عید فطر ؛ روز بازگشت به فطرت

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
مرتب سازی بر اساس
 

عید فطر ؛ روز بازگشت به فطرت

تهیه و تحقیق: معاونت پژوهش پایگاه اینترنتی حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی makarem news

چکیده: عيد فطر / عيد به چه معنی است؟ / عيد واقعى‏ چه روزی است؟ / آداب و اعمال شب و روز عید فطر / زكات فطره / نماز عيد فطر ‏ / سخن آخر: «فنا بر پيشانى دنيا نوشته شده»
کلمات کلیدی: روزه,رمضان,عبادت,فطرت,پاداش,نماز عيد فطر,زکات فطره,طاعت,عید,بندگی,عید فطر,عیدفطر,شوّال,اميرمؤمنان(ع),اعمال شب عيد فطر,اعمال روز عید فطر,احکام زکات,احکام نماز عید,روش نماز عید,دعای نماز عید,اللَّهُمَّ اهْلَ الْكِبْرِياءِ وَ الْعَظَمَة

عید فطر؛ عید طاعت و بندگی؛ روز بازگشت به فطرت

تهیه و تحقیق: معاونت پژوهش پایگاه اینترنتی حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی


عيد فطر

آداب و اعمال شب و روز عید فطر

زكات فطره

نماز عيد فطر


عيد فطر

روز اوّل ماه شوّال، روز عيد فطر است كه از اعياد بزرگ اسلامى است؛ عيد روزه ‏داران واقعى، همانها كه اعمال آنان پذيرفته شده و گناهانشان بخشوده گرديده.[1] عيد فطر روز بسيار مهمّى براى مسلمانان است؛ زيرا پس از يك ماه روزه و تهجّد و عبادت، براى گرفتن پاداش الهى آماده مى‏ شوند؛ لذا اين روز، از سويى سبب شادى و سرور است، چراكه هر مسلمانى از انجام وظيفه الهى خوشحال و مسرور است؛ ولى از سويى چون روز دريافت جوائز الهى است، انسان در حالت خوف و دلهره به سر مى ‏برد از اين‏كه نمى‏ داند اعمال يك ماهه او تا چه اندازه مورد قبول قرار گرفته است؟[2]

امام باقر(عليه السلام) از رسول خدا(صلى الله عليه و آله) نقل كرده است كه آن حضرت فرمود: «إِذَا كَانَ أَوَّلُ يَوْمٍ مِنْ شَوَّالٍ، نَادَى مُنَادٍ، أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ اغْدُوا إِلَى جَوَائِزِكُمْ، ثُمَّ قَالَ يَا جَابِرُ جَوَائِزُ اللَّهِ لَيْسَتْ بِجَوَائِزِ هَؤُلَاءِ الْمُلُوكِ، ثُمَّ قَالَ هُوَ يَوْمُ الْجَوَائِزِ؛[3] هنگامى كه روز اوّل شوّال فرا مى ‏رسد، منادى ندا مى‏ دهد: اى مؤمنان براى دريافت جوائز و پاداش‏هاى خود بشتابيد! آنگاه امام(عليه السلام) فرمود: جايزه ‏هاى خداوند مانند جايزه‏ هاى پادشاهان نيست (يعنى جايزه او بسيار بزرگ و معنوى و قبولى طاعات و رضوان الهى است). در پايان نيز تأكيد فرمود: «روز اوّل شوال روز دريافت جايزه‏ هاست!».[4] 

عيد به چه معنی است؟

«عيد» در لغت از ماده «عود» به معنى بازگشت است، و لذا به روزهايى كه مشكلات از قوم و جمعيتى بر طرف مى‏شود و بازگشت به پيروزيها و راحتى‏ هاى نخستين مى‏ كند عيد گفته مى ‏شود، و در اعياد اسلامى به مناسبت اينكه در پرتو اطاعت يك ماه مبارك رمضان و يا انجام فريضه بزرگ حج، صفا و پاكى فطرى نخستين به روح و جان باز مى‏ گردد، و آلودگيها كه بر خلاف فطرت‏ است، از ميان مى‏ رود، عيد گفته شده است.[5]

عيد واقعى‏ چه روزی است؟

اميرمؤمنان على(عليه السلام) در عید فطری درباره این عید فرموده اند: «إِنَّما هُوَ عِيْدٌ لِمَنْ قَبِلَ اللَّهُ صِيامَهُ وَشَكَرَ قِيامَهُ وَكُلُّ يَوْمٍ لا يُعْصَى اللَّهُ فيهِ فَهُوَ عَيْدٌ؛[6] امروز تنها براى كسانى روز عيد است كه روزه آن‏ها مقبول درگاه پروردگار و عبادت‏ هاى شبانه آنان مورد پذيرش او قرار گرفته است و (بنابراين) هر روزى كه در آن عصيان خداوند نشود آن روز، عيد است».[7]

شرح و تفسير عيد واقعى‏

امام(عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه اشاره به نكته مهمى درباره عيد كرده، نخست مى ‏فرمايد: «امروز تنها براى كسانى روز عيد است كه روزه آن‏ها مقبول درگاه پروردگار و عبادت‏ هاى شبانه آنان مورد پذيرش او قرار گرفته باشد؛ إِنَّمَا هُوَ عِيدٌ لِمَنْ قَبِلَ اللَّهُ صِيَامَهُ وَشَكَرَ قِيَامَهُ‏»، سپس نتيجه گسترده و مهمى از آن گرفته، مى‏ افزايد: «هر روزى كه در آن عصيان خداوند نشود آن روز، عيد است؛ وَكُلُّ يَوْمٍ لَايُعْصَى اللَّهُ فِيهِ فَهُوَ عِيدٌ».

