روز هنر انقلاب اسلامی؛ سالروز شهادت سید مرتضی آوینی

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

روز هنر انقلاب اسلامی؛ سالروز شهادت سید مرتضی آوینی

تهیه و تحقیق: معاونت پژوهش پایگاه اینترنتی حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی makarem news

چکیده: هنگامی که صحبت از «هنر انقلابی» و «آثار هنری انقلابی» به میان می آید، باید این پرسش را از خود بکنیم که آثار متصف به این وصف، در مفهوم، مضمون، خاستگاه، سلوک مؤلفین آنها و نهایتا اهداف و تأثیرگذاری های شان، واجد چه ویژگی هایی هستند که آنها را از آثار دیگر مشابه شان متمایز می کند؟ این سؤال از آن رو اهمیت دارد که می دانیم «هنر انقلابی» یک سبک نیست و فیگور و فرم خاصی هم ندارد، بلکه تنها نوعی گرایش مفهومی و موضوعی، معطوف به منشأ و غایت هنر است. به هر حال فهم صحیح این تمایز و تلاش برای مدون کردن آن - امری که شهید آوینی در تألیفات خود بسیار برای آن کوشید - می تواند چراغ راهی برای هنرمندان دلبسته ارزش های اسلامی و انقلابی در کوره های تاریکی زده سبک ها و مکاتب گوناگون هنری و فلسفه های راهنمای آنها باشد.
کلمات کلیدی: تعهد,هنر,آزادی,شهید,اندیشه,سینما,شهید آوینی,سید مرتضی آوینی,هنرانقلاب,فیلم,روایت فتح,آینه جادو,فیلم مستند,مجله سوره,هنرمتعهد,هنر برای هنر,اهل قلم,مستندسازی

روز هنر انقلاب اسلامی(20 فروردین)؛ سالروز شهادت سید مرتضی آوینی

تهیه و تحقیق: معاونت پژوهش پایگاه اینترنتی حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی


روز هنر انقلاب اسلامی؛ سالروز شهادت سید مرتضی آوینی 

در روز 20 فروردین سال 1372هـ ش و حدود 5 سال پس از پایان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، سید مرتضی آوینی، فیلمساز و نویسنده انقلابی، در منطقه ای بین استان های ایلام و خوزستان به نام فکه، که در طول جنگ محل وقوع درگیری های نظامی فراوانی بود، مقدمات تهیه جدیدترین قسمت مستند «شهری در آسمان» را فراهم می آورد. او در حال بررسی لوکیشین های مناسب برای فیلمبرداری تصاویر این فیلم مستند بود که بر اثر انفجار مینی باقی مانده از زمان جنگ به شهادت رسید.

پس از شهادت این هنرمند متعهد بود که با پیشنهاد شاعران، نویسندگان و دیگر هنرمندان حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی و با موافقت رهبر معظم انقلاب اسلامی، سالروز شهادت این شهید بزرگوار به عنوان «روز هنر انقلاب اسلامی» نامگذاری شد و همه ساله در این روز، یاد آن شهید گرامی داشته می شود.

شهید آوینی چه ویژگی هایی داشت؟ برجسته ترین خصوصیاتش چه بود و چرا سالروز شهادت ویبه نام «روز هنر انقلاب اسلامی» نامیده شد؟ اصولا «هنر انقلاب اسلامی» چه مختصاتی دارد و چگونه از سایر فعالیت ها و سبک های هنری متمایز می گردد؟

این یادداشت تلاش می کند به صورتی بسیار خلاصه و اجمالی، با بهره گیری از آثار قلمی آن شهید دانشمند و با نگاهی به دیدگاه های نظری اش درباره «هنر» و «جایگاه هنرمند»، به این سؤالات پاسخ دهد.

اجمالی از حیات و سیره شهید آوینی
سيدمرتضي آويني بیستم مهرماه سال 1326 در شهر ری به دنيا آمد. پدرش مهندس معدن بود و بنا به اقتضائات شغلی، هر چند سال یکبار به همراه خانواده از شهری به شهر دیگر نقل مکان می کرد و از این رو، سیدمرتضی، کودکی و نوجوانی خود را در تهران، کرمان، زنجان و البته مجددا در تهران سپری کرد.

