پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

عنوان : 23 - ادامه مسئله 18 - 27/7/78
موضوع:

*... عن الحسن بن عبداللّه بن محمد الرازى، عن ابیه، عن الرّضا عن آبائه(علیهم السلام) قال: قال رسول اللّه(صلى الله علیه وآله)... و قال: لاتتّبع النظرة النظرة، فلیس لک یا على إلاّ اوّل نظرة.(1)

عنوان : 22 - ادامه مسئله 18 - 26/7/78
موضوع:

* و عن النّبى(صلى الله علیه وآله) انّه قال: النَظْرة سهمٌ مسموم من سهام ابلیس، فمن ترکها خوفاً من اللّه أعطاه ایماناً یجدُ حلاوته فى قلبه(1).

انسان بعضى از لذّات را که ترک مى کند در جانش احساس شیرینى مى کند که هزاران بار از لذّت آن گناه بالاتر است، مخصوصاً در مسئله نگاه. این تعبیر یا منحصر به همین جاست و یا اگر در جاى دیگر هم باشد کم است.

عنوان : 21 - ادامه مسئله 18 - 25/7/78
موضوع:

جواب از آیه سوّم: این آیه مخصوص زنان پیامبر است و چه بسا که نساء النّبى احکامى داشته باشند که در مورد زنان دیگر نیست، از جمله اینکه بعد از وفات پیامبر ازدواج براى آنها حرام بود و یا اینکه گناه و ثواب آنها مضاعف بود و ما نمى توانیم این حکم را به جاى دیگر سرایت دهیم، پس زنان پیامبر موقعیّت خاصّى داشتند و ممکن است براى حفظ احترام پیامبر آنها باید از پشت پرده صحبت کنند. مورد مخصّص و معمّم هم نیست یعنى اگر دلیل کوتاه باشد مورد را تعمیم نمى دهد کما اینکه تخصیص هم نمى زند، تعمیمِ یک حکم خاص که در مورد خاص وارد شده به کمک الغاء خصوصیّت قطعیّه عرفیّه است ولى نمى توانیم در اینجا این کار را بکنیم، حتى الغاء خصوصیّت ظنیّه هم نمى توانیم بکنیم چون ما ظنّى هم نداریم که موارد دیگر (زنان دیگر) شبیه این مورد (زنان پیامبر) هستند.

عنوان : 20 - ادامه مسئله 18 - 24/7/78
موضوع:

*... عن محمّد بن اسماعیل بن بزیع (از مردان با شخصیت بود و از اصحاب امام رضا بود) قال: سألت ابا الحسن الرضا(علیه السلام) عن امّهات الأولاد (امّ ولد) لها أن تکشف رأسها بین یدى الرّجال؟ قال: تُقَنِّعْ.(1)

عنوان : 19 - ادامه مسئله 18 - 20/7/78
موضوع:

* ما رواه عمرو بن شمر عن أبی جعفر(علیه السلام) (امام باقر) عن جابر بن عبداللّه الانصارى قال: خرج رسول اللّه(صلى الله علیه وآله)یرید فاطمه(علیها السلام) و انا معه فلمّا انتهینا إلى الباب وضع یده علیه فدفعه ثمّ قال: السلام علیکم فقالت فاطمه(علیها السلام): و علیک السلام یا رسول الله(صلى الله علیه وآله)قال(صلى الله علیه وآله): أدخُلُ؟ قالت: اُدْخُلُ یا رسول اللّه(صلى الله علیه وآله)، قال(صلى الله علیه وآله): أدخُلُ و من معى؟ قالت: لَیْسَ علىّ قناع، فقال(صلى الله علیه وآله): یا فاطمة، خُذی فضل مَلْحَفَتِکَ فَقَنِّعی به رأسک ففعلتْ. ثمّ قال(صلى الله علیه وآله): السلام علیکِ فقالت: و علیک السّلام یا رسول اللّه(صلى الله علیه وآله)، قال: أدخُلُ؟ قالت: نعم یا رسول اللّه قال: أنا و من معى؟ قالت: و مَنْ معک، قال جابر: فدخل رسول اللّه(صلى الله علیه وآله) و دخلتُ و إذا وجه فاطمة أَصْفَر (زرد بود) کانّه بَطنُ جرادة (شکم ملخ) ] از اینجا معلوم مى شود که صورت حضرت زهرا(علیها السلام)باز بوده و جابر هم نگاه کرده است [فقال رسول اللّه(صلى الله علیه وآله): ما لى أرى وجهک اصفر؟ قالت یا رسول اللّه(صلى الله علیه وآله): الجوع، فقال رسول الله(صلى الله علیه وآله) اللهم مشبع الجوعة و دافع الضَیْعة، اَشْبِع فاطمة بنتَ محمّد قال جابر: فو اللّه لَنَظَرْتُ إلى الدم ینحدر من قُصاصها حتّى عاد وجهها اَحْمَر فما جاعت بعد ذلک الیوم.(1)