حقيقت اين است كه همه مردم جهان براى خود روزهاى شادى خاصى دارند كه آن را عيد مى‏ نامند. اين روزها يا مانند عيد نوروز است كه تحول جالبى در جهان طبيعت رخ مى‏ دهد؛ گياهان مى‏ خندند، درختان شكوفه مى‏ كنند و حيات و زندگى در طبيعت تجديد مى ‏شود. يا اين‏كه در آن روز، فتح مهمى در تاريخ مردم يك منطقه واقع شده و يا تحول اجتماعى و علمى صورت گرفته كه ياد و خاطره آن را زنده مى‏ دارند و عيد مى‏ شمرند. جالب اينكه در اسلام، اعياد به ‏دنبال اطاعت اوامر مهم الهى قرار دارد.

در عيد فطر، ملت مسلمان بعد از يك ماه روزه داشتن به فرمان خدا و عبادات‏ روزانه و شبانه و پيروز شدن بر شيطان، اين پيروزى را جشن مى ‏گيرند؛ جشن اطاعت فرمان حق.

در عيد قربان كه دومين عيد اسلامى است بعد از انجام فريضه حج توسط زوار خانه خدا و به پايان رساندن قسمت عمده اين فريضه، حاجيانى كه در مِنا هستند عيد مى‏ گيرند و ساير مسلمانان نيز با آن‏ها هم‏صدا مى ‏شوند و آن را روز عيد اعلام مى‏ كنند كه آن هم عيد اطاعت است.

از اين‏جا روشن مى‏ شود، اين‏كه امام(عليه السلام) مى‏ فرمايد: روز عيد فطر عيد براى كسانى است كه روزه و طاعات آن‏ها قبول شده، يك واقعيت است. كسانى كه خداى‏ نكرده اصلًا روزه نگرفته‏ اند و يا روزه‏ هاى آن‏ها آلوده به گناهان و نافرمانى‏ ها بوده و به همين دليل مقبول درگاه حق واقع نشده، نم‏ی توانند شاد و خوشحال باشند؛ شادى از آن كسانى است كه طاعاتشان مقبول درگاه حق شده است.

بر اساس اين منطق هر روزى كه انسان در آن گناه نكند و از صبحگاهان تا آخر شب از معصيت پروردگار بپرهيزد آن روز، روز عيد او محسوب مى‏ شود و به اين بيان، ما مى‏ توانيم تمام ايام سال را ايام عيد خود قرار دهيم.

شاعر عرب مى‏ گويد:

قالوا أتى العِيدُ و الأيّامُ مُشرِقَةٌ

 

وأنتَ تَبكى وكُلُّ النّاسِ مَسرورُ

فَقلتُ إنّ وَصْلَ الأحبابِ كانَ لنا

 

عِيداً وإلّا فهذا اليومُ عاشورُ

گفتند: روز عيد آمده و ايام نورانى و توأم با شادمانى است پس چرا تو گريه م‏ی كنى در حالى كه همه مردم مسرورند؟

گفتم: اگر وصال محبوب رخ دهد عيد ما خواهد بود والا روز عاشوراى ماست.[8]

يكى از علماى اهل سنت به نام «ابوالفتح ديرينى» در كتاب «طهارة القلوب» چنين نقل مى‏كند كه مردى در يكى از روزهاى عيد خدمت على(عليه السلام) رسيد. مشاهده كرد آن حضرت نان خشكى مى ‏خورد عرض كرد: اى اميرمؤمنان! روز عيد، شما نان خشك و خشن مى ‏خوريد؟

امام عليه السلام فرمود: «اليَومَ عِيدُ مَن قُبِل صَومُه و شُكِرَ سَعيُه و غُفِر ذَنبُه ثم قال: اليَومَ لَنا عِيدٌ و كُلُّ يومٍ لا نَعصِى اللَّهَ تَعالى فيهِ فَهُوَ عِيدٌ؛[9] امروز عيد است براى كسانى كه روزه آن‏ها قبول شده و به سعى آن‏ها پاداش داده شده و گناهانشان بخشوده شده است». سپس فرمود: «امروز براى ما عيد است و هر روزى كه در آن معصيت خداوند را نكنيم آن روز هم براى ما عيد است».[10]

بنابراين چنين روزى تنها عيد كسانى است كه در انجام اين فريضه بزرگ الهى و درك فلسفه نهايى آن پيروز شده ‏اند، ولى براى روسياهانى كه پاس احترام اين ماه با عظمت و برنامه تعليم و تربيت آن را نگاه نداشتند چيزى جز روز عزا و شرمسارى نيست.[11]


آداب و اعمال شب و روز عید فطر

آداب و اعمال شب عيد فطر: [12]

در فضيلت و اهمّيّت شب عید فطر، همين بس كه در بعضى از روايات آمده است، اهمّيّت آن كمتر از شب قدر نيست، و در روايات توصيه به عبادت و احياى اين شب شده است.[13] براى اين شب چند عمل ذكر شده است:

اوّل: غسل است به هنگامى كه آفتاب غروب كند.[14]

دوم: اين شب را به نماز و دعا و استغفار زنده نگه دارد و در مسجد بيتوته كند، يعنى شب را در آن‏جا سپرى نمايد و به عبادت مشغول باشد، همانگونه كه امام على بن الحسين(عليهما السلام) چنين مى‏ كرد.[15]

سوم: امام صادق(عليه السلام) فرمود: پس از نماز مغرب و نماز عشا و نماز صبح و نماز عيد، اين ذكرها را بگويد: «اللَّهُ اكْبَرُ، اللَّهُ اكْبَرُ، لا الهَ الَّا اللَّهُ، وَ اللَّهُ اكْبَرُ، اللَّهُ اكْبَرُ، و للَّهِ الْحَمْدُ، اللَّهُ‏ اكْبَرُ عَلى‏ ما هَدانا، وَ لَهُ الشُّكْرُ عَلى‏ ما أَوْلانا».[16]

