى خدا» پيش رفت.

ب) غفلت از فرجام باورى:  غايت انديشى و باور به اينكه جهان آفرينش از جمله انسانها، منزلگاه و مقصودى دارند و رفتار انسان بايد بر مبناى آن اهداف و غايات تنظيم شود، در دوران مدرنيته رخت بربست و به جاى آن اميال، غرايز، هوا و هوس بشرى جانشين شد. بدون شك اين طرز تفكر پيامدى جز پوچ‌ انگارى و بى‌ هويتى ندارد. رويكردى كه در آن، اخلاق، خودسازى و رسالت انسانى هيچ جايگاهى ندارد. هسته متافزيكى و هستى شناسی ليبراليسم به منزله جهان بينى شايع غربى، فردگرايى است. تعهدات شناخته شده ليبرالى به آزادى، تساهل، تسامح و حقوق فردى از همين مبنا سرچشمه مى گيرند. بر اين اساس، فرد بايد خود، ارزش هاى خويش را برگزيند و خود، اخلاقيات خاص خويش را بيفكند و كسى نبايد در رفتارهاى فردى او مداخله كند.

ج) لذت گرايى:  لازمه غفلت از مبدأ و معاد، لذت گرايى و خوش باشى است؛ چون انسان رها شده از انديشه تعالى، در صدد تأمين حداكثرى لذت هاى مادى و دنيوى است.(8)

چالش های اعلامیه جهانی و صدور اعلامیه حقوق بشر اسلامی
علاوه بر رویکردهای خاص اعلامیه جهانی حقوق بشر که نوع خاصی از جهان بینی را القا و تحمیل می کند، آنچه در مقدمه اعلامیه جهانی حقوق بشر به عنوان فلسفه آن بیان شده، براى اجبار همه ملت ها به رعايت حقوق مندرج در اعلاميه كافى نيست. زيرا استدلال مزبور ناظر به وضعيتی است كه اختصاص به جوامع غربى دارد و در جوامع ديگر متداول نبوده است. ملتى كه خود داراى نظام حقوقى خاصى باشد كه بر اساس آن، همواره به دور از عصيان و طغيان، صلح و امنيت و آزادى و برابرى را تأمين نموده و تجربه تلخ غرب را نداشته و حقوق بشر را تحقير نكرده و اعمال وحشيانه اى نسبت به بشر مرتكب نشده است، چنین ملّتی نيازى به اين اعلاميه ندارد. به بيان ديگر، اين نسخه از حقوق بشر، درمان نارسايى هاى اجتماعى و بين المللى ملت هايى بود كه تاريخ آنها آكنده از اعمال وحشيانه و بى احترامى به حقوق بشر و در نتيجه عصيان هاى مردمى است.

در واقع سير تحول حقوق بشر غربى و نگارش اعلامیه مذکور نشان می دهد که: اولا تدوين اعلاميه، جنبه انفعالى داشت. ثانيا همين وضعيت انفعال، موجب افراط‍‌ و تفريط‍‌ در تدوين اعلاميه جهانى حقوق بشر شده است. ثالثا تدوين اعلاميه حقوق بشر براى جوامع غربى آن دوران كه براى انسان، كرامت انسانى، حقوق و آزادى هاى عمومى چندان ارزش و اهميتى - ‎حتى به لحاظ‍‌ نظرى - ‎قائل نبودند، ممكن است گامى ارزشمند در راستاى احياى انسانيت و حقوق بشر به شمار برود، اما براى جهان اسلام كه چهارده قرن پيش از غرب حقوق بشر و كرامت انسانى را مطرح و از آن حمايت نموده است، پيشرفتى به شمار نمى رفت. بنابراين، اعلاميه هرگز نمى توانست و نمی تواند راهكاری مناسب و سازنده براى همه جهانيان باشد. يعنى جهانى بودن اعلاميه (به عنوان بالاترين آمال بشر) به لحاظ‍‌ منطقى قابل پذيرش و دفاع نيست.(9)

همه این چالش ها در کنار اموری دیگر سبب شد که کشورهای اسلامی به فکر تدوین اعلامیه ای مبتنی بر پیش فرض های فلسفی و جهان بینانه الهی خود از حقوق بشر بیافتند و با توجه به اقتضائات فرهنگی، عقیدتی، نظام عرفی و هنجار های جامعه خود طرحی نو درافکنند.

