کتاب امر به معروف و نهی از منکر - جلسه 034 - 99/06/22

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
مرتب سازی بر اساس
 

کتاب امر به معروف و نهی از منکر - جلسه 034 - 99/06/22

بحث رسید به مسأله سوم از مسائل ده گانه‌ای که مرحوم امام بعد از شرط اول (علم) ذکر کرده‌اند.

موضوع: مبحث امر به معروف و نهی از منکر

بحث رسید به مسأله سوم از مسائل ده گانه‌ای که مرحوم امام بعد از شرط اول (علم) ذکر کرده‌اند.

مساله «3»: و كانت المسألة غير خلافية واحتمل أن يكون المرتكب جاهلا بالحكم فالظاهر وجوب أمره ونهيه سيما إذا كان مقصرا، والأحوط إرشاده إلى الحكم أولا ثم إنكاره إذا أصر سيما إذا كان قاصرا.

استاد: مسأله قبلی در جایی بود که مساله اختلافی باشد و بین آمر و مأمور اختلاف در فتوا باشد. ولی در این مساله هر دو نفر فتوایشان یکی است یا هر دو نفر مرجع تقلیدشان یکی است و از طرفی احتمال می‌دهیم که مرتکب، جاهل به حکم باشد، در اینجا مرحوم امام می‌فرماید مطلقاً أمر و نهی واجب است مخصوصا اگر جاهل مقصر باشد.

سپس مرحوم امام نکته مهمی را می‌فرماید که احتیاط اینست که اول او را إرشاد به حکم کند سپس اگر اصرار کرد او را نهی از منکر کند مخصوصا اگر جاهل قاصر باشد.

به نظر ما در اینجا دو عنوان با هم مخلوط شده، یکی عنوان ارشاد جاهل و یکی عنوان امر به معروف و نهی از منکر در جایی که شخص مأمور، منکر را جاهلا مرتکب می شود.

هر چند مرحوم امام فرمودند که امر به معروف و نهی از منکر مطلقا واجب است چه جاهل قاصر باشد چه مقصر، ولی از بعضی عبارات استفاده می‌شود که واجب نیست.

از کلمات مرحوم صاحب جواهر استفاده می‌شود که نهی از منکر لازم نیست مطلقا چه قاصر باشد چه مقصّر.

استاد: به نظر ما باید در این مساله قائل به تفصیل شد: اگر جاهل قاصر باشد نهی از منکر لازم نیست چون او کار خلافی را انجام نمی‌دهد هر چند در واقع آن عمل حرام است، اما چون قاصر است فلذا وظیفه ای ندارد و کار حرامی را انجام نمی‌دهد در نتیجه نهی از منکر لازم نیست.

اما اگر جاهل مقصر باشد نهی از منکر واجب است چون کار حرامی را انجام می‌دهد زیرا نرفته که مساله را یاد بگیرد.

در اینجا بحث به ارشاد جاهل رسید، مرحوم امام می فرماید: احتیاط اینست که اول او را ارشاد کند پس اگر اصرار داشت او را نهی از منکر کند.

مساله ارشاد جاهل یک مسأله مهمی است و باید پیرامون آن صحبت کنیم چون در جاهای زیادی کاربرد دارد.

ارشاد جاهل گاهی در احکام است و گاهی در موضوعات، و فعلاً بحث ما در احکام است و بعداً ارشاد جاهل در موضوعات را بحث خواهیم کرد.

ظاهر عبارات فقها اینست که آن را مجمع علیه می‌دانند بلکه لزوم ارشاد جاهل شاید از اجماع هم بالاتر باشد.

ندیدم کسی در اینباره رساله‌ای مستقل نوشته باشد و فقط یکی از شاگردان آیت الله خوئی به نام آقای مصطفوی یک رساله‌ای درباره ارشاد جاهل نوشته‌اند (مائة قاعدة فقهیة) صد قاعده فقهی را بحث کرده که یکی از آن‌ها ارشاد جاهل است، در حالی که به نظر ما ارشاد جاهل یک قاعده فقهی نیست بلکه یک مسأله فقهی است. طبق بیانی که ما در فرق بین قاعده فقهی و مسأله فقهی داریم ارشاد جاهل یک مسأله فقهی است، چیزی که حکم صریح در آن هست مسأله فقهی است ولی قاعده فقهی حکم صریح در آن نیست بلکه منتهی به حکم صریح می‌شود. به هر حال کسی غیر از ایشان ندیدیم که به طور مستقل پیرامون ارشاد جاهل بحث کرده باشد و دیگران در لابه لای مباحثشان آن را ذکر کرده‌اند.