چهارم: طبق روايتى از امام صادق(عليه السلام) پس از خواندن نماز مغرب و نافله آن، دست‏ها را به سوى آسمان بلند كند و بگويد: «يا ذَا الْمَنِّ وَالطَّوْلِ، يا ذَا الْجُودِ، يا مُصْطَفِىَ مُحَمَّدٍ وَناصِرَهُ، صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ‏ مُحَمَّدٍ، وَاغْفِرْلى‏ كُلَّ ذَنْبٍ‏احْصَيْتَهُ، وَهُوَ عِنْدَكَ فى‏ كِتابٍ مُبينٍ». آنگاه به سجده برود و صد مرتبه بگويد: «أتُوبُ إلَى اللَّهِ‏». سپس هر حاجتى كه دارد از خداوند طلب كند كه ان‏شاء اللَّه برآورده خواهد شد.[17]

پنجم: زيارت امام حسين(عليه السلام) در اين شب فضيلت بسيار دارد.[18] به سند معتبر از امام صادق(عليه السلام) نقل شده است كه: «هر كس قبر امام حسين(عليه السلام) را در يكى از سه شب زيارت كند گناهان او آمرزيده مى‏ شود»، راوى عرض مى ‏كند: فدايت شوم آن سه شب كدام است؟ فرمود: «شب عيد فطر، شب عيد قربان و شب نيمه شعبان».[19] همچنين از آن حضرت روايت شده كه: «هر كس آن حضرت را در يكى از سه شب نيمه شعبان، عيد فطر و عرفه زيارت كند هزار حاجت از حوايج دنيا و آخرت براى او برآورده مى‏ شود».[20]

به هر حال زيارتى كه براى شب قدر و عيد فطر و عيد قربان نقل شده از این قرار است: وقتى اراده زيارت ابى‏ عبداللَّه الحسين(عليه السلام) كردى پس از غسل و پوشيدن تميزترين لباس‏هاى خود، به حرم مقدّس آن حضرت مى ‏روى و در حالى كه روى به جانب آن حضرت كرده ‏اى، قبله را مابين دو كتف خود قرار ده و بگو: «السَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ رَسُولِ‏ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ اميرِالْمُؤْمِنينَ، السَّلام‏...».[21]

ششم: خواندن ده ركعت نماز (هر دو ركعت به يك سلام). از رسول خدا(صلى الله عليه و آله) روايت شده است كه هر كس در شب‏ آخر ماه رمضان‏، ده ركعت نماز بگزارد و در هر ركعت يك مرتبه سوره «حمد» و ده مرتبه سوره «قل هو اللَّه احد» را بخواند و در ركوع و سجود ده مرتبه بگويد: «سُبْحانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لا الهَ الَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ اكْبَرُ»، و بعد از هر دو ركعت، تشهّد بخواند و سلام دهد و هنگامى كه تمامى ده ركعت به پايان رسيد، هزار مرتبه بگويد: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ‏»، و بعد از استغفار سر به سجده بگذارد و بگويد: «يا حَىُّ يا قَيُّومُ، يا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ، يا رَحْمنَ الدُّنْيا وَ الْاخِرَةِ وَرَحيمَهُما، يا ارْحَمَ الرَّاحِمينَ، يا الهَ الْأَوَّلينَ وَالْاخِرينَ، اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا، وَتَقَبَّلْ مِنَّا صَلواتَنا وَ صِيامَنا وَ قِيامَنا».

هر كس چنين كند، سوگند به حقّ آن كس كه مرا به نبوّت مبعوث كرد كه جبرئيل مرا خبر داد از اسرافيل و اسرافيل از پروردگار خود، كه هنوز اين شخص سر از سجده برنداشته است كه خداوند او را بيامرزد و ماه رمضان را از او قبول فرمايد و از گناهانش بگذرد... .[22]

هفتم: اين ذكر را كه در شب جمعه نيز گفتنش مستحب است، ده بار بگويد: «يا دائِمَ الْفَضْلِ عَلَى الْبَرِيَّةِ، يا باسِطَ الْيَدَيْنِ بِالْعَطِيَّةِ، يا صاحِبَ‏ الْمَواهِبِ السَّنيَّةِ، صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ خَيْرِ الْوَرى‏ سَجِيَّةً، وَ اغْفِرْ لَنا يا ذَالْعُلى‏ في هذِهِ الْعَشِيَّةِ».[23]

هشتم: دو ركعت نماز معروف شب عيد را بخواند؛ در ركعت اوّل بعد از سوره حمد، هزار مرتبه سوره قل هو اللَّه و در ركعت دوم، پس از سوره حمد، يك مرتبه سوره قل هو اللَّه را بخواند پس از سلام سر به سجده بگذارد و صد مرتبه بگويد: «أَتُوبُ إِلَى اللَّهِ». آنگاه بگويد: «يا ذَا الْمَنِّ وَالْجُودِ، يا ذَا الْمَنِّ وَالطَّوْلِ، يا مُصْطَفِىَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ‏ وَآلِهِ، صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ افْعَلْ بى‏ كَذا وَ كَذا». بجاى‏ افعل بى كذا و كذا حاجات خود را ذكر كند.

نهم: چهارده ركعت نماز بخواند (هر دو ركعت به يك سلام) و در هر ركعتى، سوره حمد و آيةالكرسى و سه مرتبه سوره قل هو اللَّه را بخواند. در روايت است هر كس چنين كند، خداوند در برابر هر ركعتى ثواب هاى بسيار زيادى به او مى‏دهد.[24]

دهم: مرحوم «شيخ طوسى» در «مصباح المتهجّد» فرموده است: در پايان شب نيز غسل كن و تا طلوع صبح در مصلّايت (محل خواندن نماز) بنشين (و ذكر خدا بگو). [25]

اعمال و آداب روز عيد فطر: [26]

اوّل: تكبيراتى است كه در اعمال شب عيد فطر ذكر شد، و بعد از نماز صبح و نماز عيد فطر آن را بخواند.

دوم: پيش از نماز عيد، زكات فطره را جدا سازد؛ اگر دسترسى به مستحق دارد بپردازد و الّا كنار بگذارد، براى هر نفر يك صاع (حدود سه كيلو) از گندم يا موادّ غذايى ديگر كه در آن شهر غذاى غالب مردم محسوب مى ‏شود.