در سال 1333 كلاس اول دبستان را در خمين به پايان رساند و دو سال بعد به دليل موقعيت شغلي پدر از خمين به زنجان رفت. او توانست دوره ابتدایی را در آن شهر تمام کند. دبيرستان خود را هم در كرمان در رشته رياضی پشت سر گذاشت. آوينی خدمت سربازی خود را نيز در نيروی هوایی به پايان رساند و در سال 1344 به عنوان دانشجوی رشته معماری، وارد دانشكده هنرهای زيبا شد.

البته او از کودکی با هنر انس داشت. شعر می سرود، داستان و مقاله می نوشت و نقاشی می کرد.

سید مرتضی در دوران دانشجويی به مسائل روز و مسائل هنر بسیار حساس و وارد یود. وی در عين حال كه دانشجوی هنر بود به فلسفه و ادبيات نيز علاقه فراوانی داشت و به گفته بسياری از هم دوره ای هايش، داراي نبوغ ويژه ای در فلسفه و ادبيات بود. او به نقاشی و شعر نيز گرايش كم نظيری داشت و البته هم نقاشی می‌كرد و هم شعر می سرود.

آوینی خود، در مصاحبه ای درباره روحیات و حال و هوای زمان دانشجویی اش در پیش از انقلاب می گوید: «تصور نکنید که من با زندگی به سبک و سیاق متظاهران به روشنفکری نا آشنا هستم، خیر من از یک راه طی شده با شما حرف می زنم. من هم سال های سال در یکی از دانشکده های هنری درس خوانده ام، به شب های شعر و گالری های نقاشی رفته ام.موسیقی کلاسیک گوش داده ام. ساعت ها از وقتم را به مباحثات بیهوده درباره چیزهایی که نمی دانستم گذرانده ام. من هم سال ها با جلوه فروشی و تظاهر به دانایی بسیار زیسته ام. ریش پروفسوری و سبیل نیچه ای گذاشته ام و کتاب «انسان تک ساحتی» هربرت مارکوز را بی آنکه آن زمان خوانده باشم طوری دست گرفته ام که دیگران جلد آن را ببینند و پیش خودشان بگویند: عجب! فلانی چه کتاب هایی می خواند، معلوم است که خیلی می فهمد! اما بعد خوشبختانه زندگی مرا به راهی کشانده است که ناچار شده ام رودربایستی را نخست با خودم و سپس با دیگران کنار بگذارم و عمیقا بپذیرم که«تظاهر به دانایی» هرگز جایگزین «دانایی» نمی شود و حتی از این بالاتر دانایی نیز با «تحصیل فلسفه» حاصل نمی آید. باید در جست و جوی حقیقت بود و این متاعی است که هر کس به راستی طالبش باشد، آن را خواهد یافت و در نزد خویش نیز خواهد یافت».(1)

سید مرتضی آوینی بعداز انقلاب شکوهمند اسلامی در سال 1357، حقیقت را در مسیری که امام راحل با احیای اسلام ناب محمدی، به روی حقیقت جویان گشوده بود یافت و با شور و اشتیاق، تمام سرمایه ها علمی و عملی اش را در راه تحقق اهداف و آرمان های این مسیر نویافته، صرف کرد. او در این باره می گوید: «با شروع انقلاب تمام نوشته های خویش را، اعم از تراوشات فلسفی، داستان های کوتاه، اشعار و...، در چند گونی ریختم و سوزاندم و تصمیم گرفتم که دیگر چیزی که حدیث نفس باشد ننویسم و دیگر از خودم سخنی به میان نیاورم. سعی کردم که «خودم» را از میان بردارم تا هرچه هست خدا باشد و خدا را شکر بر این تصمیم وفادار مانده ام. البته آن چه که انسان می نویسد همیشه تراوشات درونی خود اوست همه هنرها این چنین هستند کسی هم که فیلم می سازد اثر تراوشات درونی خود اوست اما اگر انسان خود را در خدا فانی کند، آنگاه این خداست که در آثار او جلوه گر می شود. حقیر این چنین ادعایی ندارم ولی سعی ام بر این بوده است».(2)

