کتاب البیع؛ مبحث ربا - جلسه 119 - 98/01/28

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

کتاب البیع؛ مبحث ربا - جلسه 119 - 98/01/28

رسول خدا (ص) در روایتی می فرماید: أربع‌ إذا كنّ‌ فيك‌ فلا عليك ما فاتك من الدّنيا صدق الحديث و حفظ الأمانة و حسن الخلق و عفّة مطعم.

بحث اخلاقی:

رسول خدا (ص) در روایتی می فرماید: أربع‌ إذا كنّ‌ فيك‌ فلا عليك ما فاتك من الدّنيا صدق الحديث و حفظ الأمانة و حسن الخلق و عفّة مطعم.[1]

چهار چیز است که اگر آنها را به دست آوری در دنیا هیچ مشکلی نداری و هر چه از دنیای تو تلف شود هیچ ناراحتی ای نخواهی داشت.

اول اینکه هرگز دروغ نگو. اگر به همین دستور عمل شود قیافه ی دنیا عوض می شود. رؤسای کشورها در جهان و تاجرها و امثال آنها با دروغ هایی که می گویند چهره ی دنیا را تغییر داده اند و خراب کرده است.

دوم اینکه امانت را باید حفظ کرد. امانت معنای وسیعی دارد و امانت اخلاقی و مانند آن را شامل می شود، کشور، فرزند، دین و همه امانت هایی هستند که در دست ما می باشند.

سوم اینکه انسان باید اخلاق حسنه داشته باشد.

آخر اینکه انسان باید حلال خور باشد.

مشکل ما یا حرام خوری است است یا اخلاق سوء که موجب اختلاف ها و کشمکش ها می شود و یا عدم صدق امانت و دروغگویی.

انسان و جامعه اگر نمی تواند یکدفعه به این چهار دستور عمل کند لااقل باید سعی کند به تدریج این صفات را به دست آورد. مثلا ابتدا از دروغ های بزرگ اجتناب کند.

در میان چهار صفت فوق به جز حسن خلق ما بقی واجب است و حسن خلق نیز در بعضی موارد واجب است مثلا بدخلقی اگر به ایذاء مؤمن منجر شود حرام می باشد.

انسان باید این صفات را ابتدا از خودش و خانواده و شاگردان و امثال آن شروع کند.

موضوع: ربای معاملی

به سراغ مسأله ی چهارم از تحریر می رویم که حاوی سه فرع است: فرع اول و دوم آن از مسلمات است ولی فرع سوم آن محل بحث می باشد و معمایی دیگر از معماهای باب ربا محسوب می شود و مخالف با قواعد است.

فرع اول عبارت است از اینکه در وزن، فرعی داریم و اصلی. بنا بر این آن جنس ها را نمی توان با تفاضل معاوضه کرد مانند شیر و پنیر اما اگر چیزی اصلش «یوزن» است ولی فرعش «لا یوزن» است. مثلا پنبه را با وزن معامله می کنند ولی اگر پارچه و لباسی را با پنبه درست کنند حکم ربای معاملی در آن وجود ندارد. (زیرا فرع قبلی یک نوع تعبد است و الا کسی بین شیر و پنیر مشابهتی نمی دید و قائل به ربا در آن نبود ولی در اینجا دلیل خاص نداریم و کسی نیز شک ندارد که پنبه با پارچه ی پنبه ای با هم فرق می کند. کسی هم قائل نشده که در آن ربای معاوضی راه داشته باشد. اطلاقات نیز در آن ربا را جاری نمی داند زیرا لباس بر خلاف پنبه «ما یوزن» نیست و اگر شک هم کنیم برائت جاری می شود. قیاس هم از مذهب ما نیست و نمی توان این مورد را به شیر و مشتقات آن قیاس کرد.)

فرع دوم: این فرع نیز بحث خاصی ندارد و آن اینکه بحث در اصل و فرع نیست بلکه در شیء واحدی است که دو حالت دارد: یک حالت آن موزون است و دیگری غیر موزون. مثلا میوه اگر بر درخت باشد موزون نیست و با رؤیت خرید و فروش می شود. اما وقتی چیده می شود موزون می شود. حال اگر کسی میوه های روی درخت را با یک تن از همان میوه که چیده شده است معاوضه کند اشکال ندارد.

دلیل این فرع این است که در اینجا مسأله ی فرع و اصل مطرح نمی باشد و نمی توان آن را به امثال شیر و پنیر قیاس کرد.

مسألة 4 - (فرع اول:) لا تجري تبعية الفرع للأصل في المكيلية والموزونية (این دو کلمه در لغت عرب مرسم نیست و به جای آن «ما یکال» و «ما یوزن» می گویند)، فما كان أصله مما يكال أو يوزن فخرج منه شئ لا يكال ولا يوزن لا بأس بالتفاضل بين الأصل وما خرج منه، وكذا بين ما خرج منه بعضه مع بعض، (مانند فروش دو لباس به سه لباس البته نخ، «ما یوزن» است ولی وقتی تبدیل به لباس شد دیگر وزن نمی شود.) فلا بأس بالتفاضل بين القطن ومنسوجه، (فروش یک من پنبه به دو لباس که وزنش بیش از یک من است اشکال ندارد.) ولا بين منسوجين منه بأن يباع ثوبان بثوب، (فرع دوم:) وربما يكون شئ، مكيلا أو موزونا في حال دون حال كالثمرة على الشجرة وحال الاجتناء (میوه ی چیده شده.) وكالحيوان قبل أن يذبح ويسلح (که در زمان ها و مکان هایی که حیوان زنده را با عدد می فروشند. اما اگر سرش را ببرند موزون می شود.) وبعدهما فيجوز بيع شاة بشاتين (گوسفند زنده با دو گوسفند ذبح شده) بلا إشكال، (فرع سوم:) نعم الظاهر أنه لا يجوز بيع لحم حيوان حي من جنسه كلحم الغنم بالشاة، وحرمة ذلك ليست من جهة الربا، بل لا يبعد تعميم الحكم إلى بيع اللحم بحيوان من غير جنسه كلحم الغنم بالبقر[2] .

ان شاء الله در جلسه ی آینده به سراغ فرع سوم می رویم.


پی نوشت:
                          
    
تاریخ انتشار: « 1398/01/29 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 960