زكات فطره واجب مؤكّد است و شرط قبولى روزه ماه رمضان است، و خداوند نيز در قرآن آن را مقدّم بر نماز (عيد) شمرده است و مى‏ فرمايد: «قَدْ افْلَحَ مَنْ تَزَكّى‏ وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلّى‏؛[27] به يقين آن كس كه زكات دهد و ياد پروردگارش را كند سپس نماز بخواند، رستگار است!».[28]

سوم: غسل كردن است و وقت آن به فرموده «شيخ طوسى» بعد از طلوع فجر است تا زمان بجا آوردن نماز عيد.[29]

چهارم: به فرموده «شيخ طوسى» در اين روز نيكوترين لباسش را بپوشد و خود را معطّر سازد و با وقار و سكينه به سمت مصلّاى عيد حركت كند.[30]

پنجم: پيش از نماز عيد، در ابتداى روز افطار كند،[31] و بهتر آن است كه افطارش با خرما باشد.[32] «شيخ مفيد» رحمه الله فرموده است: مستحبّ است مقدار كمى از تربت سيّد الشّهدا، امام حسين عليه السلام را تناول نمايد كه شفاى هر دردى است.[33]

ششم: پس از طلوع آفتاب براى نماز عيد حركت كند - همان گونه كه از رسول خدا(صلى الله عليه و آله) نقل شده‏ است - [34] و دعاهايى را كه از طريق معصومين عليهم السلام وارد شده است، بخواند.

هفتم: نماز عيد بخواند. بعد از نماز، تسبيحات حضرت زهرا عليها السلام را بگويد[35] و آنگاه دعاهايى كه نقل شده است را بخواند كه يكى از آنها دعاى چهل و ششم «صحيفه سجّاديه» است. همچنین براى برادران دينى جهت قبولى اعمال دعا كند.

هشتم: دعاى ندبه را بخواند.


زكات فطره

زكات فطره كه گاهى از آن به «زكات بدن» نيز تعبير مى ‏شود، در حقيقت يك نوع ماليات سرانه است كه به‏ نفع فقرا گرفته مى‏ شود، مسلمانان پس از يك ماه روزه داشتن -كه آن خود درسى از نوع دوستى و توجه به حال مستمندان اجتماع است- يك قدم عملى در اين راه برداشته و تقريباً مقدار خوراك يكى دو روز خود را به مستمندان مى‏ دهند، اين كار گرچه به ظاهر كوچك است ولى اگر يك حساب دقيق درباره كسانى كه تمكن مالى براى پرداخت زكات فطره دارند بنماييم خواهيم ديد كه مقدار قابل توجهى از نيازمنديهاى محرومان اجتماع در صورت عمل به اين دستور تأمين خواهد شد. [36]

زكات فطره در فقه شیعه بر هر انسان بالغ و عاقل و متمكنى لازم است كه در عيد فطر از طرف خود و تمام كسانى كه نفقه او را مى‏ خورند، اعم از كوچك و بزرگ، بپردازند. مقدار زكات فطره براى هر نفر يك صاع (قريب يك من تبريز) و جنس آن از قوت غالب مردم مانند «گندم و جو و خرما» و امثال اينهاست.[37]

مسائل زکات فطره

- زكات فطره بر تمام كسانى كه قبل از غروب شب عيد فطر بالغ و عاقل و غنى باشند واجب است، يعنى بايد براى خودش و كسانى كه نان خور او هستند، هر نفر به اندازه يك صاع (تقريباً سه كيلو) از آنچه غذاى نوع مردم آن‏ محل است، اعم از گندم و جو يا خرما يا برنج يا ذرّت و مانند اينها به مستحق بدهد و اگر پول يكى از اينها را بدهد كافى است.

- غنى كسى است كه مخارج سال خود و عيالاتش را دارد، يا از طريق كسب و كار به دست مى‏ آورد؛ و اگر كسى چنين نباشد فقير است، زكات فطره بر او واجب نيست و مى‏ تواند زكات فطره بگيرد.

- انسان بايد فطره كسانى را كه قبل از غروب شب عيد فطر نان خور او حساب مى ‏شوند بدهد، خواه بزرگ باشند يا كوچك، مسلمان باشند يا كافر، واجب‏ النّفقه باشند يا غير واجب‏ النّفقه، نزد او زندگى كنند يا در جاى ديگر.

- اگر كسى را كه نان خور اوست و در شهر ديگر زندگى مى‏ كند وكيل نمايد كه از مال او فطره خودش را بپردازد، چنانچه اطمينان و وثوق داشته باشد كه فطره را مى ‏دهد كافى است.

- ميهمانى كه پيش از غروب شب عيد فطر با رضايت صاحب خانه وارد شده و نان خور او محسوب مى‏ شود (يعنى تصميم دارد مدّتى نزد او بماند) دادن زكات فطره او نيز واجب است، امّا اگر فقط براى شب عيد دعوت شده فطره او بر ميزبان واجب نيست؛ و در صورتى كه بدون رضايت صاحب خانه باشد نيز بنابر احتياط واجب فطره او را بدهد؛ همچنين فطره كسى كه انسان را مجبور كرده است كه خرجى او را بپردازد.

- اگر پيش از غروب، بچّه بالغ شود، يا ديوانه عاقل گردد، يا فقير غنى شود، بايد زكات فطره را بدهد، ولى اگر بعد از غروب باشد زكات فطره بر او واجب نيست؛ هر چند مستحبّ است اگر تا پيش از ظهر روز عيد شرايط حاصل شود، زكات فطره را بدهد.