عنوان : 17 - م 18 (لایجوز النظر الى ما عدا الوجه و الکفین من المرأة) - 18/8/78
موضوع:

مسألة 18: لا إشکال فى عدم جواز نظر الرجل الى ما عدا الوجه و الکفّین من المرأة الاجنبیّة من شعرها و سایر جسدها سواء کان فیه تلذّذ و رَیبة ام لا و کذا الوجه و الکفّان إذا کان بتلذذ و ریبة (اگر به دستها و صورت با لذت نگاه کند اشکال دارد) و امّا بدونها (نگاه به وجه و کفّین بدون تلذذ و ریبه) ففیه قولان بل أقوال: الجواز مطلقاً (نظره أولى باشد یا ثانیه و ثالثه)، و عدمه مطلقاً، و التفصیل بین النّظرة الواحدة فالأوّل (یجوز)، و تکرار النّظر فالثّانى (مطابق قول دوّم یعنى لایجوز) و أحوط الأقوال أوسطها.

عنوان : 16 - ادامه مسئله 17 - 17/7/78
موضوع:

3- سیره:

دلیل سوّم قول مشهور (جواز نظر ماعدا العوره) تمسک به سیره است. دو گونه سیره داریم:

عنوان : 15 - ادامه مسئله 17 - 14/4/78
موضوع:

*... صفوان بن یحیى، عن منصور قال: سألت أباعبداللّه(علیه السلام) عن الرّجل یخرج فى السّفر و معه امرأته أیغسّلها؟ قال: نعم و اُمّه (در اینجا باید «اُمَّه» را مفعول بخوانیم چون اگر فاعل بخوانیم توضیح واضح است چون همجنس هستند و این روشن است) و اُخته و نحو هذا (علاوه بر این که مرد مى تواند همسرش را غسل دهد مى تواند مادر، خواهر، عمّه و خاله را غسل دهد) یلقى على عورتها خرقة(1) (از اینجا معلوم مى شود که بقیّه بدن برهنه است).

عنوان : 14 - ادامه مسئله 17 - 13/7/78
موضوع:

2- روایات:

و امّا دلیل دوّم مشهور روایات متعدّدى است که در باب غسل میّت وارد شده و مى فرماید اگر براى غسل دادن زن هم جنس موجود نباشد محارمش او را غسل مى دهند (باید عورت را بپوشانند و بعد غسل دهند) ظاهر این روایات این است که مرد مى تواند ماعدا العوره از محارم خود را ببیند.

*... عن الحلبى (سند صحیح است) عن أبی عبداللّه(علیه السلام) أنّه سئل عن الرّجل یموت و لیس عنده من یغسّله إلاّ النّساء؟ قال: تغسّله أمرأته أو ذات قرابته ان کانت له و یَصُبُّ النّساء علیه الماء صبّاً.(1)

عنوان : 13 - مسئله 17 (النظر الى المحارم) - 12/7/78
موضوع:

بعد از ذکر دو مسئله از تحریر الوسیله چهارده مسئله را که در مورد مستحبّات است و بحث علمى چندانى ندارد رها مى کنیم و به سراغ مسئله هفدهم مى رویم.