سال ۱۳۵۸ و با شروع کار جهاد سازندگی، سیدمرتضی به روستاها رفت تا هر خدمتی از دستش برمی آید برای مردم محروم انجام دهد. پس از مدت کوتاهی بر آن شد تا دوربین به دست بگیرد. این بود که به عنوان نماینده جهاد سازندگی به تلویزیون رفت و در گروه جهاد، آستین همت بالا زد. نخستین مستند و گزارش تصویری او به همراه همکارانش، درباره سیل آن سال ها در خوزستان و مردم سیل زده بود. کارهای بعدی، مجموعه «خان گزیده ها»(درباره غائله خسروخان قشقایی در شیراز) و «شش روز در ترکمن صحرا»(درباره واقعه خلق ترکمان در گنبد کاووس) نام داشت. او اگرچه ناآشنا با سینما نبود اما تجربه کار عملی مستقیم و مستندسازی نداشت. با این حال به خوبی پی برده بود که باید هر آنچه مانع باور مخاطب است، دور ریخته شود. این بود که ساعت های طولانی با مردم و مخاطبانش حرف می زد و تنها وقتی آنان حضور دوربین را فراموش می کردند، کار فیلمبردرای را شروع می کرد.

با شروع جنگ تحمیلی، گروه مستندسازی سیدمرتضی، برای تهیه گزارش های مستند عازم جبهه ها شد. گروه در روزهای محاصره خرمشهر برای تهیه فیلم وارد این شهر شد: «وقتی به خرمشهر رسیدیم هنوز خونین شهر نشده بود شهر هنوز سرپا بود، اگرچه احساس نمی شد که این حالت زیاد پر دوام باشد و زیاد هم دوام نیاورد. ما به تهران بازگشتیم و شبانه روز پای میز [تدوین] موویلا کار کردیم تا اولین فیلم مستند جنگی درباره خرمشهر از تلویزیون پخش شد: فتح خون».(3) مجموعه یازده قسمتی «حقیقت» کار بعدی گروه محسوب می شد که یکی از هدف های آن ترسیم علل سقوط خرمشهر بود.

بعداز آن کار گروه جهاد در جبهه ها ادامه یافت و با شروع عملیات والفجر هشت، شکل کاملا منسجم و به هم پیوسته ای پیدا کرد. آغاز تهیه مجموعه‌ ماندگار «روایت فتح» که بعد از این عملیات تا پایان جنگ به طور منظم از تلویزیون پخش شد به همان ایام باز می‌گردد.

با پایان جنگ سید مرتضی به نوعی فعالیت هنری مطبوعاتی روی آورد. او در این دوره به سینما، هنر، فرهنگ واحد جهانی و مواجههٔ آن با مسائل مختلف فکر می کرد. حاصل همه آن تأملات نظری، نوشته هایی است که از او به جا مانده. مقاله «تأملاتی در ماهیت سینما» که در فصلنامهٔ فارابی به چاپ رسید و بعد مقالاتی با عناوین «جذابیت در سینما»، «آینه جادو»، «قاب تصویر»، «زبان سینما» و… که از فروردین سال ۱۳۶۸ در ماهنامهٔ سوره منتشر می شد. بعدها مجموعه این مقالات در کتاب «آینه جادو» که جلد اول از مجموعه مقالات و نقدهای سینمایی اوست جمع آوری شد.

هرچند آشنایی آوینی با سینما در طول مدت بیش از ده سال مستندسازی و تجارب او در زمینه کارگردانی مستند و به خصوص مونتاژ باعث شد که قبل از هر چیز به سینما بپردازد، ولی ایده های او بیشتر از اینها بود. او در کنار تألیف مقالات تئوریک دربارهٔ ماهیت سینما و نقد سینمای ایران و جهان، مقالات متعددی در مورد حقیقت هنر، هنر و عرفان، هنر جدید اعم از رمان، نقاشی، گرافیک، تئاتر، هنر دینی و سنتی، هنر انقلاب و… تألیف کرد که بیشتر آن‌ها در ماهنامهٔ سوره به چاپ رسید. طی همین دوران در خصوص مبانی سیاسی اعتقادی نظام اسلامی و ولایت فقیه، فرهنگ انقلاب در مقابله با فرهنگ واحد جهانی و موضوعات دیگر تفکر و تحقیق کرد تا بتواند جواب هایی برای همهٔ سؤال هایی که داشت پیدا کند.