- مستحبّ است شخص فقيرى كه فقط به اندازه يك صاع (تقريباً سه كيلو) گندم يا مانند آن دارد زكات فطره را بدهد و چنانچه عيالاتى داشته باشد و بخواهد فطره آنها را بپردازد، مى‏ تواند آن يك صاع را به قصد فطره به يكى از آنان بدهد و او هم با همين قصد به ديگرى مى ‏دهد، تا نفر آخر؛ و بهتر است بعداً آن را به كسى بدهند كه از خودشان نباشد؛ و اگر يكى از آنها صغير است ولىّ او به جاى او بگيرد و بعد به شخص ديگرى دهد.

- هرگاه بعد از غروب شب عيد فطر بچّه‏ دار شود، يا كسى نان خور او گردد، مستحبّ است فطره او را بپردازد، ولى واجب نيست.

- اگر انسان نان خور كسى باشد، ولى قبل از غروب نان خور ديگرى شود، زكات فطره او بر عهده شخص دوم است، مثل اين‏كه دختر پيش از غروب به خانه شوهر رود كه شوهرش بايد فطره او را بدهد.

- اگر زكات فطره انسان بر ديگرى واجب باشد، بر خود او واجب نيست، ولى اگر كسى كه بر او واجب است نپردازد، احتياط واجب آن است كه اگر مى ‏تواند خودش بدهد.

- هرگاه فطره انسان بر ديگرى واجب باشد اگر خودش آن را بپردازد از او ساقط نمى‏ شود، مگر اين‏كه با اذن و اجازه طرف باشد.

- زنى كه شوهرش مخارج او را نمى‏ دهد و نان خور ديگرى است فطره‏ اش بر عهده كسى است كه نان خور او مى ‏باشد؛ و اگر زن غنى است و از مال خود خرج مى‏ كند بايد شخصاً فطره را بدهد.

- كسى كه سيّد است نمى ‏تواند زكات فطره از غير سيّد بگيرد.

- طفل شير خوارى كه از مادر يا دايه شير مى‏ خورد، فطره او بر كسى است كه مخارج مادر يا دايه را مى ‏پردازد و اگر از اموال خود آن طفل خرجش را بردارند فطره او بر كسى واجب نيست، نه بر خودش و نه بر ديگرى.

- هرگاه كسى مخارج عيالاتش را از مال حرام بدهد، واجب است فطره آنها را از مال حلال بدهد.

- هرگاه انسان كسى را اجير كند و شرط نمايد كه مخارج او را نيز بدهد (مانند خدمتكار) بايد فطره او را هم بدهد، ولى در مورد كارگرانى كه مخارج‏ آنها بر عهده صاحب كار است و اين مخارج جزئى از مزد آنها محسوب مى ‏شود، فطره آنها بر صاحب كار واجب نيست، همچنين در ميهمان خانه ‏ها و مانند آن، كه معمول است كاركنان غذاى خود را در همان‏جا مى ‏خورند و اين در حقيقت جزء حقوق آنها محسوب مى ‏شود، فطره آنها بر خودشان است، نه بر صاحب كار.

- مخارج سربازها در سربازخانه‏ ها يا ميدان جنگ بر عهده دولت است، ولى فطره آنها بر دولت واجب نيست و اگر شرايط در خودشان جمع است بايد زكات فطره خود را بدهند.

- هرگاه كسى بعد از غروب روز آخر ماه از دنيا برود، بايد فطره او و عيالاتش را از مالش بدهند، ولى اگر پيش از غروب بميرد واجب نيست؛ و در صورتى كه عيالاتش داراى شرايط وجوب فطره هستند خودشان بايد زكات فطره را بپردازند.

مصرف زكات فطره‏

- زكات فطره را بنابر احتياط واجب بايد فقط به فقرا و مساكين بدهند مشروط بر اين‏كه مسلمان و شيعه دوازده امامى باشند؛ و به اطفال شيعه كه نيازمند هستند نيز مى‏ توان فطره داد، خواه به مصرف آنها برسانند يا از طريق ولىّ طفل به آنها تمليك كنند.

- فقيرى كه فطره مى ‏گيرد لازم نيست عادل باشد، ولى احتياط واجب آن است كه به شرابخوار و كسى كه آشكارا معصيت كبيره مى ‏كند فطره ندهند و همچنين به كسانى كه فطره را در معصيت خداوند مصرف مى‏ كنند.

احكام زكات فطره‏

- احتياط واجب آن است كه به فقير بيشتر از مخارج سالش و كمتر از يك صاع (تقريباً سه كيلو) داده نشود.

- هرگاه به جاى يك صاع، نصف صاع از جنس خوب بدهد بطورى كه قيمتش به اندازه يك صاع جنس معمولى باشد، كافى نيست؛ و اگر آن را به قصد قيمت فطره هم بدهد اشكال دارد.

- انسان نمى‏ تواند نصف صاع را از يك جنس (مثلًا گندم) و نصف صاع را از جنس ديگر (مثلًا جو) بدهد، مگر اين‏كه مخلوط آن دو غذاى معمول آن محل باشد.

- مستحبّ است در دادن زكات فطره خويشاوندان محتاج را بر ديگران مقدّم دارد و بعد همسايگان نيازمند را؛ و مستحبّ است اهل علم و فضل را اگر نيازى داشته باشند بر غير آنها مقدّم بشمرد.

- هرگاه به گمان اين‏كه كسى فقير است به او فطره دهند و بعد معلوم شود فقير نبوده، مى‏تواند آن مال را پس بگيرد و به مستحق بدهد؛ و اگر پس نگيرد بايد از مال خودش فطره را بدهد؛ و اگر از بين رفته باشد، در صورتى كه گيرنده فطره مى‏ دانسته آنچه را گرفته زكات فطره است، بايد عوض آن را بدهد و در غير اين صورت عوض بر او واجب نيست؛ و اگر دهنده فطره در تحقيق حال فقير كوتاهى نكرده باشد بر او هم چيزى نيست.

- به كسى كه ادّعاى احتياج مى‏ كند نمى ‏توان زكات فطره داد، مگر آن كه اطمينان حاصل گردد كه او فقير است، يا لااقل از ظاهر حالش گمان پيدا شود و يا بداند سابقاً فقير بوده و رفع فقر او ثابت نشده باشد.