انگیزه های تدوین کنندگان اعلاميه حقوق بشر اسلامى
اعلاميه حقوق بشر اسلامى مشتمل بر ۲۵ ماده، در سال ۱۳۶۹شمسى (برابر با۱۹۹۰م) توسط‍‌ كشورهاى عضو سازمان كنفرانس اسلامى به تصويب رسيد. مواد ۱و۲ اعلاميه مزبور ناظر به زمينه هاى فلسفى حقوق مندرج در اعلاميه است. مواد ۳ تا ۲۳ بيانگر حقوق مدنى، سياسى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى است و مواد ۲۴ و ۲۵ ملاك اعتبار و تفسير حقوق و آزادى هاى اساسى بشر را بيان مى كند. اين دو ماده در واقع بيانگر نظامى است كه در آن حقوق بشر امكان اجرا مى يابد.(10)

بر اساس آنچه كه در مقدمه اعلاميه آمده است، مهم ترين انگيزه تدوين اعلاميه حقوق بشر اسلامى، تحقق ارزش هاى شريعت جاودان اسلامى است. پاسدارى از دين، جان، خرد، ناموس، مال، نسل و ديگر امتيازاتى چون جامعيت و ميانه روى در كليه مواضع و احكام از مواردى است كه به آن تصريح شده است. شريعتى كه معنويات و ماديات را با هم در آميخت و عقل و قلب را هماهنگ ساخت، ميان حقوق و وظايف موازنه به وجود آورد، بين حرمت فرد و مصلحت عمومى سازگارى برقرار كرد، معيارهاى قسط‍‌ را ميان طرف هاى مرتبط‍‌ برقرار كرد تا اين كه نه طغيانى باشد و نه زيانى. حقوق بشر در اسلام با عقيده صحيح (ايمان به خدا و شريعت منزله) ارتباط‍‌ مستحكمى دارد. وحدت نوع بشر نيز بر همين عقيده و ايمان مبتنى است. رنگ، جنس، مليت و... وسيله شناسايى و همكارى بين انسان‌هاست نه معيار برترى و افتخار.

هرچند تدوين اعلاميه حقوق بشر اسلامى با تأخير همراه بود، اما سبقت زمانى اسلام در اين زمينه بر اهل فن پوشيده نيست. حقوق بشرى كه امروز همه را به حمايت و احترام آن فرا مى‌خوانيم، اسلام از چهارده قرن پيش آن را اعلام و تقديس كرده است. در تأييد اين مدعا كافى است به قرآن مراجعه شود. خطابات اين كتاب آسمانى اغلب متوجه مردم است. مهم تر آن كه انگيزه اسلام در حمايت از انسان و حقوق بشر، كاملا ابتكارى است و چنين نيست كه اسلام پس از تحقق جنايات آشكار عليه بشريت و نقض فاحش حقوق بشر، به راهكارهاى حمايت از آن رسيده باشد.

بخش آغازين اعلاميه حقوق بشر اسلامى و پاراگراف هاى بعدى آن، شالوده نظرى اعلاميه را به صورت زير ترسيم كرده است: «يٰا أَيُّهَا النّٰاسُ‌ إِنّٰا خَلَقْنٰاكُمْ‌ مِنْ‌ ذَكَرٍ وَ أُنْثىٰ‌ وَ جَعَلْنٰاكُمْ‌ شُعُوباً وَ قَبٰائِلَ‌ لِتَعٰارَفُوا إِنَّ‌ أَكْرَمَكُمْ‌ عِنْدَ اللّٰهِ‌ أَتْقٰاكُمْ‌»(11)؛ (ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و ملت ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید. بی تردید گرامی ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست).

دولت هاى عضو سازمان كنفرانس اسلامى با در نظر گرفتن نگاه و عقایدی چون ايمان به الله، پروردگار جهانيان و آفريدگار كائنات و بخشنده نعمت ها، خداوندى كه انسان را به بهترين وجه آفريده و به او حيثيت داده و وى را خليفه خود در زمين برگزيده است، خداوندى كه آبادانى و اصلاح زمين را بر عهده بشر گذارده و امانت تكاليف الهى را بر گردن او نهاده و آنچه در آسمان ها و زمين است، همگى را تحت تصرف وى قرار داده است و با تصديق رسالت محمد(صلّى الله عليه و آله) كه خداوند ايشان را به هدايت و آيين راستين فرستاده و او را رحمتى براى جهانيان و آزادگرى براى بردگان و شكننده براى طاغوت ها و مستكبران قرار داده است، پيامبرى كه برابرى را ميان همه بشريت اعلام نموده و هيچ اولويتى براى كسى بر ديگرى جز در تقوا قائل نشده و فاصله ها و اكراه را از ميان مردم برچيد، مردمى كه خداوند آنان را ازروح واحد آفريده است، بر پذیرش مفاد این اعلامیه صحه گذاشته اند.