استاد: ظاهر عبارات اینست که مساله اجماعی است و اصل مسلّم می‌گیرند که ارشاد جاهل به حکم واجب است.

ادله وجوب ارشاد جاهل:

دلیل اول: آیه نفر است: آیه 122 سوره توبه که خداوند متعال می‌فرماید: (وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِم‌)، «لینذروا» أمر به انذار و ارشاد جاهل می کند که دلالت بر وجوب دارد.

دلیل دوم: آیه 63 سوره مائدة که درباره اقوام پیشین است ولی شامل ما نیز می‌شود: (لَوْ لا يَنْهاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَ الْأَحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْم‌)، چرا علمای یهود و دانشمندان آنها، آنها را از گناهانشان نهی نکردند، این آیه اطلاق دارد، چه آنها آگاه بودند و چه جاهل.

دلیل سوم: عبارت نهج البلاغه حضرت امیر المومنین علیه السلام است در خطبه «270» که می‌فرماید: مَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَى أَهْلِ الْجَهْلِ أَنْ يَتَعَلَّمُوا حَتَّى أَخَذَ عَلَى أَهْلِ الْعِلْمِ أَنْ يُعَلِّمُوا، خداوند به جاهلان أمر به تحصیل علم نکرده است مگر اینکه قبلا از علما پیمان گرفته که تعلیم کنند یعنی وجوب ارشاد جاهل قبل از وجوب تعلم احکام است.

دلیل چهارم: روایتی است از پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه وآله) در کافی، ج 1، ص 54: إِذَا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فِي أُمَّتِي فَلْيُظْهِرِ الْعَالِمُ عِلْمَهُ فَمَنْ لَمْ يَفْعَلْ فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ. هنگامی که کارهای خلاف در امت من ظاهر شود (چه عن علمٍ باشد یا عن جهلٍ باشد) بر علما واجب است که علمشان را اظهار کنند و اگر نکنند لعنت خدا بر آنها باد.

دلیل پنجم: که بعضی به آن اشاره کرده‌اند آیه سوال است: (فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُون)‌، وجوب سوال دلیل بر وجوب جواب است؛ زیرا معنا ندارد که سوال کردن واجب باشد ولی جواب دادن اهل ذکر واجب نباشد.

استاد: ولی به نظر ما این دلیل أخص از مدعی است و مربوط به جایی است که جاهل از عالم سوال کند و نسبت به جایی که جاهل سوال نکند آیه ساکت است.

دلیل ششم: که در کلمات بعضی آمده اینست که اگر علما ارشاد جاهل را در احکام ترک کنند بعد از مدتی شریعت به خطر می‌افتد چون تعداد افراد جاهل زیاد خواهد شد، فلذا برای حفظ شریعت ارشاد جاهل واجب است.

دلیل هفتم: مرحوم محقق عراقی در تعلیقه‌ای که بر عُروة دارند، در مساله تبدّل رأی مجتهد و اعلام به مقلد می فرماید: لازم است که اعلام کند که فتوایش عوض شده هذا من باب وجوب الإرشاد و ربّما یُدعي إجماعهم. (ر.ک: تعلیقة‌ استدلالية ‌علی ‌العروة ‌الوثقی، ص 13، مسأله 58)

دلیل هشتم: أخذ اجرت بر واجبات حرام است و از جمله جاهایی که اخذ اجرت حرام است بیان احکام است، پس معلوم می‌شود که بیان احکام، واجب است.

هذا کله في الإرشاد الجاهل بالأحکام. تا اینجا توانستیم اثبات کنیم که ارشاد جاهل در احکام واجب است، اما در موضوعات باید بحث کنیم که آیا در آنجا هم واجب است یا نه.

پی نوشت:
                           
    
تاریخ انتشار: « 1399/06/21 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 2186