مسائل متفرّقه زكات فطره‏

- در زكات فطره مانند زكات مال، قصد قربت لازم است، يعنى بايد براى اطاعت فرمان خدا زكات فطره بدهد و نيّت فطره نيز شرط است.

- زكات فطره را نمى‏ توان قبل از ماه رمضان داد و اگر بدهد بايد روز عيد فطر اعاده كند، همچنين احتياط واجب آن است كه در ماه مبارك رمضان هم‏ ندهد، ولى اگر پيش از ماه رمضان يا در ماه رمضان چيزى را به فقير قرض دهد و بعد از آن‏كه فطره بر او واجب شد طلب خود را به جاى فطره حساب كند مانعى ندارد.

- در زكات فطره خوراك شخصى خود انسان ملاك نيست بلكه خوراك معمولى اهل شهر و يا محل ملاك است؛ بنابراين، كسى كه هميشه برنج مى‏ خورد مى‏ تواند زكات فطره را از گندم بدهد.

- در زكات فطره مى ‏توان به جاى جنس، پول داد، مثلًا حساب مى‏ كند قيمت يك من گندم چه اندازه است؛ پول آن را به همين عنوان به فقير مى ‏دهد، ولى بايد توجّه داشت ملاك، قيمت خرده فروشى در بازار آزاد است، نه قيمت عمده فروشى و نرخ رسمى؛ و به تعبير ديگر بايد پولى بدهد كه فقير اگر بخواهد بتواند با آن همان جنس را از بازار بخرد.

-  گندم يا چيز ديگرى را كه براى فطره مى ‏دهند بايد مخلوط با خاك و اشياء ديگر نباشد، مگر اين‏كه بقدرى كم باشد كه به حساب نيايد.

- زكات فطره را از جنس معيوب نمى ‏توان داد، ولى اگر جايى باشد كه آن جنس خوراك غالب آنها محسوب مى‏ شود اشكال ندارد.

- كسى كه زكات فطره چند نفر را مى‏ دهد لازم نيست همه را از يك جنس بدهد؛ بلكه مى ‏تواند (مثلًا) براى بعضى گندم و براى بعضى جو بدهد.

- وقت اداى زكات فطره، روز عيد فطر قبل از انجام نماز است؛ بنابراين، كسى كه نماز عيدفطر را مى ‏خواند بايد فطره را پيش از نماز عيد بدهد، ولى اگر نماز عيد را نمى‏ خواند مى‏ تواند تا ظهر روز عيد تأخير بيندازد.

- اگر دسترسى به فقير ندارد مى ‏تواند مقدارى از مال خود را به نيّت فطره جدا كرده و براى مستحقّى كه در نظر دارد يا براى هر مستحق كنار بگذارد و بايد هر وقت كه آن را مى ‏دهد نيّت فطره نمايد.

- اگر موقعى كه دادن زكات فطره واجب است فطره را ندهد و كنار هم‏ نگذارد، احتياط آن است كه بعداً به نيّت «ما فى‏ الذّمّه» يعنى بدون اين‏كه قصد ادا و قضا كند فطره را بدهد.

- مالى را كه به قصد فطره كنار گذارده، نمى‏تواند آن را با مال ديگرى عوض كند، بلكه بايد همان را براى فطره بدهد.

- هرگاه مالى را كه براى فطره كنار گذاشته از بين برود، چنانچه دسترسى به فقير داشته و كوتاهى كرده، بايد عوض آن را بدهد؛ و اگر دسترسى نداشته و در حفظ آن نيز كوتاهى نكرده، چيزى بر او نيست.

- هرگاه انسان مالى دارد كه قيمتش از فطره بيشتر است چنانچه نيّت كند كه مقدارى از آن مال براى فطره باشد اشكال دارد.

- احتياط واجب آن است كه زكات فطره را در همان محل مصرف كند، مثلًا نمى‏ تواند براى بستگانش كه در شهر ديگرى هستند بفرستد، مگر اين‏كه در آن محل مستحقّى پيدا نشود و هرگاه با وجود مستحق، فطره را به جاى ديگرى ببرد و تلف شود، ضامن است؛ ولى حاكم شرع مى ‏تواند با توجّه به مصالح نيازمندان اجازه دهد آن را به محلّ ديگرى ببرند.

- همان طور كه قبلًا هم اشاره شد زكات فطره را بنابر احتياط واجب در غير مورد فقرا و مساكين نمى ‏توان مصرف كرد، همچنين نمى ‏توان از آن كارخانه‏ هايى تأسيس كرد و منافع آن را در خدمت نيازمندان گذارد، ولى تهيّه سرمايه از آن براى افراد نيازمند به مقدارى كه زندگانى آنها را اداره كند جايزاست.[38]


نماز عيد فطر و قربان‏

- اين نماز در زمان حضور امام عليه السلام واجب است و بايد به جماعت خوانده شود، ولى در زمان ما كه امام عليه السلام غايب است مستحب مى‏ باشد و مى‏ توان آن را به جماعت يا فرادى‏ خواند.

- وقت نماز عيد فطر و قربان از اوّل آفتاب است تا ظهر، ولى مستحبّ است نماز عيد قربان را بعد از بلند شدن آفتاب بخواند؛ و در عيد فطر مستحبّ است بعد از بلند شدن آفتاب افطار كند و زكات فطره را بدهد و بعد نماز عيد را بجا آورد.

دستور نماز عيد فطر و قربان‏

- نماز عيد فطر و قربان دو ركعت است، در ركعت اوّل بعد از خواندن حمد و سوره بايد پنج تكبير بگويد و بعد از هر تكبير يك قنوت بخواند و بعد از قنوت پنجم تكبير ديگرى بگويد و به ركوع رود، بعد دو سجده به جا آورد و برخيزد و در ركعت دوم چهار تكبير بگويد و بعد از هر تكبير قنوت بخواند و تكبير پنجم را بگويد و به ركوع رود و بعد از ركوع دو سجده به جا آورد و تشهّد بخواند و سلام گويد.

