کتاب امر به معروف و نهی از منکر - جلسه 016 - 98/10/29

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

کتاب امر به معروف و نهی از منکر - جلسه 016 - 98/10/29

در بحث وجوب امر به معروف و نهی از منکر دلیل عقلی و استدلال به آیات را ذکر کردیم و نوبت به دلیل اخبار و روایات رسید.

موضوع: روایات وجوب امر به معروف و نهی از منکر

در بحث وجوب امر به معروف و نهی از منکر دلیل عقلی و استدلال به آیات را ذکر کردیم و نوبت به دلیل اخبار و روایات رسید.

روایات در این زمینه بسیار زیاد است و علامه ی مجلسی در جلد 97 بحار الانوار حدود صد خبر برای وجوب امر به معروف و نهی از منکر ذکر می کند و صاحب وسائل نیز در جلد یازدهم ابواب زیادی را گردآوری کرده است و در باب اول آن حدود 26 خبر جمع آوری شده است. بنا بر این روایات در این مورد فوق حق تواتر است و دلالت بعضی از این روایات بسیار قوی و تند است.

امام قدس سره به شش روایت اشاره می کند و ما آنها را ابتدا می خوانیم و چهار روایت دیگر به آن اضافه می کنیم. سند بسیاری از این روایات ضعیف است ولی وقتی متواتر هستند اشکالی ایجاد نمی شود.

ما روایاتی که امام قدس سره ذکر کرده است را از روی وسائل می خوانیم:

روایت اول: ِ عَنِ الرِّضَا ع أَنَّهُ سَمِعَهُ يَقُولُ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَقُولُ‌ إِذَا أُمَّتِي‌ تَوَاكَلَتِ‌ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ فَلْيَأْذَنُوا بِوِقَاعٍ مِنَ اللَّهِ.[1]

یعنی هنگامی که امت من در مسأله ی امر به معروف و نهی از منکر سستی به خرج دهند باید بدانند که عذابی الهی دامان آنها را خواهد گرفت.

جالب اینکه در مورد سایر محرمات چنین تعبیری نداریم.

روایت دوم: قَالَ النَّبِيُّ ص‌ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَيُبْغِضُ الْمُؤْمِنَ الضَّعِيفَ الَّذِي لَا دِينَ لَهُ فَقِيلَ وَ مَا الْمُؤْمِنُ الضَّعِيفُ الَّذِي لَا دِينَ لَهُ قَالَ الَّذِي لَا يَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ. [2]

تعبیر به اینکه کسی که از منکر نهی نکند دین ندارد تعبیر بسیار شدیدی است. مراد از دین نداشتن این است که هر چند اعتقاد به خدا و پیغمبر دارد ولی آثار ایمان در او ظاهر نیست.

روایت سوم: مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الطُّوسِيُّ قَالَ رُوِيَ عَنِ النَّبِيِّ ص أَنَّهُ قَالَ: لَا تَزَالُ أُمَّتِي بِخَيْرٍ مَا أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ تَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوَى فَإِذَا لَمْ يَفْعَلُوا ذَلِكَ نُزِعَتْ مِنْهُمُ الْبَرَكَاتُ وَ سُلِّطَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ (بین آنها اختلاف می افتد) وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ نَاصِرٌ فِي الْأَرْضِ وَ لَا فِي السَّمَاءِ. [3]

لحن این روایت با سایر محرمات متفاوت است و بسیار تند می باشد.

روایت چهارم: عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي‌ نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ يَحْيَى بْنِ عُقَيْلٍ عَنْ حَسَنٍ قَالَ: خَطَبَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّهُ إِنَّمَا هَلَكَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ (اقوام پیشین) حَيْثُمَا عَمِلُوا مِنَ الْمَعَاصِي وَ لَمْ يَنْهَهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَ الْأَحْبَارُ عَنْ ذَلِكَ وَ أَنَّهُمْ لَمَّا تَمَادَوْا فِي الْمَعَاصِي وَ لَمْ يَنْهَهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَ الْأَحْبَارُ عَنْ ذَلِكَ نَزَلَتْ بِهِمُ الْعُقُوبَاتُ فَأْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اعْلَمُوا أَنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ لَنْ يُقَرِّبَا أَجَلًا وَ لَنْ يَقْطَعَا رِزْقاً الْحَدِيثَ. [4]

ذیل روایت پاسخ به سؤالی است که بعضی می پرسند و آن اینکه می گویند: اگر ما امر به معروف و نهی از منکر کنیم مردم با ما مخالف می شوند و در نتیجه ممکن است جانمان به خطر بیفتد و اجل ما نزدیک شود و یا ممکن است معاملات و روابط آنها با ما کمرنگ شود و روزی ما کم گردد. امام علیه السلام می فرماید: امر به معروف و نهی از منکر نه اجل را نزدیک می کند و نه روزی را کم می نماید.