مسألة 17: یجوز للرجل أن ینظر إلى جسد محارمه ما عدا العورة إذا لم یکن مع تلذّذ و ریبة، (خوف وقوع در فعل حرام یعنى به قصد لذت نگاه نمى کند ولى مى ترسد که این نگاه ها منجر به حرام شود، پس تلذّذ و ریبه دو چیز است) و المراد (بیان صغرى) بالمحارم: من یحرم علیه نکاحهنّ من جهت النسب أو الرضاع أو المصاهرة (سببى)، و کذا یجوز لهنّ النّظر إلى ما عدا العورة من جسده بدون تلذّذ و ریبة.

عنوان : 11 - م 2 (عدم إقتصار النظر على المال و الجمال) - 10/7/78
موضوع:

مسألة 2: لینبغی أن لایکون النّظر فى إختیار المرأة مقصوراً على الجمال و المال(1); فعن النّبى(صلى الله علیه وآله)«من تزوّج امرأة لایتزوّجها إلاّ لجمالها لم یَرَفیها ما یُحبّ و من تزوّجها لمالها لایتزوّجها إلاّ له (هدف فقط مال است) وکلّه اللّه إلیه (خدا او را به خودش وا مى گذارد) فعلیکم بذات الدّین»(2) بل یختار من کانت واجدة لصفات شریفة صالحة، قد وردت فى مدحها الأخبار فاقدة لصفات ذمیمة قد نطقت بذمّها الآثار (روایات)، و اجمع خبر فى هذا الباب ما عن النّبی(صلى الله علیه وآله) انّه قال: «خیر نساءکم الولود (با مراجعه به بستگانش معلوم مى شود که عقیم است یا نه و اولویّت با ولود است نه اینکه واجب باشد)، الودود (با محبّت)، العفیفة، العزیزةُ فی أهلها (در خانواده اش داراى شخصیت باشد)، الذلیلة مع بعلها (در مقابل شوهر خویش متواضع باشد)، المتبرّجة مع زوجها (زینتش براى شوهرش باشد)، الحصان على غیره (و در مقابل دیگران خود را حفظ کند)، الّتى تسمع قوله و تطیع امره(3) -ألى أن قال- ألا أخبرکم بشرار نسائکم؟ الذلیلة فى أهلها، العزیزة مع بعلها، العقیم الحقود الّتی لاتتورّع من قبیح، المتبرّجة إذا غاب عنها بعلها الحصان معه إذا حضر، لاتسمع قوله، و لا تطیع أمره، و إذا خلا بها بعلها تمنعت منه کما تمنع الصعبة عن رکوبها، لاتقبل منه عذراً و لاتقیل (تغفر) له ذنباً.(4) و فی خبر آخر عنه(صلى الله علیه وآله) «ایّاکم و خضراء الدِّمَن قیل یا رسول اللّه(صلى الله علیه وآله): و ما خضراء الدمن؟ (دِمَن جمع دَمْن به معنى زباله ها است) قال: المرأة الحسناء فى منبت السوء»(5) (زن زیبائى که در خانواده بد پرورش یافته است).

عنوان : 10 - ادامه مسئله 1 - 7/7/78
موضوع:

تحلیل مسئله اولى: این مسئله اى است که خیلى ها در زمان ما به آن دقّت نمى کنند و فقظ ظواهر و امور دنیوى را در نظر مى گیرند که مشکلات بیشمارى را به دنبال دارد.

باید دید ازدواج براى چه هدفى است و بعد مطابق آن اهداف، صفات را اختیار کنیم (الصفات تتبع الأهداف و الأغراض).

عنوان : 9 - مسئله 1 (صفات من یرید تزویجها) - 6/7/78
موضوع:

الامر الخامس: نکاح از جمله عبادات است

گاهى در کلمات بعضى از فقها دیده مى شود که نکاح را از عبادات دانسته اند و یا بعضى دیگر مى فرمایند: «فیه شوب من العبادة» صاحب جواهر مى فرماید:

«لکن لاریب فى انّ الاحتیاط لاینبغى ترکه خصوصاً فى النکاح الّذى فیه شوب من العبادات المتلّقاة (دریافت شده) من الشارع، و الأصل تحریم الفرج الى ان یثبت سبب الحلّ شرعاً(1) (اصل این است که هر نکاحى فاسد است تا دلیل بر صحّت اقامه شود).