سید مرتضی آوینی در سال 1367 یک ترم در مجتمع دانشگاهی هنر تدریس کرد ولی چون مفاد مورد نظرش برای تدریس با طرح دانشگاه همخوانی نداشت، از ادامه تدریس صرف نظر کرد. مجموعه مباحثی که برای تدریس فراهم شده بود، با بسط و شرح و تفسیر بیشتر در همان مقاله بلندی که بعدها با عنوان «تاملاتی در ماهیت سینما» که در فصلنامه «فارابی» به چاپ رسید، منتشر شد.

اواخر سال ۱۳۷۰ مؤسسه فرهنگی روایت فتح به دستور مقام معظم رهبری تأسیس شد تا به کار فیلمسازی مستند و سینمایی درباره دفاع مقدس بپردازد و تهیه مجموعه روایت فتح را که بعد از پایان جنگ، ناتمام مانده بود، ادامه دهد. آوینی و دیگر اعضای گروه، سفر به مناطق جنگی را از سر گرفتند و طی مدتی کمتر از یک سال، کار تهیهٔ شش برنامه از مجموعه ده قسمتی شهری در آسمان را به پایان رساندند و مقدمات تهیه مجموعه های دیگری را دربارهٔ آبادان، سوسنگرد، هویزه و فکه تدارک دیده بودند. اگرچه مقارن با همین زمان، فعالیت های مطبوعاتی و فکری آوینی هنوز نیز ادامه داشت.

سید مرتضی آوینی با ساختن فیلم هایی چون «شش روز در ترکمن صحرا»، «سیل خوزستان»، «خان گزیده ها»، «حقیقت»، «با دکتر جهاد در بشاگرد»، «هفت قصه از بلوچستان»، «با تیپ المهدی در محور رأس البیشه»، «شیر مردان خدا! کرب و بلا در انتظار است»، «روایت فتح» و «شهری در آسمان» و نیز با نوشتن کتاب هایی چون «هر آنکه جز خود»، «آئینه جادو»، «توسعه و مبانی تمدن غرب»، «گنجینه آسمانی»، «یک تجربه ماندگار»، «فردایی دیگر»، «حلزون های خانه به دوش»، «رستاخیز جان»، «آغازی بر یک پایان»، «فتح خون»، «امام و حیات باطنی انسان»، «با من سخن بگو دوکوهه»، «مرکز آسمان»، «نسیم حیات»، «سفر به سرزمین نور» و «انفطار صورت» یکی از پرکارترین هنرمندان و تأثیرگذاران اندیشمندان هنر بعداز انقلاب بوده است.

هنر انقلابی
هنگامی که صحبت از «هنر انقلابی» و «آثار هنری انقلابی» به میان می آید، باید این پرسش را از خود بکنیم که آثار متصف به این وصف، در مفهوم، مضمون، خاستگاه، سلوک مؤلفین آنها و نهایتا اهداف و تأثیرگذاری های شان، واجد چه ویژگی هایی هستند که آنها را از آثار دیگر مشابه شان متمایز می کند؟ این سؤال از آن رو اهمیت دارد که می دانیم «هنر انقلابی» یک سبک نیست و فیگور و فرم خاصی هم ندارد، بلکه تنها نوعی گرایش مفهومی و موضوعی، معطوف به منشأ و غایت هنر است. به هر حال فهم صحیح این تمایز و تلاش برای مدون کردن آن - امری که شهید آوینی در تألیفات خود بسیار برای آن کوشید - می تواند چراغ راهی برای هنرمندان دلبسته ارزش های اسلامی و انقلابی در کوره های تاریکی زده سبک ها و مکاتب گوناگون هنری و فلسفه های راهنمای آنها باشد.