روایت پنجم: عَنِ ابْنِ خَالِدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ بِشْرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عِصْمَةَ قَاضِي مَرْوَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: يَكُونُ فِي آخِرِ الزَّمَانِ قَوْمٌ يَنْبُغُ فِيهِمْ قَوْمٌ مُرَاءُونَ (در میان آنها جمعیتی ریاکار پیدا می شود) إِلَى أَنْ قَالَ وَ لَوْ أَضَرَّتِ الصَّلَاةُ بِسَائِرِ مَا يَعْمَلُونَ بِأَمْوَالِهِمْ وَ أَبْدَانِهِمْ لَرَفَضُوهَا (اگر نماز مزاحم منافع مادی آنها شود آن را رها می کنند) كَمَا رَفَضُوا أَسْمَى الْفَرَائِضِ وَ أَشْرَفَهَا إِنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ فَرِيضَةٌ عَظِيمَةٌ بِهَا تُقَامُ الْفَرَائِضُ... إِنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ سَبِيلُ الْأَنْبِيَاءِ وَ مِنْهَاجُ الصُّلَحَاءِ فَرِيضَةٌ عَظِيمَةٌ بِهَا تُقَامُ الْفَرَائِضُ (ضامن اجرای واجبات است) وَ تَأْمَنُ الْمَذَاهِبُ (جاده ها امن می شود) وَ تَحِلُّ الْمَكَاسِبُ (کسب ها حلال می شود) وَ تُرَدُّ الْمَظَالِمُ (حق مظلومان از ظالمان گرفته می شود) وَ تُعْمَرُ الْأَرْضُ (زمین ها آباد می شود) وَ يُنْتَصَفُ مِنَ الْأَعْدَاءِ (از اعداء انتقام گرفته می شود) وَ يَسْتَقِيمُ الْأَمْرُ (کارها رو به راه می شود) الْحَدِيثَ. [5]

ما ذیل روایت را در سابق بیان دلیل عقلی دانستیم و گفتیم که چون امر به معروف و نهی از منکر این آثار را دارد عقل حاکم است که آنها واجب اند.

روایت ششم: عَنْ سَهْلٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: كَتَبَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِلَى الشِّيعَةِ لِيَعْطِفَنَّ ذَوُو السِّنِّ مِنْكُمْ (بزرگترهای شما باید حال کوچکترها را ملاحظه کنند) وَ النُّهَى عَلَى ذَوِي الْجَهْلِ (و صاحبان عقل ملاحظه ی جاهلان را بکنند) وَ طُلَّابِ الرِّئَاسَةِ أَوْ لَتُصِيبَنَّكُمْ لَعْنَتِي أَجْمَعِينَ. [6]

این روایت را هرچند امام قدس سره در تحریر ذکر کرده است ولی بعید است از عبارت لِيَعْطِفَنَّ که به معنای عاطفه به خرج دادن و ملاحظه کردن است وجوب امر به معروف و نهی از منکر فهمیده شود.

شاید امام قدس سره کلمه ی النُّهَى که به معنای صاحبان عقل است را «النَّهْی» خواندند.

تا اینجا شش روایتی که امام قدس سره در تحریر ذکر کرده بودند تمام می شود. حال ما چهار حدیث دیگر به آن اضافه می کنیم:

روایت هفتم: عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَرَفَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا ع يَقُولُ‌ لَتَأْمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْكَرِ أَوْ لَيُسْتَعْمَلَنَّ عَلَيْكُمْ شِرَارُكُمْ (افراد و حکومت های شرور بر شما مسلط می شوند) فَيَدْعُو خِيَارُكُمْ فَلَا يُسْتَجَابُ لَهُمْ (زیرا دعا در جایی مستجاب می شود که زمینه ی استجابت وجود داشته باشد و حال آنکه با ترک امر به معروف و نهی از منکر این زمینه برچیده می گردد). [7]

روایت هشتم: عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ ص‌ كَيْفَ بِكُمْ إِذَا فَسَدَتْ نِسَاؤُكُمْ وَ فَسَقَ شَبَابُكُمْ وَ لَمْ تَأْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ لَمْ تَنْهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ فَقِيلَ لَهُ وَ يَكُونُ ذَلِكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ- فَقَالَ نَعَمْ وَ شَرٌّ مِنْ ذَلِكَ كَيْفَ بِكُمْ إِذَا أَمَرْتُمْ بِالْمُنْكَرِ وَ نَهَيْتُمْ عَنِ الْمَعْرُوفِ فَقِيلَ لَهُ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ يَكُونُ ذَلِكَ قَالَ نَعَمْ وَ شَرٌّ مِنْ ذَلِكَ كَيْفَ بِكُمْ إِذَا رَأَيْتُمُ الْمَعْرُوفَ مُنْكَراً وَ الْمُنْكَرَ مَعْرُوفاً (یعنی زمانی می رسد که ارزش ها در نظر شما دگرگون می شود علت آن این است که وقتی انسان چیزی را تکرار کند اندک اندک به آن عادت می کند و در نتیجه آن را خوب می پندارد). [8]

روایت نهم: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ فِي تَفْسِيرِهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَكْرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ‌ أَيُّهَا النَّاسُ مُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ فَإِنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ لَمْ يُقَرِّبَا أَجَلًا وَ لَمْ يُبَاعِدَا رِزْقاً. [9]

البته انسان باید با ادبیات صحیح امر به معروف و نهی از منکر را انجام دهد. در این صورت هیچ مشکلی پیش نمی آید.

روایت دهم: عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمَاعَةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَا قُدِّسَتْ أُمَّةٌ لَمْ يُؤْخَذْ لِضَعِيفِهَا مِنْ قَوِيِّهَا غَيْرَ مُتَعْتَعٍ (یعنی هیچ امت و ملتی اگر حق ضعیف را از قوی نگیرد روی سعادت را نمی بیند. «غیر متعتع» یعنی بدون تأمل. «تعتع فی کلامه» یعنی کسی که موقع صحبت کردن نمی تواند درست تکلم کند). [10]

در جلسه ی آینده به سراغ مسأله ی اول از تحریر می رویم.


پی نوشت:
                      
    
تاریخ انتشار: « 1398/10/28 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 935