- در قنوت اين نماز هر دعايى كافى است، ولى مناسب است اين دعا را به قصد ثواب بخواند: «اللَّهُمَّ اهْلَ الْكِبْرِياءِ وَ الْعَظَمَة، وَ اهْلَ الْجُودِ وَالْجَبَرُوتِ، وَ اهْلَ الْعَفْوِ وَ الرَّحْمَةِ، وَ اهْلَ التَّقْوى‏ وَ الْمَغْفِرَةِ، اسْئَلُكَ بِحَقِّ هذَا الْيَوْمِ الَّذِى‏ جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمينَ عيداً، وَ لِمحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ذُخْراً وَشَرَفاً وَ كِرامَةً وَ مَزيداً، انْ تُصَلِّىَ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ انْ تُدْخِلَنِى‏ فى‏ كُلِّ خَيْرٍ ادْخَلْتَ فيهِ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ، وَ انْ تُخْرِجَني مِنْ كُلِّ سُوءٍ اخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ، صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمْ، اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ خَيْرَ ما سَئَلَكَ بِهِ عِبادُكَ الصَّالِحُونَ، وَ اعُوذُ بِكَ مِمَّا اسْتَعاذَ مِنْهُ عِبادُكَ الْمُخْلَصُونَ».

مستحبّات نماز عيد فطر و قربان‏

مستحبّ است در نماز عيد فطر و قربان امور زير را به اميد ثواب پروردگار رعايت كند:

- قرائت نماز عيد را بلند بخواند.

- بعد از نماز، دو خطبه بخواند مانند خطبه‏ هاى نماز جمعه، با اين تفاوت كه در نماز جمعه قبل از نماز و در نماز عيد بعد از نماز خوانده مى‏ شود (و اين خطبه در صورتى است كه نماز را با جماعت بخواند).

- در اين نماز سوره مخصوص شرط نيست، ولى بهتر است در ركعت اوّل سوره‏ «سَبِّحِ اسْمِ رَبِّكَ الْأعْلى‏»، و در ركعت دوم سوره‏ «وَ الشَّمْس» بخواند.

- در روز عيد فطر قبل از نماز عيد با خرما افطار كند و در عيد قربان بعد از نماز قدرى از گوشت قربانى بخورد.

- پيش از نماز عيد غسل كند و دعاهايى كه قبل از نماز و بعد از آن در كتب دعا آمده بخواند.

- در نماز عيد بر زمين سجده كند و در موقع گفتن تكبيرها دستها را بلند كند.

- بعد از نماز مغرب و عشا در شب عيد فطر و بعد از نماز صبح و ظهر و عصر روز عيد و نيز بعد از نماز عيد فطر، اين تكبيرها را بگويد: «اللَّهُ اكْبَرُ، اللَّهُ اكْبَرُ، لا إلهَ إلَّااللَّهُ وَ اللَّهُ اكْبَرُ، اللَّهُ اكْبَرُ وَ للَّهِ الْحَمْدُ، اللَّهُ اكْبَرُ عَلى ما هَدانا».

- در عيد قربان بعد از ده نماز كه اوّل آنها نماز ظهر روز عيد و آخر آنها نماز صبح روز دوازدهم است، همان تكبيرها را بگويد و بعد از آن اضافه كند: «اللَّهُ اكْبَرُ عَلى‏ ما رَزَقَنا مِنْ بَهِيمَةِ الْأنْعامِ، وَ الْحَمْدُ للَّهِ عَلى ما ابْلانَا»، ولى اگر روز عيد قربان در منى باشد اين تكبيرات را بعد از پانزده نماز مى‏ گويد، كه اوّل آن نماز ظهر روز عيد و آخر آن نماز صبح روز سيزدهم ذى الحجّه است.

- نماز عيد را در فضاى باز بخواند نه زير سقف.

احكام نماز عيد فطر و قربان‏

- اگر در تكبيرهاى نماز و قنوت هاى آن شك كند، چنانچه از محل نگذشته بنابر كمتر بگذارد و اگر بعد معلوم شود كه گفته بوده اشكال ندارد.

- اگر از روى سهو، قرائت، يا تكبيرها، يا قنوت ها را فراموش كند و بعد از رفتن به ركوع يادش بيايد، نمازش صحيح است.

- اگر در نماز عيد يك سجده يا تشهّد را فراموش كند، احتياط واجب آن است كه بعد از نماز آن را به جا آورد؛ و اگر كارى كند كه در نمازهاى روزانه سجده سهو دارد، احتياط واجب آن است كه سجده سهو را بعد از نماز به‏ جا آورد.[39]


سخن آخر: «فنا بر پيشانى دنيا نوشته شده»