اعلاميه می گويد كه بشريت به رغم رسيدن به بالاترين درجات علم، در هر زمان نيازمند تكيه گاهى ايمانى، براى دفاع از تمدن خود و عامل حمايت كننده از حقوق خويش مى باشد. آيه شريفه ذکر شده در مقدمه بیانیه، نقطه عطف اعلاميه و حامل پيام ويژه براى بشريت گم گشته معاصر است. همين طور ايمان به خدا، خلقت خدايى انسان، خلافت الهى بشر در زمين، رسالت انسان در آبادسازى زمين، حامل امانت الهى بودن انسان، راه و راهنماشناسى از مواردى است كه به صراحت به آنها تأكيد شده است.(12)

حقوق بشر و کرامت انسانی
از مهم ترین موضوعاتی که پیوندی ناگسستنی با «حقوق بشر» و تعریف و نوع نگاه ما به آن دارد، بحث از «کرامت انسانی» است. موضوعی که پیامدهای حقوقی و فلسفی و اخلاقی فراوانی دارد و پایه و اساس بسیاری از حقوق و امتیازات و تکالیف انسانی قرار می گیرد و به همین دلیل توسعه و پیشرفت در هر جامعه ای، ارتباطی وثیق با آن دارد. امکان ندارد بدون بحث از جوانب مختلف کرامی انسانی و ترسیم حدود و ثغور آن، ارزش های اصیلی چون عدالت و آزادی و برابری و صلح، معنای دقیق و مشخصی یابند و آرمان تشکیل امت واحد جهانی، قابل تحقق باشد.

معنای کرامت در لغت:  «کرامت» در لغت معانی مختلفي دارد. از میان مهم ترین آنها می توان به «ارزش»، «حرمت»، «حيثيت»، «بزرگواری»، «عزت»، «شرافت»، «انسانيت»، «شأن»، «مقام»، «موقعيت»، «درجه»، «رتبه»، «جايگاه»، «منزلت»، «نزاهت از فرومايگی» و پاک بودن از آلودگی ها»، «احسان و بخشش» و «جوانمردی و سخاوت» اشاره کرد.(13)

انواع کرامت:  دقت در معنای لغوی کرامت انسانی نشان می دهد که این واژه بیانگر دو نوع اوصاف در انسان است. برخی از این ویژگی ها بیان کننده درجه و رتبه و موقعیت اجتماعی یا سیاسی یا دینی فرد می باشند که به عنوان ارزش هایی قابل اکتساب، افزایش یا کاهش در آنها متصور است. اما برخی دیگر مانند «انسانیت» ذاتی انسان اند و نه می توان آنها را در شخص خاصی وضع کرد و نه می توان از شخصی دیگر سلب شان نمود. اینجاست که دو نوع «کرامت» برای آدمی قابل تصور می گردد و آموزه های اسلام نیز آنها را متمایز می داند.

کرامت ذاتی:  این نوع از کرامت ذاتی انسان و برآمده از حیثیت طبیعی انسان ها به عنوان انسان است؛ البته ما دامی که با اختیار خود مرتکب خیانت یا جنایتی علیه خویشتن یا دیگران نشود و این حیثیت را از خود سلب نکند.(14) به عبارت دیگر کرامت ذاتی به آن نوع شرافت و حيثيتی گفته مي شود که تمام انسان ها به جهت استقلال ذاتی، توانايي اخلاقی و وجهه و نفخه الهی که دارند، به طور فطری و يک سان از آن برخوردار هستند.(15) دلایل وجود این کرامت نزد انسان از دیدگاه اسلام بسیار فراوان اند که به عنوان مثال می توان این موارد را برشمرد:

اول: آیه 70 سوره اسراء که در آن تصریح می شود: «وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ...»؛ (به یقین فرزندان آدم را کرامت دادیم). اين آيه با صراحت بیان می کند که خداوند، فرزندان آدم، یعنی‌ انسان بماهو انسان را کرامت داده است.