عنوان : 8 - مقدّمه - 5/7/78
موضوع:

معنى نکاح در روایات:

روایت مشتمل بر لفظ «نکاح» در ابواب مختلف، زیاد و در آنها غالباً «نکاح» به معنى «عقد» است، مگر در موارد نادر و شاذ که به معنى «وطى» آمده است.

عنوان : 7 - مقدّمه - 4/7/78
موضوع:

الامر الرابع: تفسیر کلمه نکاح

این لغت در آیات قرآن و احادیث اسلامى وارد شده است و مى خواهیم بدانیم اگر بدون قرائن حالیّه و مقالیه به کار برده شود، معنى آن چیست؟ در اینجا ارباب لغت و فقها در معنى کلمه نکاح شدیداً اختلاف دارند و این اختلاف بر محور چهار قول دور مى زند:

عنوان : 6 - مقدّمه - 3/7/78
موضوع:

بعضى استحباب (نکاح را به «اشتیاق» مقیّد کرده اند نکاح براى کسانى که علاقه به نکاح دارند مستحب است) بعضى از این فراتر رفته و فرموده اند: کسانى که علاقه اى ندارند، ازدواج براى آنها مکروه است.

عنوان : 5 - مقدّمه - 31/6/78
موضوع:

نکته: امروزه، نکاح اقارب بسیار مطرح است که کار خوبى نیست نه اینکه بگویند نکاح خویشاوندان حتماً بیمارى مى آورد، بلکه مى گویند; خلاف احتیاط است، براى این که اگر بیمارى مخفى در وجود پدر و مادر باشد در فرزند بیمارى قوى شده و ظاهر مى شود، پس در نتیجه اگر آزمایش شود که مثلاً پسرعمو و دختر عمو مشکلى ندارند، اجازه ازدواج مى دهند و اگر در روایت نبوى نهى شده، از باب احتیاط است و از اینجا نتیجه مى گیریم این که در بین ائمّه(علیهم السلام)، خویشاوندان با هم ازدواج مى کردند از جمله ازدواج حضرت على(علیه السلام) با فاطمه زهرا(علیها السلام) که دختر عمو و پسر عمو بودند، اوّلاً، از باب استثنا است و ثانیاً، مى دانسته اند که بیمارى در کار نیست.

عنوان : 4 - مقدّمه - 30/6/78
موضوع: صاحب حدائق عبارتى دارند که مشتمل بر نکاتى است:

عنوان : 3 - مقدّمه - 29/6/78
موضوع:

فلسفه سوّم: نکاح سبب سلامت جسم و روح انسان است و به تعبیر دیگر کسانى که ازدواج را ترک کنند، گرفتار بیماریهاى مختلف روانى و جسمانى مى شوند، چون خداوند طبیعت انسان را به گونه اى آفریده است که باید ازدواج کند و هر جا از این طبیعت کناره گیرى شده و غریزه آن سرکوب شود، مشکلات جسمى و روانى به دنبال خواهد داشت، و هیچ غریزه اى هم مثل غریزه جنسى قوى نیست. یکى از اشکالات ما به مسیحیّت این است که آنها ازدواج را براى روحانیون مسیحى جایز نمى دانند (کاتولیک ها ازدواج را براى روحانیت مسیحى حرام مى دانند و پروتستانها جایز مى دانند).

عنوان : 2 - مقدّمه - 28/6/78
موضوع:

الأمر الأوّل: دلیل استحباب نکاح

معمولاً بزرگان فقهاء به ادلّه ثلاث (کتاب اللّه و السنة و الإجماع) استناد جسته اند:

عنوان : 1 - مقدّمه - 27/6/78
موضوع: بحثى که به آن خواهیم پرداخت، بحث نکاح و ملحقات آن است که شدیداً محل ابتلاست و مسائل مستحدثه فراوانى در عصر و زمان ما دارد. متن مورد نظر «تحریرالوسیله» که در اصل «وسیلة النّجاة» مرحوم آقا سید ابوالحسن اصفهانى(ره) است. مرحوم امام(ره) این کتاب را مورد توجّه قرار داده و اضافاتى به آن افزوده و نظم نوینى به این کتاب بخشیدند. دلیل انتخاب این کتاب این است که به حاجات روز مردم نزدیکتر و کاربردى است و مسائل مبتلى بهِ زمان ما را بیشتر دارد.

تعداد صفحات : 102