یک تفاوت لغوی
نکته مهمی که پیش از هر بحث راجع به «هنر انقلابی» باید مورد توجه قرار گیرد، پیشینه واژه «هنر» در سنت اسلامی ایرانی و ادبیات بومی ماست. امروزه ما «هنر» را ترجمه واژه لاتین Art می دانیم. این در حالی است که توجه به ریشه های لغوی این دو واژه نشان از تفاوتی بسیار ظریف و معنادار میان آنها دارد. «هنر» از ریشه «هونر» زبان پهلوی و «سونر» و «سونره» سانسکریت به معنای نیک مردی و نیک زنی است. این در حالی است که Art در ادبیات مدرن و جدید مغرب زمین از ریشه و معنای صنعت و صنعت گری و مهارت فنی است.(4) این نشان می دهد که در سنت بومی ایرانی اسلامی ما، همیشه هنر جایگاهی بهره مند از کمالات و فضائل داشته است. به تعبیر خود شهید آوینی، «[در سنت و ادبیات ایرانی اسلامی، همیشه]. ارباب هنر، ارباب کمال بوده اند حال آن که هنر در معنای اصطلاحی [و غربی] آن، نه به مفهوم کمال و فضیلت، بلکه به مجموعه مساعی خاصی اطلاق می گردد که توسط جماعت هنرمندان و منتزع از سایر مظاهر حقیقت در حیات بنی آدم انجام می شود. قدما هنر را به همین مفهوم به کار می برده اند و اگر می گفته اند «عیب مبین تا هنر آری به دست» هنر را مفهومی در مقابل عیب و به معنای کمال و فضیلت اعتبار می کرده اند.».(5)

چیستی و منشأ هنر؟
در دانش نامه ها و درس نامه ها و دیگر تألیفات مربوط به زیبایی شناسی و فلسفه هنر، «تعریف هنر» همیشه یکی از مشکل ترین و مناقشه برانگیزترین بحث هاست. در گذشته از هنر، تعاریف گوناگونی نظیر تقلید یا بازنمایی، واسطه انتقال احساسات، بیان شهودی، فرم دلالتگر و... ارائه شده است.(6) از آنجا که این تعاریف همیشه در انطباق با رشته ها و سبک ها و مکاتب مختلف هنری، دستخوش اشکالاتی همچون مانعیت و جامعیت بوده اند، گروهی از نظریه پردازان هنر بر آن شده اند تا به جای تلاش برای ارائه تعریفی از هنر، با بیان خاستگاه و منشأ آن، به ترسیم شمایلی نسبتا کامل از معنای آن نزدیک شوند. در اینجا، همگان حتی فیلسوفان مغرب زمین - مثلا چهره هایی چون کانت و شلینگ - اعتقاد دارند که هیجانات و تأثرات و احساسات انسان، موجب تکوّن هنر و پدید آمدن آثار هنری می شوند.(7)

هنرمند درون خود جوشش احساس دارد. او نسبت به زیبایی ها، زشتی ها، تلخ کامی ها و جلال و جمال، احساسی را درک می کند. این احساس ریشه اصلی هنر است. انسان فاقد احساس اگر سرشار از دانش های مختلف هم باشد، از این دانش ها هرگز هنر برنمی خیزد.(8)

سید مرتضی آوینی در تعبیری بسیار لطیف در این باره می نویسد: «هنر، یاد بهشت است و نوحه انسان در فراق. هنر زبان غربت بنی آدم است در فرقت دارالقرار و از همین روی، همه با آن انس دارند چه در کلام جلوه کند، چه در لحن، و چه در نقش».(9) آن شهید روشن ضمیر در جایی دیگر این حقیقیت را این گونه بازگو می کند که: «احساس انسان در برابر طلوع و غروب خورشید، در برابر وزش نسیم در لابه لای برگ های درختان، در برابر گل ها و در برابر تجلیات فصول مختلف در طبیعت، احساس انسان در برابر آسمان پرستاره و... تجلیات احساس مختلفی است که در روح انسان در برابر حقیقت واحد ظهور و بروز پیدا می کند [و ادراک هنر نیز از همین نوع احساس است]».(10)