دوم: در حدیثی از حضرت علي(علیه السلام) خطاب به مالک اشتر می خوانیم: «در عمق دل خويش مردم را دوست داشته باش. براي مردم چون درنده ای مباش که خوردن آنان را غنيمت شمارد؛ چون آنها دو صنف اند: يا برادر دينی تواند يا اگر مسلمان نيستند، در خلقت مانند تو يک انسان هستند».(16) آنچه از اين حديث به دست مي آيد اين است که انسان بما هو انسان، حرمت و کرامت دارد و از نظر حقوق اجتماعی، مسلمانان با غیر آنها فرقی ندارند و از حقوقی یکسان بهره می برند. ايمان اگرچه مؤلفه ای دخیل در کمال یافتن انسان و نزدیکی اش به خداست، اما در زندگی اجتماعی به عنوان یک شهروند عادی، همه حقوقی مساوی دارند.

به دلالت این بیانات قرآنی و حدیثی و مخصوصا آیه «آية وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ...»، تا وقتی که عنوان «انسان» یا «بنی آدم» بر کسی قابل صدق باشد، کرامت و احترام او باید ذاتی تلقی شود.

حقوق ذاتی، پیامد کرامت ذاتی
به تبع ثبوت این کرامت ذاتی، برخی از حقوق نیز به عنوان حقوق ذاتی این انسان برای وی ثابت می شود. چراکه «کرامت» قائل شدن به خاطر جنبه انسانی هر انسان - انسان از آن رو که انسان است و بدون نگاه به عقیده، نژاد، جنسیت و مذهب او - مستلزم این است که این انسان به خاطر همین جنبه انسانی از برخی حقوق فطری و طبیعی همچون حق حیات، حق آزادی اندیشه، حق بیان نظرات و... نیز برخوردار باشد و نمی توان صرف اعتقاد به اندیشه ای خاص یا انتساب به قوم و نژادی خاص و مانند آن را ملاک اعطای آن حقوق دانست.

کرامت اکتسابی:  این نوع از کرامت از از به کار انداختن استعدادها و نيروهاي مثبت در وجود آدمی و تکاپو در مسير رشد و کمال و خيرات ناشی می شود و چون اختیاری است ارزش نهايی و غايی انسان به آن منوط است.(17) به تعبیر دیگر هرچند همگان از لحاظ حیثیت انسانی و کرامت ذاتی شأنی برابر دارند، اما انسان ها قادرند با به کار انداختن استعدادهای خود به مراتب مختلفی از کمال دست یابند و مراتب عالی یا دانی آن را درک نمایند. از این روست که رفتارهای مختلف انسانی، منزلت های متفاوتی را موجب می شود و افراد نسبت به هم برتری می یابند.(18)

مهم ترين ملاک این نوع از کرامت بنابر آموزه های دینی، برای مثال آیه 13 سوره حجرات یعنی: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ»؛ (ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و ملت ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید. بی تردید گرامی ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست. یقیناً خدا دانا و آگاه است) «تقوا» است.

بنابر مفاد این آیه اولا نژاد، زبان، جنسيت و حرّيت(آزاد بودن) و رقّيت(برده بودن)، هيچ تأثیری در با کرامت انساني ندارد. ثانیا کرامت ارزشی تنها کرامت انسانی معرفی نمی گردد زيرا از آن استفاده می شود که همه انسان‌ها دارای کرامت اند و فقط تقوا به عنوان ملاک مراتب کمال و فضیلت در کرامت معرفی می شود. ثالثا این کرامت اکتسابی به وسیله تقوا، تأثیری در حقوق اجتماعی ندارد و تنها در میزان «تقرب» به خداوند تأثیرگذار است.