امیرالمؤمنین(علیه السلام) در قسمتى از خطبه یکی از روزهای عيد فطر فرموده اند: «الْحَمْدُ لِلَّهِ غَيْرَ مَقْنُوطٍ مِنْ رَحْمَتِهِ، وَ لَا مَخْلُوٍّ مِنْ نِعْمَتِه، وَ لَا مَأْيُوسٍ منْ مَغْفِرَتِهِ، وَ لَا مُسْتَنْكَفٍ عَنْ عِبَادَتِهِ، الَّذِي لَا تَبْرَحُ مِنْهُ رَحْمَةٌ، وَ لَا تُفْقَدُ لَهُ نِعْمَةٌ. وَالدُّنْيَا دَارٌ مُنِيَ لَها الْفَنَاءُ، وَ لِأَهْلِهَا مِنْهَا الْجَلاءُ، وَ هِيَ حُلْوَةٌ خَضْرَاءُ، وَ قَدْ عَجِلَتْ لِلطَّالِبِ، وَ الْتَبَسَتْ بِقَلْبِ النَّاظِرِ؛ فَارْتَحِلُوا مِنْهَا بِأَحْسَنِ مَا بِحَضْرَتِكُمْ مِنَ الزَّادِ، وَ لَا تَسْأَلُوا فِيهَا فَوْقَ الْكَفَافِ، وَ لَاتَطْلُبُوا مِنْهَا أَكْثَرَ مِنَ الْبَلَاغِ؛ ستايش ويژه خداوندى است كه كسى از رحمتش مأيوس نمى ‏شود و از نعمتهاى فراوانش بيرون نتوان رفت، از آمرزش و مغفرتش كسى نوميد نمى ‏گردد، و از پرستش و عبادتش سر نبايد پيچيد، خداوندى، كه رحمتش قطع نمى‏ گردد و نعمتش پايان نمى ‏پذيرد. دنيا خانه‏ اى است كه فنا بر پيشانيش نوشته شده، و جلاى وطن براى اهل آن حتمى است، اين جهان شيرين و دل انگيز و سر سبز است، به سرعت بسوى خواهانش مى ‏دود، و با قلب و روح آن كس كه به آن نظر افكند مى‏ آميزد. سعى كنيد با بهترين زاد و توشه ‏اى كه در اختيار شما است از آن كوچ نمائيد، و بيش از كفاف و نياز خود از آن نخواهيد، و بيشتر از آنچه نياز داريد از آن مطلبيد».[40]


پی نوشت:

[1] . كليات مفاتيح نوين، مکارم شیرازی، ناصر، ص 818.

[2] . همان، ص824 .

[3] . الكافى‏، ثقة الاسلام کلینی، محمد بن يعقوب، ج4، ص 168، ح3.

[4] . كليات مفاتيح نوين، همان، ص 824.

[5] . تفسير نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، ج‏5، ص 131.

[6] . نهج‏البلاغه، كلمات قصار، حكمت 428.

[7] . پيام امام اميرالمومنين عليه السلام، مکارم شیرازی، ناصر، ج‏15، ص 431.

[8] . شرح نهج‏ البلاغه، ابن ابى‏ الحديد، ج20، ص73؛ (پيام امام اميرالمومنين عليه السلام، ج‏15، ص434).

[9] . شرح احقاق الحق، با اشراف مرعشی نجفی، سیّد شهاب الدّین، ج 17، ص594؛ (پيام امام اميرالمومنين عليه السلام، ج‏15، ص434).

[10] . ر.ک: پيام امام اميرالمومنين عليه السلام، همان، ج‏15، صص432-435.

[11] . يكصد و پنجاه درس زندگى (فارسى)، مکارم شیرازی، ناصر، ص92.

[12] . ر.ک: كليات مفاتيح نوين، مکارم شیرازی، ناصر، صص819 -824

[13] . اقبال الاعمال‏، سيد بن طاووس، ص274؛ زاد المعاد، علّامه مجلسى، محمد باقر، ص220.

[14] .زادالمعاد، همان، ص220؛ الكافى، ثقة الاسلام کلینی، ج4، ص167، ح3.

[15] . اقبال الاعمال، همان، ص 274.

[16] . مصباح المتهجّد، شيخ طوسى، ص 648.

[17] . اقبال الاعمال، همان، ص 271.

[18] . كليات مفاتيح نوين، همان، ص 820.

[19] . كامل‏ الزيارات، ابن قولويه قمى، باب72، ص180، ح 6؛ (كليات مفاتيح نوين، ص416).

[20] . همان، ح7؛ (كليات مفاتيح نوين، ص416).

[21] . كليات مفاتيح نوين، همان، ص413.

[22] . اقبال الاعمال، همان، ص 241؛ بحارالانوار، علامه مجلسى، محمدباقر، ج95، ص73؛ (كليات مفاتيح نوين، ص809).

[23] . مصباح كفعمى، کفعمی، شيخ تقى الدّين ابراهيم بن على، ص647؛ (كليات مفاتيح نوين، ص820).

[24] . بحارالانوار، همان، ج 88، ص122؛ (كليات مفاتيح نوين، ص824).

[25] . مصباح المتهجّد، شیخ طوسی، ص651؛ (كليات مفاتيح نوين، ص824).

[26] . ر.ک: كليات مفاتيح نوين، همان، صص 824-827.

[27] . سوره اعلى، آيه 14 و 15.

[28] . زاد المعاد، علامه مجلسی، محمدباقر، ص 224؛ (كليات مفاتيح نوين، ص825).

[29] . مصباح المتهجّد، همان، ص 653؛ (كليات مفاتيح نوين، ص825).

[30] . همان؛ (كليات مفاتيح نوين، ص 825 ).

[31] . اقبال الاعمال، همان، ص280؛ (كليات مفاتيح نوين، ص 825).

[32] . همان، ص 281؛ (كليات مفاتيح نوين، ص 825).

[33] . مسار الشيعه، شیخ مفید، ص31؛ (كليات مفاتيح نوين، ص 825).

[34] . اقبال الاعمال، همان، ص281؛ (كليات مفاتيح نوين، ص826 ).

[35] . مصباح المتهجّد، شیخ طوسی، ص 655؛ (كليات مفاتيح نوين، ص 827).

[36] . آيين ما (اصل الشيعة)، آل كاشف الغطاء، محمدحسین، ترجمه: مکارم شیرازی، ناصر، ص 197.

[37] . همان

[38] . رسالة توضيح المسائل (فارسى)، مکارم شیرازی، ناصر، صص 312-318.

[39] . همان، صص 243-245.

[40] . ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه، مکارم شیرازی، ناصر، ج‏1، صص 138-139.

منبع:
1.	آيين ما (اصل الشيعة) 
2.	پيام امام امير المومنين عليه السلام
3.	ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه
4.	تفسير نمونه
5.	رسالة توضيح المسائل 
6.	كليات مفاتيح نوين
7.	يكصد و پنجاه درس زندگى 
پی نوشت:
.
تاریخ انتشار: « 1399/02/14 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 5823