مهندسی احساسات توسط هنرمند
گفتیم که هنر ریشه در احساسات و تأثرات انسانی فرد دارد. اما این احساسات، بعداز عبور از صافی ذهن و نوع بیان هنرمند است که قابل انتقال می گردد. هنرمند با الهامی آسمانی آشناست و روحش سرچشمه نبوغی بی پایان است. این نکته هم فاصله و دوری هنرمند را از مردمان عادی نشان می دهد و هم به لحن پیامبرگونه او معنا می بخشد.(11)

در واقع هنرمند انسانی است که احساسی از غیب عالم در او تحقق پیدا کرده است و او می تواند به این احساس لباس زیبا بپوشاند، آن را زبان دار کند و با زبانی متناسب آن را به دیگران منتقل نماید. هنرمند پیشرو می تواند از جهان آینده خبر دهد و آینده ها را احساس کند چرا که از جهان بزرگ تری متولد شده، آن جهان بزرگ تر را درک کرده و بر آن است تا احساس و درک خود را با در نظر گرفتن همه تنگناهایی که بر این دنیای محدود و زمان موجود حاکم است، به مخاطبان خویش منتقل کند. احساسات یک هنرمند فراتر از زمانه او و فراتر از محدوده حیات حسی، در او تجلی می یابد. پس این ظرفیت را دارد که احساسات و عواطف اجتماعی را مدیریت کند و با عبور آنها از مرزهای کنونی، نیاز جدیدی را در جامعه فعال کند. ایجاد نیاز جدید در متن انسان یا متن جامعه و احساس برآمده از این طریق همان عاملی است که یک حرکت اجتماعی را سامان می بخشد و جامعه را به سوی آینده رهبری می کند.(12)

بعد از روشن شدن جایگاه هنرمند در شکل دهی به احساسات و تأثیر او بر فرد و جامعه، این سؤال را مطرح می کنیم که آیا ممکن است - آن گونه که برخی ادعا می کنند - هنرمند، هنر خود را فقط معطوف به جنبه هایی هنری کارش بداند (هنر برای هنر) یا اینکه خود را از هر گونه تعهدی آزاد بداند؟

نگاه شهید آوینی به نظریه «هنر برای هنر» و «آزادی هنرمند از تعهد»
ارسطو برای هنر شأن صدق و کذب قائل نبود و از اینجا هنر را فاقد موضوع جزئی و مشخص انضمامی می دانست و معتقد بود که هنر روی به امر کلی شبه انتزاعی دارد. از این نظر پارناسیسم و نظریه هنر برای هنر نقطه عزیمت خویش را نظریه ارسطو قرار می دهد و صرف زیبایی شناسی و ابداع و هیجان نفسانی را بنیاد تجربه هنری تلقی می کند و ساختارشکنی انتزاعی و آبستره را بنیاد کار هنری برای رهایی هنرمند از قید و بندهای اجتماعی و سیاسی و از آنجا آزادی مطلق او تلقی می کند.(13)

شهید آوینی در ارزیابی این نظریه اعتقاد دارد که: هنر براي هنر، عنوان توصيفي تلاشي است كه سعي دارد هنر را بي نياز از دين و حكمت و تعهد در خود هنر معنا كند. اما مگر اين كار ممكن است؟ هنرمند امروز، از تعهد و پيام مي گريزد و يا تعهد خويش را در انكار تعهد و پيام مي جويد بي آن كه بداند و در اين معنا انديشه كند كه آيا گريز از پيام و تعهد و انكار آن ممكن است يا خير. هنر، عين پيام و تعهد است و انتزاع اين دو از يكديگر و انكار نسبتي كه مابين شان وجود دارد، از اصلْ بي معناست و محال. هنر برای هنر، نقابی است فریبکارانه بر چهره این معنا: هنر در خدمت خودپرستی هنرمند.(14)