مبانی کرامت ذاتی انسان از ديدگاه اسلام
کرامت ذاتی انسان در آموزه های اسلام، امری اصیل است، نه اعتباری و قراردادی. اصالت این کرامت مبتنی بر سلسله ای از مفاهیم دینی و بنیادهای اخلاقی اخلاقی است که مهم ترین شان عبارت اند از:

1. اختیار و آزادی اراده:  این مؤلفه به این معناست که انسان غایت جهان هستی است و این اوست که با انتخاب های آزادانه اش به وجود خود معنا می دهد. در واقع انسان با توانایی مهار اعمال و رفتار خود حتی می تواند از انجام کارهایی که به آنها تمایل دارد نیز اجتناب بورزد و این نکته ای مهم در وجود آدمی است. پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) فرمودند: «هيچ چيز نزد خدا گرامی تر از انسان ها نيست. پرسیده شد: حتی فرشتگان؟ حضرت فرمود «آری، چون فرشتگان به سان خورشيد و ماه مجبورند ولی انسان مختار آفريده شده است».(19)

2. قدرت تعقل و تفکر:  امکان تفکر، تعقل و تأمل مستقل در پدیده های جهان و تشخیص امور اخلاقی و غیراخلاقی یا درست و نادرست، امکانی ذاتی برای همه انسان ها است. با به کارگیری این ظرفیت فطری است که آدمی می تواند تصمیم های مستظهر به اندیشه عمیق اتخاذ کند و به زندگی اش شکل و معنا دهد و با وضع قوانین به حفظ و ترويج احترام متقابل مردم ياری رساند. از این رو در تفسیر آیه 70 سوره اسراء یعنی «وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلاً»؛ (به یقین فرزندان آدم را کرامت دادیم، و آنان را در خشکی و دریا [بر مرکب هایی که در اختیارشان گذاشتیم] سوار کردیم، و به آنان از نعمت های پاکیزه روزی بخشیدیم، وآنان را بر بسیاری از آفریده های خود برتری کامل دادیم)، گفته شده که مراد از آيه اين است که خداوند متعال فرزندان آدم را به واسطة قوه تعقل و تفکر، نطق و قدرت تميز حق از باطل و صورت زيبا و تدبير دنيا و آخرت کرامت و برتری بخشيده است.(20)

با نگاهی به روایات می بینیم که امام علی(علیه السلام) نیز در این باره تصریح می کند که: «اَلْإِنْسَانُ بِعَقْلِهِ»(21) یعنی انسانیت انسان به وصف برخوداری اش از عقل احاله داده شده و بر همین اساس در نگاه فیلسوفان مسلمان نیز این خردمندی و اندیشمندی انسان است که او را از سایر موجودات تمایز می بخشد و به تعبیر ملاصدرا او را «طراز عالم خلقت» می گرداند.(22)

3. برخورداری آدمی از روح و نفخه الهی:  از دیگر مؤلفه های کرامت بخش به انسان، همین است که خداوند او را به صورت خويش آفريده است و در واقع، ذات انسان به عنوان آيينه اسمای الهی، به لحاظ طبيعت روحانی و جوهر معنوی خود با کائنات و هستی پيوستگی دارد. بدين ترتيب، او عالی ترين صورت براي هويت حق است. پیوستگی روح خدا با انسان که از آیه 72 سوره ص یعنی «وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي»؛ (از روح خود در او بدمیدم)، قابل استنباط است، یکی از مهم ترین مبانی هستی شناختی کرامت ذاتی و حقوق انسان در منظومه آموزه های اسلامی است.

4. بهره مندی از فطرت الهی:  در آیه 30 سوره روم می خوانیم: «فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ»؛ (پس [با توجه به بی پایه بودن شرک] حق گرایانه و بدون انحراف با همه وجودت به سوی این دین [توحیدی] روی آور، [پای بند و استوار بر] سرشت خدا که مردم را بر آن سرشته است باش برای آفرینش خدا هیچگونه تغییر و تبدیلی نیست؛ این است دین درست و استوار). فطرت مشترک خداگرایی که طبق این آیه کریمه در وجود همه ابنای آدم به ودیعه نهاده شده و طینت شان را با کمال خواهی و کمال طلبی عجین نموده، آنها را صاحب کرامتی ذاتی کرده است.

5. انسان خلیفة الله است:  این مقام که به مفاد آیه 30 سوره بقره یعنی «وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً»؛ (و [به یاد آر] وقتی که پروردگارت فرشتگان را فرمود که من در زمین خلیفه‌ای خواهم گماشت)، برای نوع آدمیان از سوی خداوند ثابت شده است، چیزی نیست که با فساد یا خون ریزی برخی از افراد آن، نفی گردد. این امور عارضی خللی به این مقام رفیع الهی وارد نمی کنند. خداوند انسان را به دليل داشتن استعداد ذاتی و فطری، براي درک حقايق و اسرار هستی، خليفه خود قرار داده است. به عبارت ديگر، تعليم تکوينی اسرار و حقايق هستي به انسان در ابتدای آفرينش، موجب شده است انسان براي احراز اين مقام، شايسته تر از فرشتگان باشد.(23)

جمع بندی تمامی این بحث ها و توضیحات این است که لازمه پذیرش اصل کرامت ذاتی برای آدمی، قول به برخورداری اش از یک سری حقوق است که در اعلامیه حقوق بشر اسلامی نیز به آنها تصریح شده است. اصلی ترین و پایه ای ترین آنها عبارت اند از: حق حیات و امنیت در زندگی شخصی، آزادی اجتماعی و برخورداری از امتیازات اجتماعی به طور عادلانه.

منبع:
.
پی نوشت:

(1). مشكات هدايت‏، آيت الله مكارم شيرازى، ناصر، تهيه و تنظيم: مكارم، مسعود و حامدی، محمد رضا،‏ انتشارات امام على بن ابى طالب(ع)، قم، سال 1385 هـ ش‏، ص202.

(2). بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛ 1392/10/4.

(3). شيعه پاسخ مى گويد، آيت الله مكارم شيرازى، ناصر، انتشارات امام على بن ابى طالب(ع)، قم، سال 1428 هـ ق‏، چاپ هشتم، ص11.

(4). درسنامه حقوق بشر از دیدگاه اسلام، سلیمی عبدالحکیم، مرکز بین المللی ترجمه و نشر المصطفی، قم، 1394هـ ش، ص39.

(5). همان، ص 40.

(6). همان، ص 224.

(7). همان، ص 222.

(8). ن.ک: همان، ص 234 تا 237.

(9). ن.ک: همان، ص 225.

(10). همان، ص 222 و 223.

(11). سوره حجرات، آیه 13.

(12). ن.ک: درسنامه حقوق بشر از دیدگاه اسلام، همان، ص 232 و 233.

(13). ن.ک: لغتنامه دهخدا، دهخدا، علی اکبر، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، 1373هـ ش، ص 16070؛ کتاب العین، فراهیدی، خلیل بن احمد، نشر هجرت، قم، 1409هـ ق، چاپ دوم، ج 5، ص 368؛ مفردات الفاظ القرآن، راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مصحح: داودی، صفوان عدنان، دارالقلم، بیروت، 1412هـ ق، چاپ اول، ص 707.

(14). حقوق جهاني بشر از ديدگاه اسلام و غرب، جعفري، محمدتقي، دفتر خدمات حقوقي بين‌الملل جمهوری اسلامي ايران، تهران، 1370 هـ ش، ص 279.

(15). مقاله نگرش اسلامی به کرامت انسانی، اسماعیل رحیمی نژاد، فصلنامه معرفت حقوقی، سال اول، شماره دوم، زمستان 1390 هـ ش، ص 115 و 116.

(16). نهج البلاغة، شریف الرضی، محمدبن حسین، مصحح: صالح، صبحی، نشر هجرت، قم، 1414هـ ق، چاپ اول، ص 427.

(17). حقوق جهانی بشر از دیدگاه اسلام و غرب، همان.

(18). حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران، هاشمی، سیدمحمد، نشر میزان، تهران، 1384 هـ ش، چاپ ششم، ص 101.

(19). كنز العمال في سنن الأقوال والأفعال، المتقی الهندی، علی بن حسام الدین، المحقق: بكري حيانی، صفوة السقا، مؤسسة الرسالة، بیروت، الطبعة الخامسة، 1401هـ ق، ج 12، ص 192.

(20). ن.ک: مجمع البحرین، طریحی، فخرالدین بن محمد، مصحح: حسینی اشکوری، احمد، نشر مرتضوی، تهران، 1375 هـ ش، چاپ سوم، ج 6، ص 152.

(21). غررالحکم و درر الکلم، تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، مصحح: رجایی، سیدمهدی، دارالکتاب الاسلامی، قم، 1410 هـ ق، چاپ دوم، ص 26.

(22). ن.ک: شواهد الربوبیه، صدر المتألهین، محمدبن ابراهیم شیرازی، تصحیح: آشتیانی، سید جلال،مرکز نشر دانشگاهی، تهران، 1364 هـ ش، ص 95.

(23). تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1371هـ ش، چاپ دهم، ج 1، ص 176 و 178.

تاریخ انتشار: « 1399/05/06 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 395