در افق فکری شهید آوینی، آزادی هنرمند در «درک تکلیف» او [نسبت به جامعه اش] معنا می یابد نه در «نفی و طرد التزام به همه چیز» و البته این التزام باید از درون ذات بیرون بجوشد نه آنکه از بیرون سایه بر وجود هنرمند بیندازد. در اینجا عدم تعهد همان قدر بی معناست که اجبار [هرمند به پدید آوردن اثری هنری به نفع یک ایدئولوژی یا جهت سیاسی و اجتماعی خاص]. یعنی همان طور که هنرمند را نمی توان مجبور کرد، خود او نیز نمی تواند از تعهد درونی خویش بگریزد. و هر تعهدی خواه ناخواه ملازم با تکلیفی است متناسب آن و به این اعتبار، هیچ اثر هنری نمی توان یافت که صبغه سیاسی نداشته باشد.(15) جورج اُرول در این باره می گوید: «هیچ کتابی از تعصب سیاسی رها نیست. این عقیده که هنر باید از سیاست برکنار بماند، خودش یک گرایش سیاسی است!»(16) ویلیامز جیمز نیز نشان داد که هنر به طور عام و ادبیات به طور خاص بخشی از سازمان یابی اجتماعی است و نمی توان از محیطی که در آن شکل گرفته، جدایش کرد.(17)

تعهد هنرمند باید به کدام جهت باشد؟
بعداز روشن شدن امکان ناپذیری تهی بودن اثر هنری و فعالیت هنرمندان از هیچ گونه تعهد و جهت معنایی، این سؤال مطرح می شود که هنرمند باید به چه چیزی متعهد باشد. «هنرمند بايد اهل درد باشد و اين درد نه تنها سرچشمه زيبايي و صفاي هنري، بلكه معيار انسانيت است. آدم بي درد هنرمند نيست كه هيچ، اصلاً انسان نيست».(18) به تعبیر سوزان سونتاگ، نویسنده [و هنرمند] به این علت رنجبر نمونه وار است که هم ژرف ترین سطح رنج و هم ابزاری حرفه ای برای تصعید آن در اختیار دارد. او در مقام یک انسان رنج می برد و در مقام یک نویسنده رنجش را به هنر تبدیل می کند.(19) بتهوون نیز از رسالت هنرمند در بیان آرزو و رنج های همگان یاد می کرد و آندری تارکوفسکی نیز بر این نکته تأکید داشت که هنرمند به جای همه کسانی که خود قادر به سخن گفتن نیستند، حرف می زند.
(20)

البته هنرمندان موحد و انقلابی در این بین، حتی وظیفه ای سنگین تر دارند آنها گذشته از آن که باید جهان را به مثابه نشانه ای برای حق ببیند و به تبعیت از این تعهد، هنر او نیز رو به بالا بیاورد و به حقایق متعالی اشاره داشته باشد، باید زبان سمبولیک اشیا را با توجه به این حقیقت پیدا کند که هر شیء در واقع آیت و نشانه حق است و از وجه خاصی به حق اشاره دارد و این اشارات نیز با یکدیگر متفاوت است.

با این اوصاف می گوییم که هنر انقلابی هنری است که مدافع ارزش‌هایی است که در جریان انقلاب شکل گرفته‌اند و این ارزش‌ها را مطالبه می‌کند. هنرمند انقلابی، هنرمندی است متذکر، امیدبخش، عدالت‌جو، روشنگر و مستقل که همیشه در جناح مظلومان قرار می‌گیرد و برای افشای ظالمان کار می‌کند. این هنرمند در بزنگاه‌ها حضور خودش را نشان می‌دهد و حرفی برای گفتن دارد و حرف‌هایش از سر دلسوزی و دغدغه و نگاه به ارزش‌هایی که برگرفته از فرهنگ دینی و مقاومت است. امام خمینی(ره) همه این ویژگی ها و مطالبات را به اختصار و زیبایی در پیام شان به هنرمندان و خانواده شهدا، این گونه بیان فرمودند:

«تنها هنرى مورد قبول قرآن است که صیقل دهنده اسلام ناب محمدى(صلى اللَّه علیه و آله)، اسلام ائمه هدى(علیهم السلام)، اسلام فقراى دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانه خوردگانِ تاریخِ تلخ و شرم‏ آور محرومیت ها باشد. هنرى زیبا و پاک است که کوبنده سرمایه دارى مدرن و کمونیسم خون‏ آشام و نابودکننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگى، اسلام مرفهین بى‏ درد، و در یک کلمه «اسلام امریکایى» باشد. هنر در مدرسه عشق نشان دهنده نقاط کور و مبهم معضلات اجتماعى، اقتصادى، سیاسى، نظامى است. هنر در عرفان اسلامى ترسیمِ روشن عدالت و شرافت و انصاف، و تجسیم تلخکامى گرسنگانِ مغضوبِ قدرت و پول است. هنر در جایگاه واقعى خود تصویر زالوصفتانى است که از مکیدن خون فرهنگ اصیل اسلامى، فرهنگ عدالت و صفا، لذت مى‏ برند. تنها به هنرى باید پرداخت که راه ستیز با جهانخواران شرق و غرب، و در رأس آنان امریکا و شوروى، را بیاموزد. هنرمندان ما تنها زمانى مى ‏توانند بى‏ دغدغه کوله بار مسئولیت و امانت شان را زمین بگذارند که مطمئن باشند مردم شان بدون اتکا به غیر، تنها و تنها در چهارچوب مکتب شان، به حیات جاویدان رسیده ‏اند. (21)

منبع:
.
پی نوشت:

(1). ر.ک: پایگاه اطلاع رسانی شهید آوینی: http://www.aviny.com/Aviny/Autobiography.aspx.

(2). همان.

(3). ر.ک: پایگاه اطلاع رسانی شهید آوینی: http://www.aviny.com/Aviny/Biography.aspx.

(4). دین و سینما، مددپور، محمد، انتشارات سوره مهر، تهران، 1386هـ ش، چاپ اول، ص 185 و 186.

(5). مقاله «منشور تجدید عهد هنر»، آوینی، مرتضی، نشریه سوره، دوره اول، شماره اول، فروردین 1368، ص 13.

(6). دانشنامه زیبایی شناسی، ویراسته: کات، بریس، مک آیورلویس، دومینیک، ترجمه: صانعی دره بیدی، منوچهر و دیگران، ویراست: علایی، مشیت، انتشارات فرهنگستان هنر، تهران، 1386هـ ش، چاپ سوم، ص 127؛ همچنین ن.ک: مبانی فلسفه هنر، شپرد، آن، ترجمه: رامین، علی، انتشارات علمی فرهنگی، تهران، 1390هـ ش، چاپ هشتم، ص 7 و 33 و 67.

(7). حقیقت و زیبایی؛ درس های فلسفه هنر، احمدی، بابک، نشر مرکز، تهران، 1396هـ ش، چاپ سی و سوم، ص 125.

(8). گفتارهایی در مبانی هنر، میرباقری، سید محمدمهدی، انتشارات تمدن نوین اسلامی، قم، 1393هـ ش، چاپ اول، ص 125.

(9). مقاله «هنر، یاد بهشت و نوحه انسان در فراق»، آوینی، مرتضی، نشریه سوره، ش 10، دی ماه 1368، ص 54.

(10). ن.ک: همسفر خورشید، تاجدینی، علی، انتشارات نماد اندیشه، تهران، 1390هـ ش، چاپ اول، ص 229 و230.

(11). حقیقت و زیبایی؛ درس های فلسفه هنر، همان، ص 128.

(12). گفتارهایی در مبانی هنر، همان، ص 56 و 57.

(13). دین و سینما، همان، ص 170.

(14). ن.ک: رستاخیز جان، آوینی، مرتضی، انتشارات ساقی، تهران، 1383هـ ش، چاپ سوم، ص 148 به بعد.

(15). همان، ص 4.

(16). 1984، جرح ارول، ترجمه: حسینی، صالح، انتشارات نیلوفر، تهران، 1369هـ ش، ص 9.

(17). حقیقت و زیبایی؛ درس های فلسفه هنر، همان، ص 167.

(18). مقاله «جنگ در آیینه مصفای نقاشی متعهد، شکیب، سجاد، نشریه سوره، دوره اول، شماره اول، فروردین 1368، ص 30.

(19). علیه تفسیر، سونتاگ، سوزان، ترجمه: اخگر، مجید، انتشارات بیدگل، تهران، 1396هـ ش، چاپ چهارم، ص 79.

(20). حقیقت و زیبایی، درس های فلسفه هنر، همان، ص 127.

(21). صحیفه امام، خمینی، روح الله، انتشارات مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تهران، بی تا، ج 21، ص 145 و 146.

تاریخ انتشار: « 1399/01/20 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 460